راهنمای دانشجویان حسابداری ومدیریت

مقالات قوانین استانداردهاوتازه های حسابداری و مدیریت

سایتهای مفید برای دانلود مقالات حسابداری
[ جمعه دوم اسفند 1392 ] [ 18:11 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
پایان نامه به زبان انگلیسی -کانادا
[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 ] [ 16:15 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]

تحقیق چیست؟

تحقيق، از ريشة « حق » است. حق يعني آن‌چه كه درست و استوار و ثابت باشد. ريشة اصلي واژة حق، در تمام اشتقاق‌هايش مفهوم ثابت و مطابقت با واقع و استحكام را دارد.

احقاق و تحقيق يك امر، يعني چيزي را ثابت و استوار ساختن، درستي چيزي را به اثبات رساندن، «حق» بودن مطلبي را آشكار ساختن و به عبارتي: شناخت « هست » ها. تحقيق، يك تلاش فكري و علمي براي « يافتن » مطلب درست و حق، و « ارائه» و « اثبات » آن است.

انواع تحقيق

-------------------------

تحقيق را به صورت هاى مختلفى تقسيم كرده و انواع گوناگونى را براى آن در نظر گرفته اند. مهم ترين تقسيم بندى تحقيق , تقسيم آن به دو نوع بنيادى و كاربـردى است . تحقيق بنيادى به منظور ارائه نظريه هاى جديد علمى و گسترش عـلوم در زمينه هاى مختلف صورت مى پذيرد. اين نوع تحقيق با هدف پروراندن نـظـريـه هـاى عـلمى از طريق كشف اصول يا قواعد كلى صورت مى گيرد و به كـاربـرد ايـن يـافـتـه ها در صحنه عمل و واقعيت كمتر توجه مى شود. اين نوع تـحـقـيقات معمولا در موقعيت هاى آزمايشگاهى و اغلب بر روى حيوانات انجام مـى شـود. روان شـنـاسـان از جـمـلـه دانشمندانى هستند كه به انجام اين نوع تحقيقات بيشتر علاقمند هستند.

تـحـقيقات كاربردى به منظور حل سريع مسائل و مشكلات و اتخاذ تدابير لازم انـجام مى شود. اين نوع تحقيق با استفاده ازيافته هاى تحقيقات بنيادى در صدد حل مشكلات گوناگون بر مى آيد. به عبارت ديگر, در تحقيق كاربردى , محقق يافته هاى تحقيق بنيادى را در صحنه عمل مى آزمايد, بنابراين , تحقيق كاربردى بر خلاف تحقيق بنيادى كه جنبه نظرى دارد, بيشتر به سمت پديده هاى واقعى و مـسـايـل عـملى معطوف است و در شرايط غير آزمايشگاهى و در رويارويى با واقعيات سياسى آاجتماعى و... انجام مى شود.

بـرخـى ديگر از صاحب نظران , در يك تقسيم بندى كلى , تحقيق را به دوگونه تـحـقـيق تكوينى و تحقيق توسعه اى (تكاملى) تقسيم كرده اند. از اين ديدگاه , تحقيق تكوينى به تحقيقى اطلاق مى شود كه در صدد يافتن علت تكوين و ايجاد يك پديده يا موضوع تحقيق است , ولى تحقيق توسعه اى يا تكاملى , تحقيقى است كه به دنبال فهم فرآيند و مسيرى است كه يك موضوع يا پديده ازآغاز تولد خود تا كنون طى كرده است . اين نوع تحقيق بر آن است تا معلوم كند كه , پديده مورد نـظـر چـه مـسـيـرى را پـشـت سرگذاشته و چرا چنين مسيرى را طى كرده است.

بـرخـى ديـگر عقيده دارند كه همه مطالعات تحقيقى به صورت يكى از اشكال سه گانه تحقيق تاريخى , تحقيقتوصيفى و تحقيق تجربى يا مجموعه اى از آن ها خـواهـد بـود. از ايـن ديـدگـاه , تحقيق تاريخى , آنچه را كه وجود داشته است تـوصـيـف مـى كند, به عبارت ديگر اين نوع تحقيق شامل بررسى , ثبت , تجزيه و تـحـليل و تفسير رويدادهاى گذشته است تا به كمك آن , محقق ضمن شناخت گذشته , به شناخت وضع موجود و تا حدودى نيز به پيش بينى وضع آينده نايل شود.

تـحـقيق توصيفى نيز از اين ديدگاه آنچه را كه هست توصيف مى كند. اين نوع تحقيق نيز شامل توصيف , ثبت و تجزيه و تحليل شرايط موجود است . در اين نوع تحقيق سعى مى شود تا روابط ميان عوامل (متغيرهاى) دست كارى نشده كشف شـود. درتـحـقيق تجربى نيز محقق در صدد مشخص كردن روابط موجود بين عوامل و متغيرهاى مختلف است , با اين تفاوت كه درتحقيق تجربى امكان دست كـارى و كنترل عوامل و متغيرهاى دخيل در موضوع تحقيق يا پديده مورد نظر وجود دارد.

دانـشـمـندان و صاحب نظران درس روش تحقيق , انواع زيادى از تحقيق را نام بـرده انـد كـه بررسى همه آن ها ممكن نيست , دريك جمع بندى مى توان به سه نـوع اصلى تحقيق اشاره كرد. به عبارت ديگر, تحقيق در علوم اجتماعى به طور عام و علوم سياسى به طور خاص به يكى از اشكال زير مى تواند وجود داشته باشد.

1) تحقيق اكتشافى

2) تحقيق توصيفى

3) تحقيق تبيينى

تحقيق اكتشافى: هـدف اصـلـى در تـحـقـيـق اكـتـشافى , شناخت وضعيتى است كه درباره آن آگـاهـى هـاى لازم وجـود ندارد, به عبارت ديگر, در اين نوع تحقيق , محقق به دنبال دستيابى به اطلاعاتى است كه با كمك آن ها مى تواند موضوع تحقيق را به خـوبـى بـشـنـاسـد. بنابر اين , بااين تعريف هر تحقيقى نيازمند انجام يك سرى مـطـالـعـات اكـتـشـافـى اسـت يـعـنـى تحقيق اكتشافى زمينه اى است براى انجام تحقيقات مهم تر و گسترده تر.
بـرخـى از صاحب نظران , تحقيق اكتشافى را تحقيق برآوردى نيز ناميده اند, به نـظـر آن هـا در اين نوع تحقيق , هيچ فرضيه اى پيشنهاد نمى شود و مورد آزمون قـرار نمى گيرد بلكه هدف آن تنها به دست دادن برآوردى از يك مساءله خاص است . تحقيق اكتشافى را نمى توان تحقيق به معناى حقيقى آن دانست , بلكه در عـوض نوعى مطالعه است كه باعث وسعت بخشيدن به ديدگاه ها و انديشه هاى محقق مى شود. بـنـا بـراين , وظيفه تحقيق اكتشافى نه رسيدگى كردن به فرضيه هاى تحقيق است و نه جمع آورى اطلاعات در مورد مساءله تحقيق , بلكه ايجاد زمينه مناسب بـراى درك بـهـتـر پـديـده هاى مختلف يا مساءله خاصى است كه محقق , فاقد اطـلاعـات كـافى درآن مورد است . تحقيق اكتشافى ممكن است به صورت هاى مـختلفى انجام شود مانند: خواندن متون و نوشته هاى مختلف ,مصاحبه با افراد, مشورت با اساتيد و صاحب نظران و...

تحقيق توصيفى: تحقيق توصيفى شامل مجموعه روش هايى است كه هدف از آن ها توصيف كردن پـديـده يـا پـديـده هاى مورد بررسى است . دراين نوع تحقيق , توصيف و معرفى پـديده مورد نظر از طريق بر شمردن ويژگى ها, ابعاد و حدود آن پديده صورت مـى پـذيرد. دراين نوع از تحقيق , محقق ممكن است در صدد شناسايى عوامل و مـتغيرهاى دخيل در يك پديده يا موضوع خاص برآيد ولى به بررسى روابط بين ايـن عـوامـل و تشخيص نوع آن ها نمى پردازد. به عبارت ديگر, هدف در تحقيق تـوصيفى , شناسايى وضع موجود است , نه قضاوت درباره آن يا بررسى نوع رواب ط موجود بين عوامل و متغيرهاى مختلف .
بـنـابـراين , در يك تحقيق توصيفى , محقق الزاما در پى كشف و توضيح روابط, همبستگى ها و نيز آزمودن فرضيه ها و پيش بينى حوادث و رويدادها نيست , بلكه توجه او بيشتر در جهت توصيف و گزارش نويسى از موقعيت ها و وقايع بر اساس اطـلاعاتى است كه بيشتر جنبه وصفى دارد, البته بايد دانست كه صاحب نظران در مـورد مفهوم دقيق تحقيق توصيفى اتفاق نظر ندارند وگاهى به تعريف اين نـوع از تـحـقـيـق تـا آن اندازه وسعت مى دهند كه شامل همه انواع تحقيق جز تحقيقات تاريخى و تجربى ,مى شود. در اينجا منظور از تحقيق توصيفى عـبـارت اسـت از: تـوصـيـف عـيـنـى , واقـعى و منظم خصوصيات يك پديده , يك موقعيت و يا يك موضوع .


تحقيق تبيينى: ايـن نوع تحقيق كه به آن تحقيق علمى نيز گفته مى شود, در صدد پيدا كردن روابـط عـلـت و معلولى بين متغيرهاى مختلف است .البته ناگفته نماند كه در عـلوم سياسى يا به طور كلى در علوم اجتماعى , بررسى روابط على به گونه اى قـطعى مطرح نيست ـ يعنى در علوم اجتماعى به طور مسامحه از روابط علت و مـعـلـولـى سـخـن بـه مـيـان مـى آيـد ـ زيـرا در مورد پديده هاى اجتماعى و سـيـاسـى نـمـى تـوان بـه رابطه على دست يافت بلكه اين نوع روابط همواره با درصـدى از احـتـمـال بيان مى شود. اين امر از آنجا ناشى مى شودكه پديده هاى سـياسى و اجتماعى معمولا تحت تاءثير عوامل و متغيرهاى زيادى قرار دارند كه شـنـاسـايـى همه آن ها از عهده يك محقق علوم اجتماعى خارج است ,به عبارت ديـگـر, گـفته مى شود كه (اصل چند متغيرى) بر پديده هاى اجتماعى حاكم اسـت. تـعـريفى كه از تحقيق ارائه شد در واقع تنها برازنده تحقيق تبيينى است , زيرا تنها دراين نوع از تحقيق است كه مراحل كلى سه گانه سؤال , فرضيه و آزمون وجود دارد. بنابراين , هدف اصلى يك پژوهشگر علوم سياسى بايد كسب توانايى براى انجام يك تحقيق از نوع تبيينى آن باشد .

منبع: درآمدی بر روش تحقیق در علوم سیاسی، نوشته اسماعیل جهانبین

تفاوت میان تحقیق و تألیف

-----------------------------------------------

تأليف از ريشة « الفت » و به معناي پيوندزدن، به هم آميختن، گردآوري مطالب متناسب با هم در يك مجموعه است و معمولاً نياز به تتّبع و كاوش و دقت و حوصله دارد. گرچه در عرف رايج، معمولاً تأليف و تحقيق را و مؤلف و محقق را به جاي هم به كار مي‌برند، ولي ميان محقق و مؤلف تفاوت بسيار است.

مؤلف، صرف گردآورندة مطالبي از جاهاي مختلف و تنظيم كنندة مطالبي است كه با تتبع و پژوهش به دست آورده است، اما محقق، از انديشه‌اي نقّاد و ديدگاهي عميق برخوردار است و « صاحب نظر » است و كارش تنها جمع آوري مطالب از منابع مختلف نيست بلكه انديشمندي است كه نظريه‌اي را با برهان و دليل، اثبات يا رد مي‌كند، يا مطلبي جديد كشف مي‌نمايد، يا مطلب كشف شده‌اي را تكميل مي‌كند، يا چيزي را كه به صورت نظريه بوده است به اثبات مي‌رساند.

«نظريه پردازي» و اثبات آن نيز ذهني قوي و شيوه‌اي محققانه مي‌طلبد. البته تتبع و كاوش، مقدمة تحقيق مي‌تواند قرار بگيرد و محقق، بر مبناي « يافته‌ها » مي‌تواند نظر بدهد.

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 14:20 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
تحقیق

تحقیق چیست؟

تحقيق، از ريشة « حق » است. حق يعني آن‌چه كه درست و استوار و ثابت باشد. ريشة اصلي واژة حق، در تمام اشتقاق‌هايش مفهوم ثابت و مطابقت با واقع و استحكام را دارد.

احقاق و تحقيق يك امر، يعني چيزي را ثابت و استوار ساختن، درستي چيزي را به اثبات رساندن، «حق» بودن مطلبي را آشكار ساختن و به عبارتي: شناخت « هست » ها. تحقيق، يك تلاش فكري و علمي براي « يافتن » مطلب درست و حق، و « ارائه» و « اثبات » آن است.

تحلیل استنادی (Citation analysis) چیست؟

منبع : همشهری آنلاین

عباس حُرّی:
تحلیل استنادی یا مطالعه استنادی یکی از متداول‌ترین فنون کتابسنجی است که در آن قواعد حاکم بر رابطه میان مدرک استناد دهنده (متن) و مدرک مورد استناد (سند)، جست‌وجو و مطالعه می‌شود.

در هر اثر مکتوبی ممکن است به‌علل گوناگون به تجربه‌ای، قولی، یا مکتوبی اشاره شود، که به این امر استناد می‌گویند. ممکن است چگونگی استناد در انواع نوشته‌ها متفاوت باشد، ولی عمل استناد شناخته شده است و هم‌عمر کتابت و تألیف است. البته رسم ارائه فهرست مآخذ، به‌عنوان بخشی جدا و مستقل از متن، رسمی متأخر است.

تاریخچه. پیشینه استناد یا اِسناد را باید در قرون اولیه قمری و در علم‌الحدیث جست‌وجو کرد. در حدیث، اِسناد به زنجیره ناقلان (سلسله سند) عنصر اساسی تشخیص صحّت و اعتبار هر حدیث بوده است. دو اصطلاح "سند" و "متن" در علم‌الحدیث کاملا شناخته شده است. سند را آنچه مورد اسناد قرار گرفته (یا زنجیره ناقلان) و متن را بیان آخرین راوی تعریف کرده‌اند؛ تعریفی که امروزه نیز در نمایه استناد (Citation index) به‌کار می‌رود. ظاهرآ در نسخه‌های خطی دینی و حقوقی عبری در قرن 12 میلادی به‌کار می‌رفته است.

استفاده از تحلیل استنادی، در غرب، نخست در حوزه علم حقوق در سال 1743 برای مدوّن کردن مرافعات حقوقی مورد استفاده قرار گرفت که نسخه مدوّنی از آن متعلق به 1821 در دست است. سپس در سال 1873 برای کشف چگونگی تصمیم‌گیری درباره مرافعات خاص حقوقی با استفاده از زنجیره استناد به موارد مشابه پیشین نیز از آن استفاده شد. با ظهور نمایه استنادی علوم (Science Citation Index)، که مؤسسه اطلاعات علمی (Institute for Scientific Information (ISI در سال 1963 منتشر ساخت، استفاده از این منبع به‌عنوان ابزاری برای مطالعات و تحلیل‌های گوناگون رونق یافت و امروزه از جمله فنون شناخته‌شده برای مطالعات کتابسنجی است.

انواع تحلیل استنادی. از بدو پیدایش روش تحلیل استنادی، تحقیقات فراوانی در این زمینه صورت گرفته است. در این تحقیقات فقط به رابطه میان سند و متن توجه نشده بلکه بر مبنای این رابطه، و با توجه به فرض این‌گونه تحلیل‌ها، روابط میان خود "متن"ها و یا خود "سند"ها نیز موضوع تحقیقات بسیاری بوده و اساس راه‌حل‌هایی برای عمل گزینش متون بنیانی و کشف معتبر از نامعتبر قرار گرفته است. به همین سبب و برای سهولت بررسی این‌گونه پژوهش‌ها، شاید بتوان آنها را از لحاظ شیوه عمل به دو گروه عمده تقسیم کرد: الف) تحلیل استنادی عمودی؛ و ب) تحلیل استنادی افقی.

الف. تحلیل استنادی عمودی. غرض از تحلیل عمودی، کشف قواعد حاکم بر رابطه متن و زنجیره اسناد آن است. یعنی هر مقاله علمی به‌عنوان حلقه‌ای از یک زنجیره در قیاس با مقالات قبل و بعد از خود سنجیده می‌شود. البته برخلاف علم‌الحدیث، این‌گونه تحلیل بر آن نیست که سخنی یا بیانی را در زنجیره ناقلان دنبال کند تا به معصوم برسد، بلکه یکی از فعالیت‌هایی که در آن حوزه و با استفاده از این نوع تحلیل صورت می‌گیرد، تعقیب یک اندیشه از طریق ردگیری استنادها (Citation tracing) جهت رسیدن به نخستین طراح یک فکر، یا بداعت در یک حوزه علمی، و به قولی، به‌منظور استفاده در تدوین تاریخ علوم است.

در این روش، فرض بر آن است که عمل استناد خود سبب می‌شود که، خواسته یا ناخواسته، شبکه‌ای میان اسلاف (اسناد) و اخلافِ (متون) یک زمینه پدید آید. هربار که نویسنده‌ای به مقالات پیشین استناد می‌کند نه تنها بر حجم انتشارات آن زمینه می‌افزاید، بلکه در بافت شبکه ارتباطی آن زمینه نیز اثر می‌گذارد. اثرگذاری در اینجا به‌معنای حضور یک مدرک در سیاهه مآخذ آثاری است که بعدآ در آن زمینه منتشر شده است. بدین ترتیب، ارزش یک مقاله علمی بر مبنای تأثیر در مقالات و نوشته‌های بعدی (حضور در مجموعه مآخذ آنها) تعیین می‌شود. معتبرترین تحقیق در این زمینه کار درک دوسولا پرایس است که در سال 1965 بر مبنای نمایه استنادی علوم درباب انتشارات سال 1961 صورت گرفت.

وی در این مقاله اشاره می‌کند که مقالات مختلف با بسامدهای متفاوتی در نوشته‌های بعدی ظاهر می‌شوند. طبق فرض چنین تحقیقی، مقالاتی در حوزه خود مؤثرتر بوده‌اند که دفعات بیشتری مورد استناد قرار گرفته باشند. از سوی دیگر، عمر و دوام مقالات از لحاظ حضور در سیاهه مقالات بعدی نیز طبق این تحقیقات تابع قواعد معیّنی است. به عبارت دیگر، عمر انتشارات را می‌توان به سه دوره عمده تقسیم کرد: تولد، باروری (زایندگی)، و مرگ (نازایی).

دوره تولد، دوره‌ای است که زمینه‌ای نو پدید می‌آید، ولی آثار پژوهشی آن به‌سبب نو و ناشناخته بودن، هنوز در سیاهه مآخذ مقالات بعدی ظاهر نمی‌شود. دوره باروری، دوره‌ای است که یک مقاله یا مجموعه‌ای از مقالات، بالاترین بسامد را از لحاظ حضور در سیاهه مدارک گوناگون بعدی دارا می‌شود، و سپس این زایندگی رو به افول می‌گذارد تا آنجا که تقریبآ از لحاظ استناد، مرده به‌شمار می‌رود. البته درجه باروری مقالات متفاوت است؛ از این طریق می‌توان مقالات بارور را پیش‌بینی کرد، زمان وقوع نازایی مقالات را حدس زد، و جز آن.

تأثیر "اسلاف" بر "اخلاف" محدود به رابطه مستقیم و بلافصل سند و متن نیست. ممکن است این تأثیر از طریق نسل‌های واسط صورت گیرد و پیوسته در نسل‌های بعدی ادامه یابد؛ به‌طوری که پس از گذشت چند نسل انتشاراتی، بتوان از طریق زنجیره استنادها به جمع کوچکی رسید که پیوسته در کارهای بعدی به‌طور متصل (بی‌واسطه) یا منفصل (باواسطه) مؤثر بوده‌اند. این جمع کوچک یا چهره‌های برجسته یک قلمرو را پرایس "خط مقدم جبهه تحقیق" یا "پیشگامان تحقیق" آن حوزه می‌خواند. در همین باب، گارفیل و مارگلین و محققان دیگری نیز برآنند که از طریق ردگیری استنادها به گروهی خواهیم رسید که پیوسته مورد استناد قرار گرفته‌اند و در واقع بیشترین استنادها به آنان صورت گرفته است که از این جمع به کلن تعبیر کرده‌اند. چنین جمعی در میان محققان حدیث نیز مطرح بوده است. یعنی به جماعتی از مشایخ حدیث که احادیث پیوسته توسط آنان یا از طریق آنان نقل می‌شده "عدّه" می‌گفته‌اند.

پرایس در مقاله معتبر خود "شبکه مقالات علمی" به این نکته اشاره می‌کند که مقالات ارزنده از میان خیل مقالات نشریات مختلف آن‌قدر اندک است که می‌توان نشریه‌ای تحت عنوان "نشریه مقالات واقعآ مهم" منتشر ساخت و این‌گونه مقالات را در آن گردآورد. این امر در سال‌های بعد توسط محققان دیگر نیز مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. نظیر چنین منبعی که پرایس پیشنهاد کرده، در علم‌الحدیث وجود داشته و به آن "مشیخه" می‌گفته‌اند که عبارت بوده است از کتابی که نام شیوخ یک فرقه یا حوزه و سلسله اسناد حدیث در آن می‌آمده است.

در سنّت کتابنامه‌نگاری اسلامی نیز مشیخه‌نویسی معمول بوده و در آن مؤلفات اسلامی همراه با سند کتاب‌ها و اجازه مؤلفان سیاهه می‌شده است. البته از تحلیل استنادی عمودی استفاده‌های دیگری نیز تا به امروز به‌عمل آمده که گزینش نشریات معتبر و پراستفاده حوزه‌های مختلف علمی و تخصصی از آن جمله است. در این روش، مبنا همان فرض نخستین است که متناسب با هدف گزینش، اندکی تغییر یافته است. یعنی هرچه نشریه‌ای بیشتر مورد استناد قرار گیرد اهمیت نسبی‌اش در آن حوزه بیشتر است. این طرح توسط افراد متعدد و با استفاده از روش‌های مختلف آماری دنبال شد. البته گروهی نیز از تحلیل استنادی نه به‌عنوان تنها روش کافی، بلکه به‌عنوان یکی از ابزارهای مفید همراه با سایر روش‌های سنتی سود جسته‌اند.

نوع دیگری از تحلیل عمودی به‌منظور کشف و تعیین موضوع مقالات "متن" از طریق بررسی "سند"های آن است. اگر این فرض را بپذیریم که مآخذ یک متن مرتبط با موضوع و محتوای آن متن است، پس می‌توان این مآخذ را بیان‌کننده محتوای آن متن دانست. از سال 1963 تحقیقاتی در این زمینه صورت گرفت. سالتون در دو مقاله در سال‌های 1963 و 1971 کوشید نشان دهد که می‌توان از مآخذ یک مقاله برای تعیین موضوع آن و حتی تعیین دقیق کلمات کلیدی برای توصیف آن نیز سود جست. در تحقیق سال 1971 از موضوع‌های کلیدی که به مآخذ مقالات داده شده بود برای تعیین موضوع اصل مقاله استفاده شد و این شیوه را تدبیری برای کمک به فهرستنویسان و نمایه‌سازان در تعیین موضوع مدارک و پیشگیری از ناهمدستی در تعیین موضوع‌ها دانست. در سال 1974، تحقیق دیگری، حتی آن را مناسب‌تر از کلمات کلیدی خود متن برای توصیف آن دانست.

در سال 1978 هِنری اسمال از این هم فراتر رفت و قائل به نوعی رابطه مفهومی میان سند و متن گردید. وی در مقاله خود مدعی شد که مآخذ یک مقاله نمادهایی هستند که به مفاهیم آن مقاله اشاره دارند، و می‌توان رابطه مفهومی مقالات و حرکت مفاهیم را در درون یک حوزه، یا میان حوزه‌های مختلف علمی از طریق ردگیری این مآخذ دنبال کرد.

ب. تحلیل استنادی افقی. منظور از تحلیل افقی کشف رابطه احتمالی میان خود مآخذ (سندها) و یا خود مقالات (متن‌ها) است. هرگاه بپذیریم که میان یک مقاله و مآخذش رابطه‌ای هست، پس اگر دو مقاله در مآخذ خود مشترک باشند، یا دو مأخذ در مقالاتی پیوسته در کنار یکدیگر مورد استفاده قرار گیرند، باید میان آن دو مقاله با یکدیگر و این دو مأخذ با یکدیگر از لحاظ موضوعی شباهتی موجود باشد. نوع اول را "اشتراک در مأخذ" (Bibliographic coupling) و نوع دوم را "اشتراک در متن"(Co-citation) می‌نامند (معادل‌های فارسی بر مبنای تعبیر مفهومی این دو اصطلاح آمده نه بر اساس معنای لغوی آنها). چون این دو تحلیل، در روش خود با یکدیگر متفاوتند و در واقع در دو جهت مخالف حرکت می‌کنند، بهتر است هریک به تفکیک بررسی شود:

1. اشتراک در مأخذ. در این روش تحلیل، که نخست در سال 1963 توسط کسلر پیشنهاد شد، مآخذ مشترک، در مقالات، مورد بررسی قرار می‌گیرد. یعنی وجود یک مأخذ در دو مقاله، واحد اندازه‌گیری حدّ اشتراک آن دو مقاله محسوب می‌شود. بنابراین، دو مقاله هرچه در تعداد بیشتری از مآخذ خود مشترک باشند از لحاظ محتوایی به یکدیگر نزدیک‌ترند. این تعبیر کم و بیش شبیه و شاید متأثر از فهرستنویسی و تعیین موضوع مدارک است که دو مدرک هرچه در تعداد اصطلاحات و کلمات کلیدی اشتراک بیشتری داشته باشند، احتمال هم‌موضوع بودنشان بیشتر است. کسلر در سال 1965 میان مقالاتی که بر مبنای اشتراک مأخذ با یکدیگر شباهت دارند و آنها که بر اساس عناوین موضوعی مشابه‌اند، مقایسه‌ای به‌عمل آورد. از آن سال به بعد، این روش مستقلا یا همراه با سایر روش‌ها توسط پژوهشگران متعددی آزموده شد و در تعیین مدارک هم‌موضوع مورد استفاده قرار گرفت.

2. اشتراک در متن. برخلاف اشتراک در مأخذ که از طریق آن، "متن"ها با یکدیگر پیوند می‌یابند، در این روش، مآخذ با یکدیگر ربط پیدا می‌کنند. این نوع تحلیل نخستین بار در سال 1973 توسط هِنری اسمال طی مقاله‌ای پیشنهاد شد. در این روش، واحد اندازه‌گیری حدّ اشتراک، مقاله جدیدی است که دو مقاله پیشین را در مآخذ خود به‌کار گرفته باشد. تعداد مقالات جدیدی که این دو مأخذ را مورد استناد قرار داده باشند معیار نزدیکی آن دو تلقی می‌شود. بنابراین، اشتراک در متن، بسامد تعداد دفعاتی است که دو مدرک همراه یکدیگر در مدارک بعدی مورد استناد قرار گیرند. این روش شبیه یا شاید متأثر از همایندی واژه‌ها و اصطلاحات در یک متن، به‌عنوان ابزار اندازه‌گیری میزان نزدیکی معنایی این دو است که در نمایه‌سازی همایند(Associative) به‌کار می‌رود.

برای آنکه حدّ اشتراک دو مدرک بالا باشد، باید تعداد زیادی مقاله جدید، هر دو را مورد استناد قرار داده باشند. بنابراین، اشتراک در متن پیوندی است که توسط نویسندگان جدید میان مقالات پیشین برقرار می‌شود. این روش مورد استفاده فراوان محققان قرار گرفت و آن را ابزاری مفید برای تشخیص چارچوب حوزه‌ای علمی، یا تعیین حدود و ثغور تخصص‌های مختلف، از طریق ربط میان شبکه استنادها دانستند. گروهی نیز جمع این دو روش، یعنی "اشتراک در متن" و "اشتراک در مأخذ"، را برای بازیابی مدارک توصیه کردند و آن را برای این منظور مناسب‌تر تشخیص دادند.

کاربردها. از سال 1963 از تحلیل استنادی استفاده‌های گوناگون شده است که موارد عمده آنها عبارتند از: بهبود بخشیدن به کنترل کتابشناختی متون رشته‌های مختلف، تعیین منابع هسته، گروه‌بندی منابع، ردگیری گسترش اندیشه‌ها و رشد متون علمی، پیش‌بینی روند انتشارات، تبیین الگوی استفاده از مواد منابع، و سیاستگذاری برای مجموعه‌سازی کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع‌رسانی. لنکستر موارد دیگری را نیز به آن می‌افزاید که چگونگی استناد در میان نویسندگان رشته‌های مختلف؛ شناسایی نویسندگانی که بیشتر از دیگران مورد استناد قرار می‌گیرند، و به همین ترتیب مجلات، کشورها، یا سازمان‌هایی که بیش از سایر موارد مشابه مورد استناد قرار می‌گیرند؛ کشف روابط بین رشته‌ای و درون‌رشته‌ای؛ و میزان روزآمد بودن نوشته‌های علمی با توجه به تاریخ مآخذ مورد استفاده در آثار از آن جمله‌اند.

برخی محققان درباره استفاده از تحلیل استنادی در ارزیابی فعالیت‌های علمی افراد اظهار نگرانی کرده‌اند و برآنند که ممکن است تفاسیر نادرستی در پی داشته باشد، زیرا کمیت و کیفیت لزومآ دارای همبستگی نیستند.

روش تحلیل محتوا (Content analysis) چیست؟

همشهری آنلاین - معصومه کیهانی:
تحلیل محتوا یکی از روش‌های مهم پژوهش است که در سال‌های اخیر بیشتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.

فرد،ان کرلینجر (Fred N. Kerlinger) تعریف جامعی از این روش ارائه می‌دهد: "تحلیل محتوا روش مطالعه و تجزیه و تحلیل ارتباط‌ها به شیوه نظام دار، عینی و کمی برای اندازه‌گیری متغیرهاست."

وی در بیان ویژگی‌های تحلیل محتوا می‌افزاید: "در گذشته برای اندازه‌گیری متغیرها، از این روش کمتر استفاده شده است. اما کاربرد جدید و فزاینده آن در پژوهش رفتاری به اندازه گیری متغیرهایی معطوف بوده است که بدون این روش، اندازه گیری آنها امکان پذیر نبوده است... در این روش به جای مشاهده مستقیم رفتار افراد یا درخواست از آنان برای پاسخ دادن به مقیاس‌ها یا مصاحبه با آنان، پژوهشگر ارتباط‌‌هایی را که افراد ایجاد کرده‌اند؛ انتخاب و سئوال‌هایش را در آنها جستجو می‌کند."

تعریف "برنارد برلسون" (Bernard Berelson) نیز از تحلیل محتوا، تعریف جامعی است زیرا هنوز با گذشت بیش از چهل سال، پژوهشگران از آن استفاده می‌کنند. برلسون می‌نویسد : تجزیه و تحلیل محتوا، یک شیوه تحقیقی است که برای تشریح عینی، منظم و کمی محتوای آشکار پیام‌های ارتباطی بکار می‌رود.

در تعریف فوق، مفاهیم "کمی و کیفی" ، "عینی و ذهنی" و "آشکار و نهان" جای بحث بسیار دارد. گرچه تحلیل محتوا اصولا بر مبنای داده‌های کمی است، ولی می‌توان متغیرهای کیفی را به متغیرهای کمی تبدیل کرد.

در تحلیل محتوا، پژوهشگر پیام‌های تولید شده را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد و به دنبال یافتن پاسخی برای پرسش‌های تحقیق خود است. روش تحلیل محتوا برای دانشمندان علوم اجتماعی و انسانی فرصت‌های گوناگونی را جهت استفاده منظم از فرا گیرترین شکل مدارک مربوط به امور انسانی- یعنی محتوای ارتباطات- فراهم می‌آورد. دامنه وسیع این فرصت‌ها هنگامی که تنوع مواردی را که روش تحلیل محتوا در آن مفید واقع شده است مرور می‌کنیم؛ آشکارتر خواهد شد.

  • مراحل تحلیل محتوا

مراحل روش تحلیل محتوا به این ترتیب است:

1- مشخص کردن هدف: هدف یک پژوهش علمی دستیابی به پاسخ چند سئوال فرضیه است.

2- طرح سئوالات و فرضیه‌ها

3- انتخاب واحد تحقیق: در واقع این سئوال‌ها و فرضیه‌های تحقیق است که نوع متغیر و واحد تحقیق را مشخص می‌کند.

4- ساختن زیرمقوله‌ها: در این مرحله پژوهشگر با توجه به فرضیه‌ها ، سئوال‌ها و صورت مسئله تحقیق، متغیرهایی را می‌سازد که با مبنا قرار گرفتن برای کد گذاری مطالب مورد نظر، محقق را در جهت پاسخگویی به سئوال‌ها و فرضیه‌ها کمک کند. این کار در واقع همان تهیه دستورالعمل کد گذاری به شمار می‌رود.

5- ارائه تعاریف نظری- علمی: در این مرحله باید محقق بتواند تعریف نظری جامع و مانعی برای متغیرها ارائه دهد که درعمل امکان کد گذاری مطالب به راحتی امکان پذیر باشد.

6- مشخص کردن جامعه آماری: این کار برمبنای سئوال‌ها و فرضیه‌های تحقیق مشخص می‌شوند.

7- نمونه گیری: نمونه گیری در تحلیل محتوا با نمونه گیری در روش پیمایشی تفاوت چندانی ندارد و درواقع دغدغه اصلی پژوهشگر این است که نمونه‌ها به طریقی انتخاب شوند که بتوانند آن کل مورد نظر را نمایندگی کنند.برای نمونه گیری با توجه به فرضیه‌ها و سئوال‌های تحقیق و در دسترس بودن نمونه‌ها می‌توان یک هفته یا یک ماه و یا یک سال آماری ساخت.

8- کد گذاری و جمع‌آوری داده‌ها: در این مرحله، محقق با توجه به واحد تحقیق،نمونه‌های انتخاب شده را براساس دستورالعمل تهیه شده، تحلیل و کد گذاری کرده و سپس کد‌های مربوطه را در برگه مخصوص کد گذاری ثبت می‌کند.

9- روایی و پایایی: در مرحله بعد از کد گذاری، برای آنکه اصل عینیت روش تحلیل بکار گرفته محک زده شود، ضریب قابلیت اعتماد (پایایی) محاسبه می‌شود. (با استفاده از فرمول اسکات و کد گذاری مجدد حداقل 10 درصد پیام‌ها)

10- آزمون‌های آماری: در این مرحله پژوهشگر، داده‌های بدست آمده موجود در برگه کد گذاری را وارد کامپیوتری با نرم‌افزار spss می‌کند تا از طریق آزمون‌های آماری- که بیشتر آزمون کای اسکوئر مورد نظر است- به جدول های توزیع فراوانی دست یافته و بعد به مرحله آخر یعنی تجزیه و تحلیل داده‌ها برسد. در این مرحله است که پژوهشگر برای سئوال‌ها و فرضیه‌های تحقیق پاسخ مناسب دریافت می‌کند. و برهمین مبنا نیز تحقیق می‌تواند پیشنهادهایی برای انجام پژوهش‌های جدید ارائه دهد.

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 14:18 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟3

چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟

قسمت آخر

طريقه نگارش چكيده مقاله براي ارائه در نشريات بين المللي

چكيده‌ مقاله: Abstract

در مجلات‌ علمي‌، چكيده‌ مقاله‌ هم‌ معني‌ خلاصه‌ است‌. اما در لغت‌ نامه‌ اين‌ دو معنا تعريفي‌متفاوت‌ دارند. ‌بعضا در متون‌ علمي‌ هر دو به‌ يك‌ معني‌ بكار مي‌ روند. بطوريكه‌ بعضي‌ مجلات‌ از يك‌ لغت‌ براي‌ هر دو مفهوم‌ استفاده‌ مي‌نمايند، البته‌ اين‌ روش‌ فراگير نيست‌ و بسياري مجلات بين چكيده و خلاصه مقاله تمايز قائل هستند. (معمولا چكيده مقاله اي كه قبل از ارسال اصل مقاله براي يك مجله ارسال ميگردد، چكيده مقاله پيشين ناميده ميشود كه با چكيدهاي كه در پايان مجلات آورده ميشود چكيده پسين تفاوت اساسي دارد).

چكيده‌ مقاله‌ قسمتي‌ است‌ كه‌ خواننده‌ بعد از جذب‌ شدن‌ توسط‌ عنوان‌ مقاله‌ به‌ آن‌ نگاه‌ كرده‌ و آنرا مي‌خواند، ‌ چكيده‌ علاوه‌ بر كوتاه‌ بودن‌ بايد بطور معني‌ داري‌ خلاصه‌ شده‌ و حاوي‌ مطالب‌ اصلي‌ و مهمترين‌ يافته‌ هاي مسلم‌ مقاله‌ باشد.

بايد به‌ مجله‌اي‌ كه‌ مي‌ خواهيد براي‌ آن‌ مقاله‌ بفرستيد نگاه‌ كرده‌ و طول‌ متوسط‌ چكيده‌ ها رااز آن‌ استخراج‌نمائيد، علاوه‌ براين‌ بايد به‌ قسمت‌ "توضيحاتي‌ براي‌ نويسندگان‌" رجوع‌ كرده‌ و اگر قوانين و ضوابط‌ خاصي‌ براي‌ نوشتن‌ چكيده‌ در آن‌ ذكر شده‌ آنرا رعايت‌ نمائيد. مثلا معمولاً گفته‌ مي‌ شود كه‌ چكيده‌ بايد بين‌ صد تا صد و پنجاه كلمه‌ باشد.

چكيده‌ بايد حاوي‌ بخشهاي زير باشد:

  • حقايق‌ واصول‌ بكار برده‌ شده‌
  • روشها
  • نتايج‌ اصلي‌
  • اهميت‌ نتايج‌ و تعبير و تفسير آنها

چكيده‌ مقاله‌ بايد حاوي‌ مطالب‌ و حقايق‌ يافت‌ شده‌ در كار تحقيقي‌، و مهمترين‌ نتايج‌ و ميزان‌ اهميت‌ كار انجام شده بوده‌ ومعني‌ هر يك‌ از يافته‌ ها را بيان‌ نمايد. نبايد در چكيده‌ مطالبي‌ رابيان‌ نمود كه‌ در مقاله‌ نيامده‌ است‌ بلكه‌ بايديافته‌ هاي‌ مرتبط بامقاله‌ را در برداشته‌ و دقيق‌ باشد . نبايد در قسمت‌ چكيده‌ از عباراتي‌ مثل‌ "اهميت‌ يافته‌ ها در اين‌ مقاله‌ بحث‌ شده‌ است‌..." استفاده‌ نمود زيرا اين‌عبارت‌ و نظاير آن‌ هيچگونه‌ اطلاعاتي‌ را به‌ خوانندگان‌ نمي‌ دهند و غير مفيد هستند و فقط محدوديت استفاده از كلمات را براي شما بيشتر مي كنند.(سقف150كلمه)- . بجاي‌ اينها بايد يافته‌ ها راذكر نموده‌ و بيان‌ كنيد كه‌ چرا اين‌ يافته‌ ها مهم‌ هستند.

چهار جزء اصلي‌ هر چكيده‌ عبارتند از:

1- يافته‌ هايتان‌ ، يا چيزي‌ كه‌ قصد يافتن‌ ‌ آنرا داشته‌ايد. اين‌ موضوع‌ ممكن‌ است‌ قبلا در قسمت‌ عنوان‌مقاله‌ ذكر شده‌ باشد.

2- اگر روشهاي‌ بكار برده‌ شده‌ در كار تحقيقي‌ جالب‌ هستند توضيحي‌ راجع‌ به‌ آنها ذكر كنيد در غير اينصورت لزومي‌ به‌ اينكار نيست‌.

3- نتايج‌ اصلي‌ كار را همراه‌ با تعابيراصلي آنها بصورت شفاف وواضح ذكركنيد.هرگزنبا يد از توصيفات‌ مبهم‌ استفاده‌ نمائيد. تعبير و تفسير‌ از نتايج‌ را براساس‌ اهميت‌ ، كاربرد و استنباط‌ از آنها ذكر نمائيد.

4- حجم يك چكيده نبايد بيش از 150كلمه باشد.

هر يك‌ از موارد فوق‌ را حداكثر در چند جمله‌ ذكر نموده‌ و از كلمات اختصاري‌ كه در متن‌ استفاده‌ نموده‌ايدو يا خود آنها را مخفف‌ كرده و به اختصار آورده ايد، در قسمت‌ چكيده‌ استفاده‌ ننمائيد. در چكيده‌ از اشكال‌ و جداول‌ استفاده‌ ننموده‌ و به‌آنها آدرس‌ هم‌ ندهيد. از عبارات‌ ساده‌ و مسلم‌ همراه‌ با مقادير و اعداد استفاده‌ كنيد. مثلا بنويسيد:"هشتادوشش‌ درصد ( 86%) بيماران‌ بعد از درمان‌ سلامت‌ خود را به‌ دست‌ آوردند"

در چكيده جملات‌ را طوري‌ ننويسيد كه‌ نياز باشد به‌ منبعي‌ آدرس‌ بدهيد ولي‌ اگر لازم‌ شد كه‌ درچكيده‌ به‌ منبعي‌ آدرس‌ دهيد بايد تمام‌ مشخصات‌ منبع‌ يعني‌: زمان‌ چاپ‌ ، نام‌ نويسندگان،‌ نام‌ مجله‌ و غيره‌ راذكر كنيد .

مقاله ISI چگونه ارزيابي مي شود ؟

از جمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتيISI، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقاله هاي چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشر آن مي باشد.

اين گزارش حاوي اطلاعات ارزشمندي پيرامون مجله ها و رتبه بندي آنها مي باشد. فاكتور تأثير (Impact Faktor)، براي نخستين بار در سال 1995 و توسط بنيانگذار ISI گارفيلد Garfield مطرح شد و به سرعت به صورت دستورالعملي جهت گزينش بهترين مجله ها به كار رفت. حقيقت اين است كه اين فاكتور ابزار كاملي براي اندازه گيري كيفيت مقاله ها نمي باشد، بلكه چون روش بهتري وجود ندارد و در حال حاضر نسبت به ديگر معيارها براي ارزيابي علمي از مزايايي برخوردار است، لذا عموماً مورد استفاده قرار مي گيرد. JCR بيش از 7500 مجله معتبر را در حدود 200 حوزه موضوعي از سال 1997 به بعد در بر مي گيرد و با استفاده از آن مي توان مجله ها را در حوزه هاي تخصصي، طبقه بندي و شاخص هاي رتبه بندي آنها را بررسي كرد. JCR در دو نسخه موجود است، نسخه علمي آن در بر گيرنده بيش از 5900 ژورنال علمي و نسخه علوم اجتماعي مشتمل بر 1700 ژورنال است. JCR از طريق Web of knowledge به شرط پرداخت وجه اشتراك قابل بررسي است.

ضريب تاثير (IF) چيست؟

فاكتور تاثير به صورت ميانگين، تعداد ارجاعات به يك مورد قابل استناد (نظير مقاله پژوهشي، مقاله مروري، نامه، ياد داشت، چكيده و..) در يك مجله علمي در طول زماني معين تعريف شده است. فاكتور تأثير، تعداد ارجاعات به مقاله هاي منتظر شده در دو سال قبل مجله تقسيم بر تعداد مقاله هاي منتشر شده در دو سال مذكور است. در مواردي فاكتور تأثير مجله بطور ميانگين (كه معدل فاكتور تأثير طول دوران فهرست شدن آن مجله در ISI مي باشد)، نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. اين شاخص مهمترين و در عين حال كاربردي ترين شاخص ارزيابي مجله ها از نظر ISI است. اين عامل همه ساله توسط ISI بر مبناي ارجاعات به هر يك از مجله هاي علمي آن محاسبه مي شود و نتيجه در گزارش JCR منتشر مي شود. اين ضريب نه براي مقاله يا نويسنده بلكه براي مجله محاسبه مي شود. محاسبه بر مبناي يك دوره سه ساله صورت مي گيرد.

چگونه يك مقاله ISI ارزيابي مي شود؟

براي اينكه بتوانيد يك مقاله بنويسيد، لازم است در اين زمينه اطلاعاتي داشته باشيد. اگر اين مقاله را براي مؤسسه اطلاعات علمي ISI مي نويسيد، احتمالاً برايتان مهم است كه بدانيد اين مقاله ها چگونه ارزيابي مي شود. امروزه ارزيابي مقاله هاي علمي يكي از دغدغه هاي جوامع علمي مي باشد. مؤسسه اطلاعات علميISI براي ارزيابي تحت پوشش فهرست نويسي خود، سه شاخص در نظر گرفته است: 1- فاكتور تأثير گذار (IF): اين شاخص مهمترين و در عين حال كاربردي ترين شاخص ارزيابي مجله ها از نظر ISI است.

2- شاخص فوري(Immediately): تعداد ارجاعات به مقاله هاي منتشر شده مجله در سال مورد ارزيابي تقسيم بر تعداد مقاله هاي منتشر شده در همان سال مجله مذكور است. اين شاخص در حقيقت شيب رشد منحني ارجاعات را بيان مي كند. 3- شاخص نيمه عمر استناد(Cited Half-Life):نيمه عمر ارجاعات يا نيمه عمر استناد، تعداد سال هايي است كه از سال ارزيابي بايد به عقب برگشت تا شاهد پنجاه درصد كل ارجاعات به مجله در سال مورد ارزيابي باشيم.

به عبارت ديگر، اين شاخص مدت زماني كه نيمي از كل استنادات به آن مجله صورت پذيرفته باشد را نشان مي دهد و در حقيقت سرعت كاهش ميزان ارجاعات به مجله را بيان مي كند. بديهي است كه وقتي مقاله هاي يك مجله ارزش خود را براي ارجاعات، زود از دست بدهند (مقاله ها سطحي باشند و خيلي زود بي ارزش شوند)، تنها به مقاله هاي جديد مجله ارجاع داده مي شود. اين موضوع باعث مي شود كه نيمه عمر ارجاعات به مجله كاهش يابد. بنابراين هر چه نيمه عمر ارجاعات به مجله بيشتر باشد، نشان مي دهد كه ارزش مقاله هاي مجله در طول زمان بيشتر حفظ شده است و هنوز مورد ارجاع قرار مي گيرند.

در مجموع هرچه نيمه عمرارجاعات به يك مجله بيشتر باشد، ارزش مجله بالاتر مي رود. در پايان هر سال، مجله هاي تحت پوشش فهرست نويسي ISI كه در فهرست وبگاه علم (Web of Science=WOB) قرار گرفته اند، ارزيابي مي شوند. معيارهاي ارزيابي و سنجش همان شاخص هاي ارزيابي ISI (سه شاخص اشاره شده دربالا) مي باشند. نتايج اين ارزيابي نيز درگزارش هاي ارجاع مجله JCR هر سال جهت اطلاع عموم اعلام مي شود. در بين فاكتورهاي بالا، فاكتور تأثير، كاربردي ترين شاخص مي باشد و امروزه به طور گسترده اي در درجه بندي و ارزيابي مجله هاي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين فاكتور در حقيقت توانايي مجله و هيأت تحريريه آن را در جذب بهترين مقاله ها نشان مي دهد.

بانك اطلاعات ISI، مركزي براي فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترين مجله هاي علمي منتشره در دنيا به منظور تبادل اطلاعات ميان پژوهشگران مختلف مي باشد. پر واضح است كه منظور از پوشش جامع، فهرست نمودن كل مجله هاي علمي منتشر شده در جهان نمي باشد. چرا كه از طرفي مقرون به صرفه نيست و از طرف ديگر تمام مجله هاي نشر يافته در جهان از استانداردهاي ISI پيروي نكرده اند و از غناي علمي لازم برخوردار نيستند. ارزيابي مجله هاي علمي ISI به طور مستمر و مداوم هر دو هفته صورت مي گيرد.

ارزيابي كنندگان ISI در حدود 2000 عنوان جديد را سالانه مورد ارزيابي قرار داده و تنها 10 تا 12 درصد از مجله هاي علمي ارزيابي شده، انتخاب مي شوند. هر مجله علمي قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISI يكسري مراحل ارزيابي را پشت سر مي گذارند.

از جمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتيISI، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقاله هاي چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشر آن مي باشد. لازم به ذكر است كه هيچ يك از اين عوامل به تنهايي مورد بررسي و ارزيابي قرار نمي گيرد، بلكه با بررسي مجموع عوامل، يك امتياز كلي داده خواهد شد.

از جمله مواردي كه در ارزيابي مجله مورد توجه قرار دارد اين است كه عنوان مقاله ها، چكيده و كلمات كليدي بايد به زبان انگليسي باشد همچنين توصيه مي شود كه منابع نيز به زبان انگليسي نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمي مهم به تمامي زبانها به چاپ مي رسد، اما موارد ذكر شده بايد به زبان انگليسي باشد تا تحت داوري و ارزيابي ISI قرار گيرد زيرا ارزيابي كنندگان مجله هاي علمي در ISI نمي توانند عناوين ومنابع بكار رفته در مقاله ها را به زبان انگليسي ترجمه كنند. داوري علمي و تخصصي مقاله هاي چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشناي علمي از جمله عمده ترين موارد مورد توجه ارزيابي كنندگان مي باشد كه گوياي اعتبار و غناي علمي مجله است. سه پايگاه WOS ، EST و JCR از معتبرترين پايگاه هاي علم سنجي هستند كه توسط مؤسسه اطلاعات علمي ISI تهيه و روز آمد سازي مي شوند.

پايگاه Essential Science Indicators) ESI بر مبناي دوره هاي زماني 10 ساله، به ارائه آمار در قالب شاخص هاي تعيين شده توليد علم از جمله رتبه علمي كشورها بر اساس تعداد توليدات علمي، تعدا كل استنادها و نسبت استناد به توليدات علمي مي پردازد. در پايگاه Web of Science(WOS) امكان جستجو و استخراج اطلاعات در طول دوره هاي زماني مختلف بر اساس شاخص هاي گوناگون علم سنجي وجود دارد.

پايگاه (JCR (Journal citation Reports به ارائه گزارش استنادي نشريه ها مي پردازد. از طرفي تعداد نشريه هايي كه هر كدام از اين پايگاه ها نمايه مي كنند نيز با ديگري متفاوت است.

بهترين معيارهاي ISI براي نمايه كردن مجله ها چيست؟

در سايتISI چهار مورد به عنوان ملاك هاي اصلي نمايه شدن مجله آمده است كه عبارتند از:

1- زمان بندي نشر، تعريف شده باشد يعني معلوم باشد كه فصلنامه است، ماهنامه است يا... و در موعد معين هم آماده شود.

2- فرآيند داوري براي مجله تعريف شده باشد.

3- قواعد نشر بين المللي را رعايت كند. براي مثال، عنوان مجله گوياي محتواي آن باشد.

4- مقاله به هر زباني كه باشد مهم نيست ولي چند مورد در آن بايد به زبان انگليسي باشد كه عبارتند از: اسامي نويسندگان، عنوان، چكيده و كلمات كليدي و حتي الامكان منابع و مآخذ هم انگليسي باشد.

موارد فرعي هم وجود دارد كه شامل اين موارد است:

1- مجله بايد حوزه بين المللي داشته باشد و به يك حوزه جغرافيايي خاص تعلق نداشته باشد.

2- در حوزه آن مجله، ترجيحاً مجله مشابه نباشد يا اگر هست آن مجله معيار برتري نسبت به آنها داشته باشد.

3- افراد به وجود آورنده آن حتي الامكان افراد شناخته شده اي باشند.

4- افراد به وجود آورنده، توزيع جغرافيايي مناسبي داشته باشند مثلاً همه ايراني نباشند.

البته موارد فرعي، نمره اضافه دارد و در قبولي يا رد مجله از طرفISI نقش بازي نمي كند.

موسسه ISI و چگونگي ارسال مقاله علمي به اين مركز

موسسه اطلاعات علمي (Institute for Scientific Information):

بانك اطلاعات ISI مركزي براي فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترين مجلات علمي منتشره در دنيا به منظور تبادل اطلاعات ميان پژوهشگران مختلف مي باشد. شمار مجلات ISI ثابت نيست. يك مجله ممكن است در يك زمان٬ از مجلات ISI محسوب شود٬ اما به دليل كاهش بار علمي٬ بعداً از ليست مجلات ISI كنار گذاشته شود. در حال حاضر بيش از ۱۶۰۰۰ مجله٬ در ليست ISI قرار دارند. هر ساله ۲۰۰۰ مجله جديد مورد ارزيابي قرار مي گيرد و حدود ده درصد آنها به ليست ISI اضافه مي شوند.

هر مجله علمي قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISIيكسري مراحل ارزيابي را پشت سر مي گذارد. ازجمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتي ISI ، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقالات چاپ شده در آن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشرآن مي باشد. لازم به ذكر است كه هيچ يك از اين عوامل به تنهايي مورد بررسي و ارزيابي قرار نمي گيرد بلكه با بررسي مجموع عوامل يك امتياز كلي داده خواهد شد. از جمله مواردي كه در ارزيابي مجله مورد توجه قرار دارد اين است كه عنوان مقالات، چكيده و كلمات كليدي بايد به زبان انگليسي باشد همچنين توصيه مي شود كه منابع نيز به زبان انگليسي نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمي مهم به تمامي زبانها به چاپ مي رسد اما موارد ذكر شده بايد به زبان انگليسي باشد تا تحت داوري و ارزيابي ISI قرار گيرد زيرا ارزيابي كنندگان مجلات علمي در ISI نمي توانند عناوين و منابع بكاررفته در مقالات را به زبان انگليسي ترجمه كنند. داوري علمي و تخصصي مقالات چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشناي علمي از جمله عمده ترين موارد مورد توجه ارزيابي كنندگان مي باشد كه گوياي اعتبار و غناي علمي مجله است.

ارجاع به خود يا self citation چيست؟

اگر منابع ذكر شده در مقاله٬ پژوهش نويسندگان خود مقاله باشد٬ اين كار از ارزش مقاله مي كاهد زيرا جنبه بين المللي بودن آن را ضعيف مي كند. درجه ارجاع به خود مجلات ISI معمولا كمتر از ۲۰٪ است.

ضريب تاثير يا درجه تاثير يا Impact factor چيست؟

اين عامل همه ساله توسط ISI برمبناي ارجاعات به هر يك از مجلات علمي آن محاسبه مي شود و نتيجه در گزارشات ارجاع مجله يا Journal Citation Reports يا به اختصار JCR ٬ منتشر مي شود. اين ضريب٬ نه براي مقاله يا نويسنده٬ بلكه براي مجله محاسبه مي شود. محاسبه برمبناي يك دوره سه ساله صورت مي گيرد. فرضا اگر در سال ۸۴ جمعا ۴۰ ارجاع به يك مجله صورت گرفته باشد و در آن مجله در سال ۸۲ تعداد ۲۶ مقاله و در سال ۸۳ تعداد ۲۴ مقاله چاپ شده باشد٬ ضريب ارجاع آن مجله٬ از تقسيم ۴۰ بر ۵۰ به دست مي آيد كه ۸/۰ است. يعني به طور متوسط٬ هر مقاله آن نشريه ۸/۰ مرتبه مورد استناد مقالات ديگر قرار گرفته است.

ISI بودن يك مجله را چگونه تعيين كنيم؟

بهترين راه٬ مراجعه به سايت هايي نظير تامسون است. زيرا همچنان كه گفته شد٬ هم تعداد مجلات زياد است و هم ISI محسوب شدن يك مجله ممكن است هميشگي نباشد.هر نشريه با هر امتياز علمي در كشور چاپ شود اگر ضريب تأثيرش صفر باشد، در اين پايگاه قرار نمي گيرد. متأسفانه، در حال حاضر تمامي نشريات ايراني داراي ضريب تأثير صفر بوده و جايي در اين پايگاه ندارند.

ISC چيست؟

ISC يا همان پايگاه استنادي علوم جديد و تكنولوژي كه همانند ISI داراي مقالات دانشمندان است كه خوشبختانه در ايران نيز چنين پايگاهي تاسيس شده است وهم اكنون به فعاليت مي پردازد.

معيار اصلي ورود مجلات به نمايه هاي سه گانه ISI چيست؟

بر اساس قانون تجمع گارفيلد متون هسته براي تمامي رشته هاي علمي بيش از 1000 مجله نيست. همچنين مطالعه اي از سوي گارفيلد بر روي پايگاه اطلاعاتي اِس.سي.آي (Science Citation Index) نشان داده است كه 75% ارجاعات در كمتر از 1000 عنوان مجله شناسايي شدند.

حال اگر لازم نباشد كه يك نمايه استنادي چند رشته اي جامع بيشتر از چندهزار مجله را پوشش دهد، اين مجلات را چگونه بايد برگزيد؟

هر چند برخي شائبه تاثير پذيري اين امر از سياست و ... را مطرح مي كنند ولي نظر ISI Thomson چيز ديگري است. يعني هزينه- كارآيي. گارفيلد خود مي گويد: چون مساله پوشش، وجهي عملا اقتصادي دارد، معيار براي آنچه انتخاب مي شود، هزينه-كارايي است. هدف هزينه – كارآمدي يك نمايه به حداقل رسانيدن هزينه در ازاي شناسايي يك مدرك مفيد و به حداكثر رسانيدن احتمال دستيابي به يك مدرك مفيد منتشره است. يك نمايه هزينه- كارآمد بايد پوشش دهي خود را تا حد امكان محدود به آن مداركي نمايد كه ممكن است افراد مفيدشان بدانند. به زبان ساده ISI Thomson مجلاتي را نمايه مي كند كه احتمال استناد به آنها بيشتر باشد.ولي چه شاخصي مي تواند صلاحيت ورود ديگر مجلات به جمع مجلات منبع ISI Thomson را تاييد كند.

جواب بسيار ساده است: فراواني استناد به مجلات در منابعي كه پيشتر در اين نمايه وارد شده اند.اگر دانشگاهها مي خواهند مجلات خود را در نمايه هاي سه گانه ISI Thomson وارد كنند، علاوه بر رعايت ضوابط عمومي مانند وضعيت نشر، كيفيت مقالات، تركيب سردبيري و تحريريه و ... بايد در جستجوي راهكارهايي باشند كه به مجلات آنها از سوي مجلات منبع ISI Thomson، استناد شود. شايد يكي از راهها تشويق محققان دانشگاه در استناد به مدارك مجلات داخلي، در مقالات ارسالي به مجلات تحت پوشش نمايه هاي سه گانه ISI Thomson باشد.

پيوستن پايگاه استنادي علوم ايران به ISI :

رئيس كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي گفت: پيوستن ISC به ISI با هدف افزايش سهم توليدات علمي ايران در جهان در نشستي با حضور مسئولين ISI در كتابخانه منطقه اي بررسي شد. با توجه به اينكه تمامي خصيصه هاي ISI در ISC نيز وجود دارد، كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز كه متولي ايجاد ISC ( پايگاه استنادي علوم و تكنولوژي ) در كشور است، براي درج شدن مجلات بيشتري به زبان فارسي در ISI و ايجاد ارتباط بيشترISC با ISI تلاش مي كند.

با برقراري پيوند علمي ميان ISI و ISC شناسايي علم به زبان فارسي در سطح بين المللي بيشترمي شود و سهم ايران از توليدات علمي دنيا بيشتر خواهد شد . هم اكنون بيش از 6 هزار مقاله توسط مجلات معتبر در ISC توليد مي شود اما انعكاس اين توليدات علمي در سطح بين المللي كم است كه با درج تعدادي از مجلات در ISI بازتاب علمي ايران در جهان بيشتر مي شود.

وي با بيان اينكه هم اكنون 25 مجله ايراني توسط ISI شناسايي شده و نمايه مي شود، افزود: در حال حاضر تلاش مي شود اين تعداد به 500 مجله افزايش يابد . مسئول راه اندازي ISC در ايران با بيان اينكه ايران چهارمين كشور داراي مطالعات استنادي علوم بر پايه ISI است، گفت: كشورهاي ژاپن و چين نيز توانسته اند مجلات خود را به همين روش در ISI درج كنند.

گفتني است كتابخانه منطقه اي علوم و تكنولوژي شيراز چندي پيش مأمور راه اندازي پايگاه استنادي علوم ايران و جهان اسلام شد و اين مركز هم كانون در تلاش براي سنجش توليدات علمي در كشورهاي اسلامي، رتبه بندي نشريات كشورهاي اسلامي، توليد نمايه استنادي علوم كشورهاي اسلامي به منظور توسعه ISC در ميان تمامي كشورهاي اسلامي و پيوند دادن ISC به ISI است .

لیست ژورنال های ISI

http://science.thomsonreuters.com/mjl/

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 14:13 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟2

چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟

قسمت دوم

آيين نگارش

چنان‏كه بيان شد، محقق بايد ابعاد سه گانه محتوايي، ساختاري و نگارشي مقاله را مورد توجه قرار دهد. آنچه تاكنون بيان شد، خلاصه‏اي از اصول محتوايي و ساختاري يك مقاله علمي بود. اكنون به بررسي اصول كلي آيين نگارش كه رعايت آن در تحرير مقاله علمي ضروري به نظر مي‏رسد، مي‏پردازيم.

الف) متن علمي تا حدّ ممكن بايد مختصر و مفيد باشد. به همين جهت لازم است از آوردن نقل قول‏هاي غيرضروري و حجم‏افزا، تفنن‏هاي شاعرانه و ذوقي، بيان‏هاي عاطفي واحساسي و گزافه‏نويسي اجتناب شود.

ب) از آوردن عبارت‏هاي مبهم، مغلق و پيچيده و واژه‏هاي نامأنوس بايد احتراز گردد.

ج) بايد از ذكر بندهاي طولاني و جمله‏هاي بلند خودداري شود.

د) مطالب بايد ساده، روان، جذاب و به گونه‏اي صريح و روشن بيان گردد.

ر) در نقل مطالب، ضروري است امانت‏داري را با ذكر مشخصات دقيق منبع رعايت نمود. هر چند در اين باب نبايد به دام افراط و تفريط - كه حمل بر فضل فروشي يا سهل‏انگاري است- افتاد.

ش) هر بخش از نوشته كه شامل يك انديشه و مطلب خاصي است، بايد در يك بند (پاراگراف) آورده شود.

ص) بايد از به كاربردن كلمات مترادف به جهت افزايش حجم اجتناب شود.

ط) بايد از به كاربردن افراطي حروف اضافه و حروف ربط در متن پرهيز گردد.

ع) بايد از به كاربردن تعبيرهاي نامناسب و عاميانه و استعمال الفاظ ناروا، ركيك و غيراخلاقي احتراز شود.

تايپ مقاله

امروزه تقريبا اكثر مجلات علمي، مقالات خود را به صورت تايپ شده مي‏پذيرند، بدين روي و براي تكميل شدن بحث، براي آشنايي مؤلفان محترم، برخي از اصول تايپ، بيان مي‏گردد.

الف) عنوان مقاله در وسط سطر و با فاصله چهار سانتي‏متر از بالا با قلم ياقوت، شماره شانزده تايپ مي‏گردد.

ب) نام مؤلف در زير عنوان و در وسط سطر و با فاصله 5/1 سانتي متر، با قلم ترافيك، شماره ده تايپ مي‏شود.

ج) رتبه علمي و محل خدمت مؤلف يا مؤلفان با علامت ستاره () يا شماره در پاورقي همان صفحه و با قلم لوتوس نازك شماره دوازده كه متناسب با قلم پاورقي است، تايپ مي‏گردد.

د) عناوين فرعي مقاله با شماره‏هاي تفكيك‏كننده مانند: 1.، 2.، 3.، و...، با قلم لوتوس سياه، شماره چهارده تايپ مي‏گردد.

ر) عناوين فرعي‏تر با شماره‏هاي تفكيك كننده 1.1، 2.1 و... با قلم لوتوس سياه، شماره سيزده تايپ مي‏گردد.

س) متن مقاله با قلم لوتوس نازك، شماره چهارده تايپ شده و ابتداي هر پاراگراف يا بند با كمي تورفتگي (اشپون) با فاصله 5/0 سانتي متر آغاز مي‏گردد.

ص) فاصله بين سطرهاي متن 5/1 سانتي متر و فاصله آنها از عنوان‏هاي فرعي دو سانتي متر است.

ط) فاصله حاشيه صفحه‏ها از هر طرف دو سانتي متر و از بالا و پايين نيز دو سانتي متر است و فاصله آخرين سطر با پاورقي يك سانتي متر است.

ع) نقل قول‏هاي مستقيم در داخل گيومه با قلم لوتوس نازك، شماره دوازده تايپ مي‏گردد.

ف) شماره صفحات در گوشه سمت چپ و بالاي صفحه تايپ مي‏گردد.

ق) مقاله فقط بر يك طرف صفحه تايپ مي‏شود.

ك) بايد در تايپ مقاله از به كاربردن قلم‏هاي متنوع و متفاوت اجتناب شود.

ل) قلم انگليسي لازم براي تايپ پاورقي، Times Mediumبا شماره هشت است و همين قلم براي انگليسي در متن و منابع با شماره ده استفاده مي‏شود.

ويرايش متن

ويرايش متن بر عهده ويراستار است كه بايد طبق قوانين مربوط به نشر و ضوابط علمي صورت دهد. هرچند ويرايش، وظيفه محقق نيست، براي آشنايي محققان، به توضيحي اجمالي در اين رابطه مي‏پردازيم:

هر اثر تحقيقي دو نوع ويرايش مي‏شود: ويرايش فني و ويرايش محتوايي.

ويرايش فنی

در ويرايش فني مسائلي از قبيل به دست دادن ضبط لاتيني نام‏ها يا معادل فرنگي اصطلاحات فني، تعيين محل تصاوير، اشكال و جدول‏ها، مراعات شيوه مناسب براي معرفي مشخصات كتاب‏شناسي، تهيه فهرست مندرجات، فهرست تفصيلي، واژه‏نامه، فهارس ديگر، تنظيم صفحه عنوان و صفحه حقوق، اعراب گذاري‏هاي لازم، تبديل مقياس‏ها و سنوات، توضيح لازم براي برخي از اصطلاحات، معرفي اجمالي بعضي از اعلام در صورت نياز انجام مي‏شود.

ويرايش محتوايي

هر نوع كاستي و نادرستي نحوي و زباني در اين ويرايش اصلاح مي‏شود. اگر اثر تحقيقي، متن تصحيح شده باشد، به بدخواني‏هاي مصحح توجه و با مراجعه به منابع - در صورت همكاري مصحح و در اختيار قرار دادن منابع- از درستي واعتبار توضيحات و تعليقات وي اطمينان حاصل مي‏شود. در مورد آثار ترجمه شده مطابقت تمام وكمال ترجمه با متن اصلي لازم است (دهنوي، 1377، ص 100).

پيوست‏ها

اگر مقاله علمي داراي مطالبي باشد كه در گزارش پژوهش علمي ضروري نيست، مؤلف آن را در پيوست‏ها، ضميمه مقاله مي‏نمايد. به‏طور كلي آنچه پرسشنامه را در درك، ارزشيابي و تكرار پژوهش ياري مي‏كند، مانند نسخه كاملي از آزمون‏ها يا پرسش نامه‏هاي چاپ نشده و شاخص‏هاي آماري آنهاو...، مي‏تواند در پيوست آورده شود.

در اين بخش، برخي از پيوست‏هاي مربوط به اين مقاله آورده شده است:

1.8.فرم ارزيابي مقاله مربوط به تحقيقات ميداني (شماره 1). 2.8.فرم ارزيابي مقاله مربوط به تحقيقات كتابخانه‏اي (شماره 2). 3.8.فرم ارزيابي مقاله مربوط به ترجمه (شماره 3). 4.8.نشانه‏هاي ويراستاري.

2. محققان براي آشنايي با ملاك‏هاي محتوايي و ساختاري، به فرم هاي ارزيابي مقالات مراجعه فرمايند.

3. Theory

4. Explanation .

5. Research.

6 .Methodology.

7 .Abstract.

8 .Key Words.

9.Scientific Method.

10.Introduction.

11.Method.

12. Subjects.

13.Instruments .

14.Research Design.

15 . Procedure

16.Data Analysis.

17 . results.

18.Discussion.

19.Interpretation .

20.Conclusion.

21.Referrals.

22. Citation.


24. راه تشخيص آن در كتاب فهرست مستند «اسامي مشاهير و مؤلفان» اثر كتابخانه ملي آمده است.

25. Edition.

چهارچوب مقاله و قواعد مقاله نويسي

تحقيق و پژوهش از اهميت ويژه اي برخوردار است و به جرات ميتوان گفت كه همه پبشرفت هاي علمي صنعتي پژوهشي تكنولوژي و جامعه شناسي بر پايه تحقيق و پژوهش استوار است. اصلي ترين و مهمترين شيوه ارائه نتايج يك مطالعه و تحقيق، تهيه مقاله پژوهشي است و محققي در صحنه توليد وانتشار علمي موفق است كه بتواند نتايج پژوهش خود را در مجلات معتبر پژوهشي به چاپ برساند. از آنجا كه نوشتن صحيح و مناسب يك مقاله يك ركن اساسي براي چاپ مقالات علمي ميباشد، در اينجا سعي شده است كه به بررسي روش هاي صحيح نگارش مقالات پژوهشي پرداخته شود. به طور كلي هر مقاله پژوهشي شامل اجزاي اصلي زير است:

  • عنوان
  • نام نويسنده يا نويسندگان
  • اطلاعات تماس
  • چكيده
  • واژگان كليدي
  • مقدمه
  • مباني نظري تحقيق
  • روش تحقيق
  • يافته هاي تحقيق
  • بحث و نتيجه گيري
  • فهرست منابع

عنوان مقاله

1) اولين بخش يك مقاله عنوان است كه بايد اشتراكاتي با موضوع اصلي تحقيق داشته باشد و به شكلي جذاب جمله‌بندي شده باشد. نكات زير در انتخاب عنوان مقاله قابل توجه هستند: 2) عنوان مقاله حتي الامكان بايد دقيق و رسا بوده و از به كار بردن اصطلاحات ناآ شنا يا اختصاري خودداري شود. 3) عنوان مقاله حتي الامكان بايد جمله خاصي باشد كه نكات اصلي و عمده موضوع را در بر داشته باشد. 4) به طور معمول (نه هميشه) و در نام‌گذاري اكثر تحقيق ها اين نكات در نظر گرفته مي شود: چه چيزي را ميخواهيم بررسي كنيم، در چه جامعه اي، در كجا و در چه زماني. مثلا عنوان يك مقاله ميتواند اين باشد: بررسي رابطه سطح سواد مادران و تغذيه كودكان در شهر تهران سال 1386 5) عنوان بايد «فاقد پيش داوري» باشد. به عنوان مثال، انتخاب اين عنوان براي يك مقاله، مناسب به نظر نمي رسد: بررسي علل بي علاقگي رانندگان نسبت به بستن كمربند ايمني! 6) اگر كلماتي در توصيف ويژگي مطالعه شما نقش كليدي دارند حتما در عنوان خود آن را بگنجانيد. مثل مطالعه آينده نگر مطالعه دوسويه كور يا مطالعه تصادفي شده 7) هيچ گاه نبايد در عنوان مقاله نتيجه پژوهش را به صورت ثابت شده ذكر نمود.

نويسندگان و آدرس ها

اسامي نويسندگان و همكاراني كه در مطالعه شركت داشته اند بايد بطور كامل ذكر شود. همچنين نويسنده اصلي كه مسئول ارتباط با خوانندگان است بايد مشخص شده و آدرس كامل و ایمیل وي در اختيار خوانندگان قرار گيرد.

چكيده تحقيق

چكيده پس از عنوان بيشتر از ساير بخشهاي يك مقاله خوانده ميشود و در چكيده قسمت هاي مختلف مقاله شامل مقدمه، اهداف، روشها و نتايج تحقيقق بصورت خلاصه ذكر مي شود. متن بسياري از مقاله ها به طور كامل در دسترس ما نيست و گاهي فرصت براي خواندن تمام مقاله نداريم و از اين رو چكيده مقاله اهميت زيادي دارد. در اكثر مجلات تعداد كلمات چكيده 150 تا 250 كلمه محدود است.

واژگان كليدي

چند واژه كليدي كه از اهميت زيادي در مطالعه برخوردارند، در اين قسمت ذكر مي شود. ضمن اين كه با ذكر واژه هاي كليدي در سايتهاي علمي مي توان به دنبال مقاله نيز گشت. به طور معمول تعداد اين واژه ها حدود 6-5 كلمه در نظر گرفته مي شود.

مقدمه

مقدمه يك مقاله پژوهشي ضمن بيان مسئله و تشريح موضوع به آن مسئله پاسخ ميدهد كه ارزش مطالعه حاضر براي انجام آن چه بوده است. در حقيقت با مطالعه مقدمه يك مقاله پژوهشي، خواننده با مسئله تحقيق آشنا شده و ضرورت انجام پژوهش را درك ميكند. متن مقدمه بايد روان باشد و حتي الامكان به صورت خلاصه و حداكثردر 2 صفحه تايپ شود.

روش تحقيق

در اين قسمت از مقاله چگونگي و روش انجام پژوهش توضيح داده مي شود. همچنين نمونه هاي مورد بررسي، چگونگي نمونه گيري، جامعه هدف، مراحل اجرائي پژوهش و نحوه تجزيه و تحليل داده ها ذكر مي شود. در اين قسمت در مورد تغيير بيشتر بحث شده و روش اندازه گيري و ميزان دقت و چگونگي كنترل آنها بيان مي شود.

يافته هاي تحقيق

در اين قسمت نتايج بدست آمده از پژوهش ذكر مي شود. نتايجي كليدي مطالعه بايد با كلمات روان و دقيق و بدون بزرگ نمايي ذكر شود. از روشهاي مختلفي براي ارائه نتايج استفاده مي شود. استفاده از اعداد، جداول و نمودارها كمك ارزنده اي به ارائه مطلب بطور ساده تر مي نمايد اما لازم است داده هاي جداول و نمودارها به طور كامل تشريح شده و مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند. در مواردي كه از روش ها و آزمون هاي آماري براي بررسي نتايج و تحليل داده ها استفاده شده باشد، بايد نوع آن نيز ذكر شود.

بحث و نتيجه گيري

در اين قسمت به تفسير نتايج ارائه شده مي پردازيم. همچنين مي توان به مقايسه نتايج به دست آمده از مطالعه حاضر با نتايج ساير مطالعه ها پرداخت و با توجه به مجموعه شواهد نتيجه گيري نمود. در صورت لزوم مي توان پيشنهادهايي براي انجام مطالعات بهتر و كامل تر در آينده ارائه داد.

فهرست منابع

در پايان لازم است كليه منابعي كه در تحقيق مورد استفاده قرار گرفته‌ اند، به شيوه اي مطلوب ذكر شوند. شيوه نگارش منابع در نشريات مختلف متفاوت است و بهتر است از راهنمايي اين نشريات و شرايط نگارش مقالات كمك بگيريم.

چند نكته اساسي در ارسال مقالات به نشريات علمي

به ياد داشته باشيد كه قبل از ارسال چكيده مقاله خود به يك مجله، ابتدا فرم نحوه نگارش مقاله را از آن مجله دريافت نموده و چكيده خود را در قالب آن فرم تهيه و تايپ نماييد (به عنوان مثال تعداد كلمات، فونت، تعداد خطوط، فاصله خطوط از كناره هاي صفحه و…)

دلايل عدم پذيرش چكيده يك مقاله در نشريات علمي

1) ابهام در موضوع مقاله و وجود تعداد زياد مقالات مشابه پيشين 2) عدم تبيين زمينه اصلي تحقيق 3) نمونه گيري نامناسب 4) عدم رعايت اصول مقاله نويسي مورد نظر نشريه 5) عدم ذكر صحيح ارقام آماري 6) فقدان بحث و پرداختن به نتايج 7) چكيده هاي خيلي كوتاه و خيلي زياد 8) بي دقتي در تهيه متن (غلط تايپي ، اشتباهات متن) 9) عدم ارتباط موضوع مقاله با رويكرد نشريه

چگونه يك مقاله علمي را خواندني تر بنويسيم؟

مارتين گرگوري بيش از يك دهه پيش در مجله «نيچر» نوشت: «دو نوع نوشتار‌ علمي وجود دارد. يك نوع براي جلب خواننده و نوع ديگر فقط براي اين‌كه مورد ارجاع قرار گيرد و اين نوع دوم مانند يك بيماري عفوني به سرعت در حال گسترش است.»

به نظر مي‌رسد در اين مقطع زماني نيز تغييرات بسيار محدودي ايجاد شده است. هنوز هم حجم زيادي از مقالات علمي‌منتشره فقط توسط دانشمندان و محققاني كه به موضوع مقاله علاقه‌مند هستند، مورد مطالعه قرار مي‌گيرد و افرادي كه به مطالعه گذراي مقالات علمي مي‌پردازند، بيشتر به صفحات علمي روزنامه‌ها و مجلات علمي عام مراجعه مي‌كنند.

با وجود مقالات فراواني كه در مورد نحوه نگارش صحيح و قابل فهم براي جلب توجه خواننده‌ها وجود دارد، دانشمندان نبايد از فقدان راهنماهاي مناسب براي نحوه نگارش مقالات گلا‌يه داشته باشند. بسياري از ژورناليست‌ها و نويسندگان حرفه‌اي اين دو كتاب استاندارد در مورد نحوه نگارش مقاله خوب و علمي را مورد توجه قرار مي‌دهند: اجزاي سبك‌هاي نگارشي (استانك، وايت 1959) و درباره خوب نوشتن (زينسر 1976) حال آن‌كه اين كتاب‌ها و كتاب‌هاي مشابه‌شان براي بسياري از دانشمندان ناشناخته‌اند. با وجود اين‌كه اين كتاب‌ها نحوه نگارش صريح مقالات علمي را به طور دقيق بيان نمي‌كنند ولي از جهت بيان نحوه صحيح سازماندهي مطالب و نگارش مقالات شيوا و حاوي اطلاعات مفيد، بسيار با ارزشند. مهم‌تر اين‌كه اين قبيل كتاب‌ها حامل يك پيام مهم هستند كه نويسندگان بايد مطالب را براي خوانندگان بنويسند نه براي خودشان.

البته هنوز هم بسياري از مقالات علمي و پزشكي، حاوي مطالب طولاني و مبهمي هستند كه بيشتر خوانندگان و حتي آن‌هايي را كه آگاهي مناسبي به موضوع دارند نيز گمراه مي‌كنند.

مسلماً محدوديت‌هايي در شكل و ساختار مقالات علمي وجود دارد. در يك مقاله علمي علاوه بر در نظر گرفتن نكاتي كه مورد نظر مجلات علمي مختلف است بايد مقدمه، مواد و روش‌ها، نتايج و بحث در مورد نتايج در ارتباط با تئوري اوليه آورده شود. ماهيت مقالات علمي بيان نتايج و بحث بدون خطا (bias)، محدوديت‌هايي را در نحوه نگارش مقاله ايجاد مي‌كند: بيان نتايج در جملات با فعل مجهول (passive) به آن شكل غير شخصي مي‌دهد و لزوم به كار بردن مراجع مختلف نيز مانع مي‌شود كه متن مقاله به خوبي دنبال شود. با اين وجود، اين قوانين به قدري انعطاف‌پذير هستند كه بتوان مقاله‌اي نوشت كه حاوي مطالب مفيد و جالب توجه باشد

10 فرمان براي نگارش علمي و جذاب

1- يك تفكر قديمي در معماري وجود دارد كه مي‌گويد شكل اشيا از عملكردشان پيروي مي‌‌كند. اين تفكر در نگارش هم وجود دارد. بسياري از دانشمندان عقيده دارند هيچ چيزي مهم‌تر از نتايج مقالاتشان نيست. اما واقعيت اين است كه اولين عملكرد مقاله انتقال پيام به خواننده و متقاعد كردن وي به ارزشمند بودن تحقيق انجام شده است بنابراين بهتر است قبل از شروع به نوشتن، در مورد پيام موضوع تأمل شود. حتي بهتر است پيش از نوشتن عنوان مقاله، راجع به نتايج مقاله نيز انديشيده شود. دانشمندان امروزي كمتر به بيان نتايج خام مي‌پردازند و هدفشان تفسير و بحث بهتر نتايج است (Horton,1995).

يك نويسنده ممكن است موضوعي را در ذهن خود روشن و واضح تصور كند و نيازي به توصيف و تفسير حس نكند در صورتي‌ كه خواننده ممكن است اصلاً چنين تفكري نداشته باشد. تمام ترديد‌ها توسط خوانندگان مختلف از اين تفكر نويسنده ناشي مي‌شود كه مطلبي كه در اثر بحث و گفتگوي زياد براي وي مسجل و بديهي شده است براي خواننده نيز واضح و روشن است. گاهي اوقات، نتايجي كه مربوط به موضوع اصلي نيستند هر قدر هم كه جالب باشند، بهتر است حذف شوند و اگر اين نتايج حذف شده مفيد و اساسي باشند بهتر است در يك مقاله ديگر مطرح شوند.

يك نوشتار بايد يك پرسش اصلي را پاسخ دهد و بي‌توجهي به اين موضوع از دلايل شايع بي‌ميلي خوانندگان نسبت به مطالب است .(Lambert et al 2003) اين پرسش بايد مشخص، جديد، مورد علاقه و استقبال جامعه علمي باشد (Perneger & Hudelson, 2004).

خوانندگان مجلات فوق تخصصي به توضيحات اضافه و طولاني درباره موضوع مورد بحث علاقه‌اي ندارند، در حالي ‌كه در مجلات عمومي، براي ايجاد پس زمينه علمي مناسب براي خوانندگان نياز به توضيحات تكميلي احساس مي‌شود. به طور كلي دانشمندان بايد خود را جاي خوانندگان گذاشته و عمق و جزئيات لازم مطلب را از ديدگاه خوانندگان بررسي كنند.

2- مورد ديگر استفاده از شيوايي و فن بيان مناسب در حين پيروي از اسلوب مقاله‌نويسي است. David Reese چنين عنوان مي‌كند كه در يك مقاله پزشكي، علمي يا هر نوع ديگر، نويسنده بايد با استفاده از لغات متداول سعي كند كه خواننده را نسبت مطلب نوشته‌شده متقاعد سازد. در عين حال، علي‌رغم تلاش براي فصاحت مطالب، هرگز مشاهدات و حقايق ارايه‌شده در مقالات نبايد تحت تأثير فن خطابه قرار گيرند. به عنوان مثال در يك مقاله ضرورتي براي استفاده از صفات و قيدهاي پيچيده وجود ندارد و در صورتي ‌كه بيان نتايج و بحث منطقي و روان باشند، خواننده نيازي به لغات نامفهوم و غير ضروري جهت درك بهتر مطلب احساس نمي‌كند.

كلمات غير ضروري بهتر است حذف شود. يك نگارش پرتوان، معمولاً مختصر و فشرده است. اين موضوع در مورد نوشته‌هاي عمومي نيز مصداق دارد. هر قدر در يك نوشته تركيبات طولاني‌ و پيچيده و توضيحات اضافي در پرانتز بيشتر باشد، خوانندگان و حتي علاقه‌مندان به موضوع را از ادامه مطالعه باز مي‌دارد. بهترين و مطمئن‌ترين كار براي جلب توجه خواننده‌ها بيان مطالب به صورت صريح، قطعي و مشخص است.

3- خوانندگان انتظار دارند هر نوع اطلاعات خاص موجود در يك مقاله را در محل مخصوص آن پيدا كنند. در صورتي‌ كه جابجايي‌هاي زيادي در محل‌هاي ارايه اطلاعات ايجاد شود، مثلاً برخي نتايج بدون آن‌كه در قسمت يافته‌هاي مقاله ذكر شده باشند در بحث مورد ارزيابي و تفسير قرار گيرند، خواننده را سردرگم مي‌كنند. مطالبي كه قرار نيست در قسمت بحث مطرح شود بهتر است از قسمت نتايج حذف شود.

4- عنوان مهم‌ترين عبارت يك مقاله است. اگر خواننده‌اي اهميت نوشته‌اي را از عنوان آن برداشت نكند به خواندن آن ادامه نمي‌دهد. عنوان‌هاي طولاني حامل اطلاعات بيشتري هستند ولي توجه كمتري جلب مي‌كنند، به‌خصوص در افرادي كه با نگاه سريع و گذرا از روي عناوين موجود در فهرست مجلات، مقاله مورد نظرشان را انتخاب مي‌كنند. عنوان‌هاي كوتاه جذاب‌تر هستند ولي ممكن است مفهوم كامل را نرسانند. عناويني كه از لغات ايهام‌دار استفاده مي‌كنند، جذابيت بيشتري براي خوانندگان دارند، ولي نبايد به تبيين محتواي اطلاعاتي مطلب بپردازند. در نهايت در هنگام انتخاب عنوان مناسب، باز هم بهتر است نويسنده خود را در جايگاه خواننده قرار دهد.

5- خلاصه مقاله نيز داراي اهميتي تقريباً مساوي با عنوان است، گاهي تنها بر اساس خلاصه مقاله يك خواننده تصميم مي‌گيرد مقاله را بخواند يا آن را كنار بگذارد. هر قدر هم يك مطلب حاوي اطلاعات قيمتي و مهم باشد، در صورتي‌ كه در خلاصه مطرح نشده باشد، خواننده علاقه‌اي به ادامه دادن مطالعه پيدا نمي‌كند. خلاصه مقاله به دو شكل نوشته مي‌شود؛ نوع آزاد كه شامل يك پاراگراف است و بيشتر در مقالات مولكولي و بيولوژي سلولي استفاده مي‌شود و نوع ساختاري كه هر چهار قسمت مقاله در آن رعايت مي‌شود و بيشتر در مقالات كلينيكال استفاده مي‌شود. در مورد اين‌كه بهتر است خلاصه پيش از نوشتن مقاله تهيه شود يا پس از اتمام آن، بهتر است كه هر دو روش يك‌بار مورد ارزيابي و آزمايش قرارگيرد و سپس روش مناسب‌تر را انتخاب كنيم.

6- بين بررسي متون و مقدمه مقاله اختلاف زيادي وجود دارد، مقدمه نبايد تا جايي كه امكان دارد به مرور متون بپردازد هدف اصلي آن طراحي يك نقشه است كه نويسنده ابتدا به طور عام لزوم بررسي موضوع را عنوان مي‌كند و سپس با نشان دادن روش‌ها به يك سؤال اصلي كه همان هدف مقاله است، مي‌رسد. يك تاريخچه كوتاه كه اهميت مطالعه را عنوان مي‌كند و اطلاعات قبلي موجود در اين زمينه را بيان كرده و نقايص موجود را نمايان مي‌سازد، عموماً در مقدمه آورده مي‌شود.

7- قسمت مواد و روش‌ها در مقاله بايد به طور تخصصي و با جزئيات كامل مطرح شود. به نحوي كه محققان ديگر نيز بتوانند آن را انجام دهند. يك اشتباه شايع در اين قسمت، بيان نشدن برخي جزئيات ضروري است كه خواننده را از درك صحيح روش انجام مطالعه باز مي‌دارد، بنابراين قرار دادن خود به جاي خواننده در اين قسمت نيز بسيار مفيد خواهد بود. شركت‌هايي كه محصولات آن‌ها مورد استفاده قرار گرفته به طور خلاصه بايد ليست شوند.

8- نتايج بايد با يك نظم و توالي منظم ارايه شوند، بيان نتايج بايد از توالي منطقي پيروي كند و نه از ترتيب زماني. در غير اين ‌صورت درك آن‌ها مانند چيدن قطعات پازل در كنار هم است كه مي‌تواند بسيار گيج‌كننده باشد. از ارايه نتايج غير ضروري كه تأثير چنداني در بحث ندارند بايد پرهيز شود تا خواننده سردرگم نشود و پيام اصلي نيز كم‌رنگ‌تر نشود. هدف از نوشتن يك مقاله تحقيقاتي، ارايه يك فرضيه و بحث و تفصيل و تفسير در مورد آن است. بنابراين بحث يك مقاله بايد كاملاً روان و مرتبط با نتايج و با تفسيرهاي كامل و ذكر منابع مختلف باشد. تفكرات و انديشه‌هاي تحقيقاتي بايد با دلايل مستدل و مستند حمايت شوند و به طور كاملاً واضح و روشن مورد ارزيابي قرار گيرند تا خواننده بتواند با آن ارتباط برقرار كند.

9- در نهايت، افزايش تعداد مقالات تحقيقاتي و مقالات مروري نشان‌دهنده افزايش فشار بر محققان است تا در زمينه‌هاي مورد علاقه خود همگام با مقالات روز باشند. اگرچه روزانه بر تعداد الگوها و راهنماها براي نوشتن يك مقاله گويا و قابل درك افزوده مي‌شود، دانشمندان از ميان حجم زيادي از مقالات از همين الگو‌ها جهت انتخاب مقاله مورد نظرشان استفاده مي‌كنند. دانشمندان كماكان مقالات را، در صورتي كه به عنوان آن‌ها علاقه‌مند باشند يا پرسش و پاسخ‌هاي مهمي را در برداشته باشند، مطالعه مي‌كنند و هر قدر يك مطلب بهتر و منطقي‌تر نوشته شود خوانندگان بيشتري را جذب مي‌كند و بيشتر مورد ارجاع ساير مقالات واقع مي‌شود.

10- و بالاخره اين كه در نظر گرفتن دو نكته هنگام مقاله‌نويسي بسيار مهم است: پيام اصلي و خواننده مقاله، چرا كه تمام هدف نويسنده متقاعد كردن خواننده به ارزش و اهميت تحقيق انجام شده است و اگر او به خواننده‌ها بي‌توجهي كند، خواننده‌ها نيز به نوشته‌هاي او بي‌توجهي مي‌كنند.

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 14:12 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟1

چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟

قسمت اول

این اصول برای تمام علوم اعم از انسانی ، فنی مهندسی ، پزشکی ، هنر قابل استفاده است.

مقدمه

مقاله علمي معمولاً در نتيجه پژوهش منطقي، ژرف و متمركز نظري، عملي يا مختلط، به كوشش يك يا چند نفر در يك موضوع تازه و با رويكردي جديد با جهت دستيابي به نتايجي تازه، تهيه و منتشر مي‏گردد. (اعتماد و همكاران، 1381، ص2) چنين مقاله‏اي در واقع گزارشي است كه محقق از يافته‏هاي علمي و نتايج اقدامات پژوهشي خود براي استفاده ساير پژوهشگران، متخصصان و علاقه‏مندان به دست مي‏دهد.

تهيه گزارش از نتايج مطالعات و پژوهش‏هاي انجام شده، يكي از مهم‏ترين مراحل پژوهشگري به شمار مي‏رود؛ زيرا اگر پژوهشگر نتواند دستاوردهاي علمي خود را در اختيار ساير محققان قرار دهد، پژوهش او هر اندازه هم كه مهم باشد، به پيشرفت علم كمكي نخواهد كرد؛ چون رشد و گسترش هر عملي از طريق ارائه و به هم پيوستن دانشِ فراهم آمده از سوي فردفرد انديشمندان آن علم تحقق مي‏يابد.

همان طور كه پژوهشگر پيش از اقدام به پژوهش، نيازمند توجه و بررسي يافته‏هاي علمي پژوهشگران قبل از خود است تا بتواند يافته‏هاي علمي خود را گسترش بخشد، ديگران نيز بايد بتوانند به يافته‏هاي پژوهشي او دسترسي پيدا كنند و با استفاده از آنها فعاليت‏هاي علمي خود را سازمان داده، در ترميم و تكميل آن بكوشند.

از امتيازهاي مهم يك مقاله مي‏توان به مختصر ومفيد بودن، بِروز بودن و جامع بودن آن اشاره كرد؛ زيرا محقق مي‏تواند حاصل چندين ساله پژوهش خود در يك رساله، پايان‏نامه، پژوهش، يا حتي يك كتاب را به اختصار در يك مقاله علمي بيان كند تا پژوهشگران ديگر بتوانند با مطالعه آن مقاله از كليات آن آگاهي يابند و در صورت نياز بيشتر، به اصل آن تحقيقات مراجعه كنند.

بدين منظور، امروزه نشريات گوناگوني در زمينه‏هاي مختلف علمي- پژوهشي نشر مي‏يابد و مقاله‏هاي به چاپ رسيده در آنها، اطلاعات فراواني را در اختيار دانش پژوهان قرار مي‏دهند. لازم است محققان با شيوه تدوين مقالات علمي آشنا باشند تا بتوانند با استفاده از شيوه‏هاي صحيح، با سهولت، نتايج تحقيقات و مطالعات خود را به صورت مقاله در اختيار علاقه‏مندان قرار دهند.

نوشتن مقاله مستلزم رعايت اصولي در ابعاد مختلف محتوايي، ساختاري و نگارشي است.

ملاك‏هاي محتوايي مقاله

يكي از مهم‏ترين ابعاد مقاله علمي، محتواي علمي و ارزشمنديِ كيفي آن است. مقاله بايد يافته‏هاي مهمي را در دانش بشر گزارش نمايد و داراي پيامي آشكار باشد؛ بنابراين پيش از تهيه مقاله، محقق بايد از خود بپرسد كه آيا مطالب او آن‏قدر مهم است كه انتشار آن قابل توجيه باشد. آيا ديگران از آن بهره خواهند برد؟ و آيا نتايج پژوهش او، كار آنها را تحت تأثير قرار خواهد داد؟ (هومن، 1378، ص 82). در اينجا به چندين اصل مهم از اصول و معيارهاي محتوايي پژوهش علمي اشاره مي‏گردد كه توجه به آنها قبل از تهيه مقاله به ارتقاي كيفيت آن كمك مي‏نمايد.

  • فرايند «تفكر»: تفكر، تلاش براي معلوم كردن مجهول با استفاده از علوم موجود است. (غرويان، 1368، ص11) بنابراين اساسي‏ترين محور محتوايي يك پژوهش علمي، آن است كه مجهولي را روشن نمايد. بر اين اساس، هر پژوهش علمي در پي پاسخ دادن به پرسش‏هايي است كه تاكنون براي مخاطبان كشف نشده است. از اين رو پژوهش علمي هميشه با طرح يك يا چند سئوال آغاز مي‏شود كه محقق در صدد پاسخگويي به آنهاست.
  • منطقي بودن: منطق كه راه درست انديشيدن (تصور) و صحيح استدلال آوردن (تصديق) را مي‏آموزاند، (مطهري، 1372، ص 21) ابزار ضروري يك مقاله علمي است و محقق بايد شايستگي لازم را در استدلال آوردن، تحليل محتوا و نتيجه‏گيري داشته باشد. قواعد تعريف، طبقه‏بندي، استنباط‏هاي قياسي و استقرايي، روش‏هاي مختلف نمونه‏برداري و غيره همه از ويژگي‏هاي منطقي يك مقاله علمي است كه محقق بايد به آنها توجه داشته باشد. (هومن، 1374، ص 19).
  • انسجام و نظام‏دار بودن: مرتبط بودن اجزاي مختلف مقاله با همديگر، همچنين متناسب بودن آنها با عنوان مقاله و ارتباط عناوين فرعي با همديگر، از جمله مواردي است كه به تحقيق، يكپارچگي و انسجام مي‏بخشد. بر اين اساس، محقق بايد عناوين فرعي مقاله خود را با نظمي منطقي از يكديگر مجزا كرده، ارتباط بخش‏ها را مشخص نمايد.
  • تراكمي بودن: از آنجا كه هدف پژوهش پاسخ به سئوال هايي است كه تا آن زمان دست كم از نظر محقق، پاسخي منطقي براي آن وجود نداشته است، هر پژوهش علمي بايد از يك سو به منظور كشف دانش جديد، و از سوي ديگر، براي تكميل دانش، صورت پذيرد. بنابراين هدف اصلي يك مقاله، كشف يا تكميل دانش بشري است، نه تكرار دوباره آن با عبارات مختلف. (هومن، 1374، ص 20).
  • تناسب موضوع با نيازهاي فعلي جامعه علمي: هر پژوهش علمي بايد نيازهاي اساسي جامعه علمي خود را در نظر گرفته، در صدد حل آن مسايل برآيد؛ بنابراين از طرح موضوعاتي كه از اولويت تحقيقي برخوردار نيستند و جامعه علمي، بدانها نياز ندارد، بايد احتراز نمود.
  • خلاقيت و نوآوري: هر تحقيق علمي زماني مي‏تواند در ارتقاي سطح دانش، موفق و موثر باشد كه از فكري بديع و خلّاق برخوردار باشد. مقالاتي كه به جمع آوري صِرف بسنده مي‏كنند، نمي‏توانند سهم عمده‏اي در پيشرفت دانش بشري داشته باشند.
  • توضيح مطلب در حدّ ضرورت: از جمله مواردي كه محقق در گزارش نويسي پژوهش خود (مقاله) بايد بدان توجه كند، پرهيز از حاشيه‏روي و زياده‏گوييِ افراطي است؛ همچنان كه خلاصه‏گويي نبايد به حدّي باشد كه به ابهام و ايهام منجر شود؛ بر اين اساس محقق بايد به حدّي مطالب را تبيين كند كه مقصود وي براي خواننده، روشن شود.
  • متناسب بودن با نظريه‏ها: هر رشته علمي، متشكل از نظريه‏ها و قوانيني است كه مورد اتفاق صاحب‏نظران آن فن است. يافته‏هاي به دست آمده در تحقيقات ميداني يا توصيفي نبايد با قوانين كلي آن رشته تخصصي منافات داشته باشد.
  • اجتناب از كلي گويي: هدف نهايي علم، صورتبندي يك «نظريه»(3) و «تبيين كردن»(4) يكي از اصول مهم نظريه است. (دلاور، 1371، ص 33) از اين رو محقق بايد بتواند مباحث علمي خود را به روشني توضيح دهد و با زبان گويا آن را تبيين و از كلي گويي اجتناب نمايد.
  • گزارش روش‏شناسي تحقيق: «تحقيق»(5) فرايندي است كه از طريق آن مي‏توان درباره ناشناخته‏ها به جست و جو پرداخت و از آن، شناخت لازم را كسب كرد. در اين فرايند چگونگي گردآوري شواهد و تبديل آنها به يافته‏ها «روش‏شناسي»(6) ناميده مي‏شود. اين سئوال كه چگونه داده‏ها بايد گردآوري شود و مورد تفسير قرار گيرد، به طوري كه ابهام حاصل از آنها به حداقل ممكن كاهش يابد؟» از موارد مهم تحقيق علمي است. (سرمد و همكاران، 1379، ص 22). يك تحقيق علمي زماني مي‏تواند مطالب خود را به اثبات برساند كه از روش گردآوري مناسبي برخوردار، و آن روش‏ها در مقاله به خوبي بيان شده باشد.

ساختار مقاله علمي

نوشتن مقاله مستلزم داشتن طرحي مدوَّن است. در گزارش يك تحقيق نه تنها بايد ارزش‏هاي محتوايي را مراعات كرد، بلكه بايد از ساختار روشمندي نيز پيروي كرد. امروزه تحقيقات فراواني انجام مي‏شود، اما تنها بخش كوچكي از آنها در مقالات منتشر مي‏گردد. يكي از دلايل آن، عدم مهارت محقق در تهيه و تدوين ساختاري مقاله علمي است.

ساختار مقاله و تهيه گزارش از يك پژوهش علمي، با توجه به روش به كار گرفته شده در پژوهش، متفاوت است. دانشمندان در يك تقسيم بندي كلي، روش‏هاي استفاده شده در علوم را به دو دسته تقسيم مي‏كنند. روش‏هاي كمي كه در آنها از داده‏هاي كمّي در تحقيق استفاده مي‏شود (تحقيقات ميداني) و روش‏هاي كيفي كه در آنها از داده‏هاي كيفي (تحقيقات كتابخانه‏اي) استفاده مي‏شود.(سرمد و همكاران، 1379، ص 78).

مراحل گزارش يك پژوهش (مقاله) با توجه به روش اتخاذ شده در تحقيق، با تفاوت هايي بيان مي‏گردد.

به دليل يكسان بودن هر دو روش در مراحل مقدماتي، و براي پرهيز از تكرار در اينجا مراحل مقدماتي را به صورت مجزا مي‏آوريم.

مراحل مقدماتي گزارش پژوهشي

موضوع يا عنوان مقاله

عنوان، مفهوم اصلي مقاله را نشان مي‏دهد و بايد به طور خلاصه، مضمون اصلي پژوهش را نشان دهد.

عنوان مقاله بايد جذاب باشد، يعني به گونه‏اي انتخاب شود كه نظر خوانندگان را كه معمولاً ابتدا فهرست عناوين مندرج در يك مجله علمي را مي‏خوانند به خود جلب نمايد. همچنين عنوان بايد كوتاه و گويا و تنها بيانگر متغيرهاي اصلي پژوهش باشد. تعداد كلمات در عنوان را حداكثر دوازده واژه بيان كرده‏اند. (سيف، 1375، ص 12).

نام مؤلف يا مؤلفان و سازمان وابسته

بعد از عنوان پژوهش، نام مؤلف يا مؤلفان ذكر مي‏شود و در سطر زير آن، نام دانشگاه يا مؤسسه كه هر يك از مؤلفان در آن مشغول به كارند، مي‏آيد. اگر پژوهش به وسيله دو يا چند نفر انجام بگيرد و همه آنها به يك دانشگاه يا مؤسسه وابسته باشند، نام مؤسسه يك‏بار، آن هم به دنبال نام مؤلفان ذكر مي‏شود. اما اگر هر يك از مؤلفان به سازمان خاصي وابسته باشند، بايد بعد از نام هر يك از آنان، بلافاصله نام مؤسسه‏اي كه به آن وابسته‏اند، ذكر شود. ترتيب قرار گرفتن نام مؤلفان به دنبال يكديگر، معمولاً متناسب با ميزان مشاركت آنان در انجام پژوهش است؛ اما اگر ميزان مشاركت همه افراد در اجراي پژوهش يكسان باشد، اسامي آنان به ترتيب حروف الفبا در دنبال هم قرار مي‏گيرد. (هومن، 1378، ص 84).

چكيده

چكيده، خلاصه جامعي از محتواي يك گزارش پژوهشي است كه همه مراحل و اجراي اصلي پژوهش را در خود دارد. هدف‏ها، پرسش‏ها، روش‏ها، يافته‏ها و نتايج پژوهش، به اختصار، در چكيده آورده مي‏شود. در متنِ چكيده بايد از ذكر هرگونه توضيح اضافي خودداري شود. مطالب چكيده بايد فقط به صورت گزارش (بدون ارزشيابي و نقد) از زبان خود پژوهشگر (نه نقل قول) به صورت فعل ماضي تهيه شود.

چكيده در حقيقت بخشي كامل، جامع و مستقل از اصل گزارش در نظر گرفته مي‏شود و نبايد پيش از انجام گزارش، پژوهش تهيه شود. طول چكيده براي مقاله، بستگي به روش‏هاي خاص هر مجله دارد و معمولاً بين صد تا 150كلمه پيشنهاد شده است.

واژگان كليدي

معمولاً در انتهاي چكيده، واژگان كليدي پژوهش را بيان مي‏كنند تا به خواننده كمك كنند، پس از خواندن چكيده و آشنايي اجمالي با روند تحقيق، بفهمد چه مفاهيم و موضوعاتي در اين مقاله مورد توجه قرار گرفته است. معمولاً با توجه به حجم و محتواي مقاله، پنج تا هفت واژه كليدي در هر مقاله بيان مي‏شود. (سرمد، 1379، ص 321).

ساختار مقاله مبتني بر پژوهش ميداني

روش‏ها و اصول كلي ناظر بر گزارش فعاليت پژوهشي شاخه‏هاي علوم، تقريبا به طور خاصي به كار مي‏روند كه همگي متكي بر «روش علمي»(9) است. انجمن روان شناسان (APA) به منظور تسهيل در امر انتقال روش نتايج پژوهش، الگوي استاندارد شده‏اي را در اختيار مؤلفان قرار داده تا در موقع تهيه گزارش پژوهشي خود، آن اصول را به كار گيرند و تقريبا همه مجله‏هاي معتبر علوم انساني در تهيه و تنظيم نوشته‏هاي پژوهش خود از آنها پيروي مي‏كنند. (هومن،1378،ص 10) كه در زير به اختصار به مراحل آن اشاره مي‏گردد.

مقدمه

هر مقاله علمي با يك مقدمه شروع مي‏شود و آن، خلاصه‏اي از فصل اول و دوم پايان نامه‏ها و رساله‏هاست كه به طور مختصر به بيان كليات تحقيق و بررسي مختصري از پيشينه آن مي‏پردازد؛ بنابراين در مقدمه مقاله مسئله تحقيق و ضرورت انجام آن و اهداف آن از نظر بنيادي و كاربردي به صورت مختصر بيان مي‏گردد و سپس به بررسي سوابق پژوهشي كه به طور مستقيم به موضوع تحقيق مرتبط است، پرداخته مي‏شود. مقدمه بايد يك منطق اساسي را در تحقيق بيان كند و به خواننده نشان دهد كه چرا اين تحقيق ادامه منطقي گزارش‏هاي پيشين است. در اين بخش پس از نتيجه‏گيري از پژوهش‏هاي بررسي شده، محقق بايد پرسش‏هاي پژوهش خود را به صورت استفهامي بيان كرده و به تعريف متغيرهاي تحقيق به صورت عملياتي بپردازد. (هومن، 1378، ص 87).

روش

هدف اساسي از بيان روش آن است كه به گونه‏اي دقيق، چگونگي انجام پژوهش، گزارش گردد تا خواننده بتواند آن را تكرار نمايد و همچنين درباره اعتبار نتايج داوري كند؛ بنابراين مؤلف بايد همه مراحل اجرا، از جمله آزمودني‏ها، ابزارهاي پژوهش، طرح پژوهش، روش اجرا و روش تحليل داده‏ها را بيان كند.

نتايج

در اين بخش، توصيف كلاميِ مختصر و مفيدي از آنچه به دست آمده‏است، ارائه مي‏شود. اين توصيف كلامي با اطلاعات آماري مورد استفاده، كامل مي‏شود و بهترين روش آن است كه داده‏ها از طريق شكل و نمودار يا جدول، نمايش داده شوند. ساختار بخش نتايج، معمولاً مبتني بر ترتيب منطقي پرسش‏ها يا فرضيه‏ها و نيز وابسته به تأييد شده بودن يا تأييد نشده بودن فرضيه‏هاست. ترتيب بيان نتايج نيز يا برحسب ترتيب تنطيم سؤال‏ها يا فرضيه‏هاي آنهااست، (سيف، 1375، ص 30) يا برحسب اهميت آنها. روش متداولِ بيان نتايج، آن است كه ابتدا مهم‏ترين و جالب‏ترين يافته‏ها و سپس به ترتيب، يافته‏هاي كم اهميت‏تر ارائه مي‏شود. (هومن، 1378، ص 90).

ساختار مقاله مبتني بر پژوهش توصيفي

اصول به كارگرفته شده در پژوهش‏هاي توصيفي باتوجه به روش‏هاي به كارگرفته شده، با اصول پژوهش‏هاي ميداني، مقداري متفاوت است. هر چند اين اصول ممكن است با توجه به موضوع‏هاي مختلف تحقيقي و رشته‏هاي مختلف، تغيير نمايد، ساختار كلي‏اي كه تقريبا همه پژوهش‏هاي توصيفي بايد در قالب آن درآيند، به شرح زير است.

مقدمه

آنچه در مقدمه يك مقاله تحقيق كتابخانه‏اي قرارمي‏گيرد - همانند تحقيفات ميداني - كلياتي است كه محقق بايد قبل از شروع بحث، آن را براي خواننده روشن نمايد؛ مانند تعريف و بيان مسئله تحقيق، تبيين ضرورت انجام آن و اهدافي كه اين تحقيق به دنبال دارد. همچنين محقق بايد خلاصه‏اي از سابقه بحث را - كه به طور مستقيم مرتبط با موضوع است - بيان كند و در نهايت توضيح دهد كه اين مقاله به دنبال كشف يا به دست‏آوردن چه مسئله‏اي است؛ به عبارتي، مجهولات يا سؤال‏هاي مورد نظر چيست كه اين مقاله درصدد بيان آنهااست.

طرح بحث (متن)

در اين بخش، مؤلف وارد اصل مسئله مي‏شود. در اينجا بايد با توجه به موضوعي كه مقاله در پي تحقيق آن است، عناوين فرعي‏تر از هم متمايز گردند. محقق در تبيين اين قسمت از بحث، بايد اصول مهم قواعد محتوايي مقاله را مورد توجه قراردهد و سعي كند آنها را مراعات نمايد؛ اصولي مانند: منطقي و مستدل بودن، منظم و منسجم‏بودن، تناسب بحث با عنوان اصلي، ارتباط منطقي بين عناوين فرعي‏تر در مسئله، خلاقيت و نوآوري در محتوا، اجتناب از كلي‏گويي، مستندبودن بحث به نظريه‏هاي علمي و ديني، جلوگيري از حاشيه‏روي افراطي كه به انحراف بحث از مسير اصلي مي‏انجامد و موجب خستگي خواننده مي‏شود و همچنين پرهيز از خلاصه‏گويي و موجزگويي تفريطي كه به ابهام در فهم مي‏انجامد، رعايت امانت حقوق مؤلفان، اجتناب از استناددادن به صورت افراطي، توجه‏داشتن به ابعاد مختلف مسئله و امثال اينها.

نتيجه ‏گيري

در اين قسمت محقق بايد به نتيجه معقول، منطقي و مستدل برسد. نداشتن تعصب و سوگيري غيرمنصفانه در نتيجه‏گيري، ارتباط‏دادن نتايج با مباحث مطرح شده در پيشينه، ارائه راهبردها و پيشنهادهايي براي تحقيقات آينده، مشخص‏كردن نقش نتايج در پيشبرد علوم بنيادي و كاربردي و امثال آن، از جمله مواردي است كه محقق بايد به آنهاتوجه داشته باشد.

ارجاعات

اعتبار يك گزارش پژوهشي علاوه بر صحت و دقت داده‏ها و استدلال حاصل از آنها، به منابع و مراجعي است كه از اطلاعات آنها در پژوهش استفاده شده است. ارجاعات از موارد مهم ساختار يك مقاله علمي است، به وسيله آن، چگونگي استفاده از انديشه‏هاي ديگران را به خواننده معرفي مي‏نمايد. در اين قسمت به دو بحث مهم ارجاعات اشاره مي‏شود كه يكي شيوه ارجاع دادن در متن است و ديگري شيوه ذكر منابع در پايان مقاله.

ارجاعات در متن

نخستين چيزي كه درباره استناددادن در متن بايد مشخص بشود، اين است كه: چه چيزي بايد مستند گردد؟ مك برني(23) (1990) موارد استنادآوردن را به شرح زير بيان داشته‏ است:

  • بايد انديشه‏هايي را كه به ديگران تعلق دارند، مشخص كرد و با ذكر مأخذ نشان داد كه از آنِ چه كساني مي‏باشند (امانت‏داري)؛
  • هر زمان كه افكار و انديشه‏هايي با چهارچوب فكري كسان ديگري همخواني دارند، موارد را بايد با ذكر منبع مشخص كرد؛
  • هر زمان كه نظريه، روش يا داده‏اي موردبحث قرار مي‏گيرد، منبع آن را بايد ذكركرد تا اگر خواننده خواست اطلاعات بيشتري درباره آن كسب كند، بتواند به آن مراجعه كند؛
  • بايد نقل قول‏هايي را كه از يك متن به صورت مستقيم و بدون دخل و تصرف، داخل گيومه آورده مي‏شود، مستند ساخت. (مك برني 1990، به نقل از سيف، 1375، ص 39).

بنابراين اطلاعاتي كه براي خوانندگان، اطلاعات عمومي به حساب مي‏آيند، لازم نيست مستند شوند. نويسنده، تنها در صورتي مي‏تواند به آثار خود ارجاع، دهد كه اين ارجاع براي مطالعه بيشتر باشد و نقل از خود، معنا ندارد. همچنين در استنادكردن، حتي‏الامكان بايد به منبع مستقيم يا ترجمه آن استناد كرد. تنها زماني به منابع ديگران استناد مي‏شود كه محقق دسترسي مستقيم به اصل اثر را نداشته باشد كه در آن صورت بايد مشخص كرد كه آن مطلب از يك منبع دست دوم گرفته شده است. (سيف، 1375، ص 40).

شيوه ارجاع در متن

هرگاه در متنِ مقاله مطلبي از يك كتاب يا مجله يا.. به صورت مستقيم يا غير مستقيم، نقل شود، بايد پس از بيان مطلب، آن را مستند ساخت. اين مستندسازي شيوه‏هاي مختلفي دارد كه در اينجا به بخش‏هايي از آن اشاره مي‏شود.

در استناد، نام مؤلف و صاحب اثر، بدون القاب «آقا»، «خانم»، «استاد»، «دكتر»، «پروفسور»،آورده مي‏شود، مگر در جايي كه لقب جزو نام مشخص شده باشد(24)، مانند خواجه نصيرالدين طوسي. (دهنوي، 1377، ص 89).

يك اثر با يك مؤلف:

پس از آوردن متن، داخل پرانتز: نام مؤلف، تاريخ انتشار، شماره صفحه به ترتيب مي‏آيد و پس از آن، نقطه آورده مي‏شود؛ مانند: (منطقي، 1382، ص 27).


يك اثر با بيش از يك مؤلف:

اگر تأليف داراي دو يا سه مؤلف باشد، نام آنها به ترتيب ذكر شده در اثر، به همراه سال انتشار و شماره صفحه مي‏آيد؛ ولي در آثار با بيش از سه مؤلف، نام اولين مؤلف ذكر مي‏شود و به دنبال آن عبارتِ «و همكاران» و سپس سال انتشار و شماره صفحه مي‏آيد؛ مانند: (سرمد، بازرگان و حجازي، 1379، ص 50) يا (نوربخش و همكاران، 1346، ص 75).


آثار با نام سازمان‏ها و نهادها:

در صورتي كه آثار به نام شركت‏ها، انجمن‏ها، مؤسسات، ادارات و مانند اينها انتشار يابند، در استنادكردن، به جاي نام مؤلف، نام سازمان مي‏آيد؛ مانند: (فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي، 1382، ص 34).


دو يا چند اثر يك مؤلف:

هرگاه به دو يا چند اثر مهم اشاره شود، همه آنها در داخل پرانتز، و به ترتيب تاريخ نشر پشت سرهم مي‏آيند؛ مانند: (والاس، 1980، ص 15؛ 1988، ص 27؛ 1990، ص 5). و اگر چند اثر يك مؤلف در يك سال منتشر شده باشد، آثار مختلف او با حروف الفبا از هم متمايز مي‏گردند؛ مانند: (احمدي، 1365الف، ص22؛ 1365ب، ص 16).

زيرنويس (پاورقی) توضيحی

توضيحات اضافي، يا توضيح اصطلاحاتي را كه نويسنده براي حفظ انسجام متن نمي‏تواند آن را در متن بياورد، مي‏توان در زير صفحه با مشخص‏كردن شماره آنها بيان كرد. نكته قابل توجه اينكه، اين توضيحات بايد حتي‏الامكان خلاصه ذكر شوند و نبايد تكرار مطالب متن باشند.

در ترجمه متون توضيحاتي كه مؤلف در زيرنويس آورده، بايد عينا ترجمه شود و در صورتي كه مترجم براي بيان اصطلاح يا تبيين مطلبي توضيحي را ضروري ببيند، مي‏تواند آن را در پاورقي ذكركند و در جلوي آن لفظ «مترجم» را -براي متمايز ساختن آن از توضيحات

معادل‏ها

كلمه‏هاي بيگانه در داخل متن حتما بايد به فارسي نوشته شود و صورت خارجي آنها در پاورقي ذكر گردد و اين، منحصر به اصطلاحات تخصصي يا اسامي اشخاص است. چنانچه در موارد خاصي لازم باشد كه صورت خارجي آنها در داخل متن بيايد، بايد آنها را مقابل صورت فارسي در داخل پرانتز نوشت. (غلامحسين‏زاده، 1372، ص 17).

نكته قابل‏توجه در استناد دادن معادل‏ها اين است كه اولاً در هر متن يا مقاله يا كتاب، فقط يك بار معادل انگليسي آنها آورده مي‏شود؛ ثانيا معادل‏هاي بكار گرفته شده بايد يكنواخت باشند. و در صورت آوردن معادل‏هاي ديگر، مثل فرانسه، آلماني، و... بايد، در متن توضيحي درباره آن داده شود. در نوشتن اسامي اشخاص، ابتدا نام بزرگ، سپس حرف اول نام كوچك او با حروف بزرگ نوشته مي‏شود مانند C،Jung .

ارجاع در منابع

محقق بايد در پايان مقاله فهرستي از منابع و مراجعي كه در متن به آنها استناد كرده است، به ترتيب حروف الفباي نام خانوادگي در منابع فارسي (عربي يا انگليسي در صورت استفاده) بياورد. مقصود از فهرست منابع، به دست دادنِ صورت دقيق و كامل همه مراجعي است كه در متن مقاله به آنها استناد شده‏است. هدف از ارائه اين فهرست، نشان دادن ميزان تلاش پژوهشگر در بررسي و استفاده از منابع گوناگون، احترام به حقوق ساير نويسندگان و مؤلفان و نيز راحتي دستيابي خواننده به منابع موردنظر است؛ علاوه براينكه تمامي مراجع و مآخذي كه در متن به آنها استناد شده، بايد در فهرست منابع آورده شود، پس در بخش منابع، فقط منابعي آورده مي‏شود كه در متن به آنها استناد شده است.

در ذكر هر منبع، حداقل پنج دسته اطلاعات، ضروري به نظر مي‏رسند كه در همه ارجاعات مشترك‏اند:

1. نام مؤلف يا مؤلفان؛ 2. تاريخ انتشار اثر؛ 3.عنوان اثر؛ 4. نام شهر(ايالت)؛ 5. نام ناشر.

جداسازی اين اطلاعات از هم با نقطه (.) و جداسازي اجزاي مختلف هر يك از آنها با ويرگول (،) صورت مي‏گيرد.

ارجاع كتاب در منابع

  • در ارجاع كتاب با يك مؤلف، اطلاعات ضروري ذكر شده در بالا ذكر مي‏شود، در صورتي كه اثر تجديدچاپ شده‏باشد، پس از عنوانِ كتاب، شماره چاپ آن مي‏آيد.

در ارجاعات انگليسي در صورتي كه چاپ جديد مجددا ويرايش شده‏باشد، علامتِ اي‏دي (ed) با شماره ويرايش(25) آن، داخل پرانتز آورده مي‏شود، مانند:

.Wadsworth:CA،Belmont.An introduction to the history of psychology (2nded).(1993) .R .B،Hergenhahn

  • در ارجاع منابع داراي دو مؤلف يا بيشتر، اسامي مؤلفان به ترتيبِ نامِ ذكرشده در كتاب، ذكر مي‏شود و بين نام‏خانوادگي و نام آنها ويرگول و بين اسامي مؤلفان نقطه ويرگول (؛) مي‏آيد؛ مانند:

سرمد،زهره؛ بازرگان،عباس و حجازي، زهره(1379). روش‏هاي تحقيق در علوم رفتاري (چاپ سوم). تهران: نشر آگاه.

  • در معرفي كتاب‏هاي ترجمه شده، پس از ذكر نام مؤلف و تاريخ اثر، نام مترجم و تاريخ انتشار ترجمه ذكر مي‏شود. در آثاري كه تاريخ نشرشان مشخص نيست، داخل پرانتز به جاي تاريخ نشر، علامت سؤال (؟) مي‏آيد؛ مانند:

صدرالدين شيرازي، محمد(1375). شواهد الربوبيه، ترجمه جواد مصلح. چاپ دوم، تهران: انتشارات سروش.

  • در معرفي كتاب‏هايي كه با عنوان سازمان‏ها يا نهادها منتشر شده‏اند، به جاي نام اشخاص، نام مراكز ذكر مي‏شوند: مركز اسناد و مدارك علمي، وزارت آموزش و پرورش، (1362). واژه‏نامه آموزش و پرورش: فارسي - انگليسي، انگليسي - فارسي. تهران. نشر مؤلف.
  • كتاب‏هايي كه به جاي مؤلف، ويراستاري يا به صورت مجموعه مقالاتي بوده كه به وسيله افراد مختلف نوشته شده‏است؛ اما يك يا چند نفر آنها را گردآوري كرده‏اند، بدين صورت مي‏آيند:

شفيع‏آبادي، عبداللّه‏ (گردآورنده)، (1374). مجموعه مقالات اولين سمينار راهنمايي و مشاوره. تهران. انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي.

ارجاع مقاله در منابع

براي ارجاع به مقاله‏هايي كه در مجله‏هاي علمي-تخصصي به چاپ مي‏رسند، ابتدا نام مؤلف يا مؤلفان، پس از آن، تاريخ انتشار اثر، بعد عنوان مقاله، و به دنبال آن، نام مجله و شماره آن ذكر مي‏شود، سپس شماره صفحات آن مقاله در آن مجله با حروف مخفف صص در فارسي و pp در انگليسي آورده مي‏شود.

ارجاع پايان‏نامه و رساله در منابع

در ارجاع رساله‏ها و پايان‏نامه‏ها، پس از ذكر عنوان، بايد ذكرشود كه آن منبع پايان‏نامه كارشناسي ارشد يا رساله دكترا و به صورت چاپ نشده، است؛ سپس بايد نام دانشگاهي را كه مؤلف در آن فارغ‏التحصيل شده‏است، آورد:

ايزدپناه، عباس (1371). مباني معرفتي مشّاء و اهل عرفان، پايان‏نامه كارشناسي ارشد، چاپ نشده دانشگاه قم.

ارجاع از يك روزنامه در منابع

در معرفي مقاله‏هايي كه در خبرنامه‏ها و روزنامه‏ها به چاپ مي‏رسد، يا استنادهايي كه از متن سخنراني اشخاص در يك روزنامه آورده مي‏شود، همانند ارجاع مقاله در مجله، تمام اطلاعات ضروري را آورده سپس سال انتشار، روز و ماه، نام روزنامه و شماره صفحه را ذكر مي‏كند. مانند:

محقق كجيدي، محمدكاظم (1375، 21مهر)، موانع ساختاري توسعه بخش كشاورزي، روزنامه كيهان، ص6.

ارجاع فرهنگ‏نامه و دائره‏المعارف در منابع

در ارجاع دائره‏المعارف‏ها نام سرپرست آورده شده و سپس بقيه اطلاعات ضروري، همانند كتاب به ترتيب مي‏آيد؛ مانند:

بجنوردي، سيدكاظم و همكاران (1377)، دائره‏المعارف بزرگ اسلامي (چاپ دوم)، تهران: مركز دائره‏المعارف بزرگ اسلامي.

ارجاع كنفرانس‏ها، سمينارها و گزارش‏ها

ارائه گزارش از همايش‏ها و سمينارها بايد به شكل زير بيان گردد: (سلطاني، 1363، ص19).

همايش بين‏المللي نقش دين در بهداشت و روان (1380). چكيده مقالات اولين همايش بين المللي نقش دين در بهداشت روان، تهران: دانشگاه علوم پزشكي ايران.

نقل منابع الكترونيكي (اينترنت)

امروزه نقل از منابع اينترنتي يكي از منابع ارجاع است كه در ذكر آن، اطلاعات ضروري به ترتيب زير بيان مي‏گردد (ترابيان، 1987، ترجمه قنبري، 1380).

بارلو، جان پي (1996). درخت يوشع مي‏لرزد، در مجله CORE (روي خط اينترنت)، ج8، ش 1، (1992)، نقل شده تاريخ 25 مارس 1996، قابل دسترسي در:

Corel.08.g2.:pub/Zines/CORE-Zine File:Ptp.etext.org Directory

 

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 14:11 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]

مقاله ISI چگونه ارزیابی می شود؟

گزارش میزان ارجاع به مجله های (JCR (Journal citiation Report هر سال توسط انستیتو اطلاعات علمی ISI ( Institute for scientific Information) واقع در شهر فیلادلفیای آمریکا منتشر می گردد.



این گزارش حاوی اطلاعات ارزشمندی پیرامون مجله ها و رتبه بندی آنها می باشد.

فاکتور تأثیر (Impact Faktor)، برای نخستین بار در سال 1995 و توسط بنیانگذار ISI گارفیلد Garfield مطرح شد و به سرعت به صورت دستورالعملی جهت گزینش بهترین مجله ها به کار رفت. حقیقت این است که این فاکتور ابزار کاملی برای اندازه گیری کیفیت مقاله ها نمی باشد، بلکه چون روش بهتری وجود ندارد و در حال حاضر نسبت به دیگر معیارها برای ارزیابی علمی از مزایایی برخوردار است، لذا عموماً مورد استفاده قرار می گیرد.

JCR بیش از 7500 مجله معتبر را در حدود 200 حوزه موضوعی از سال 1997 به بعد در بر می گیرد و با استفاده از آن می توان مجله ها را در حوزه های تخصصی، طبقه بندی و شاخص های رتبه بندی آنها را بررسی کرد. JCR در دو نسخه موجود است، نسخه علمی آن در بر گیرنده بیش از 5900 ژورنال علمی و نسخه علوم اجتماعی مشتمل بر 1700 ژورنال است. JCR از طریق Web of knowledge به شرط پرداخت وجه اشتراک قابل بررسی است.

ضریب تاثیر (IF) چیست؟

فاکتور تاثیر به صورت میانگین، تعداد ارجاعات به یک مورد قابل استناد (نظیر مقاله پژوهشی، مقاله مروری، نامه، یاد داشت، چکیده و..) در یک مجله علمی در طول زمانی معین تعریف شده است. فاکتور تأثیر، تعداد ارجاعات به مقاله های منتظر شده در دو سال قبل مجله تقسیم بر تعداد مقاله های منتشر شده در دو سال مذکور است.



در مواردی فاکتور تأثیر مجله بطور میانگین (که معدل فاکتور تأثیر طول دوران فهرست شدن آن مجله در ISI می باشد)، نیز مورد استفاده قرار می گیرد.



این شاخص مهمترین و در عین حال کاربردی ترین شاخص ارزیابی مجله ها از نظر ISI است. این عامل همه ساله توسط ISI بر مبنای ارجاعات به هر یک از مجله های علمی آن محاسبه می شود و نتیجه در گزارش JCR منتشر می شود.



این ضریب نه برای مقاله یا نویسنده بلکه برای مجله محاسبه می شود. محاسبه بر مبنای یک دوره سه ساله صورت می گیرد.

چگونه یک مقاله ISI ارزیابی می شود؟

برای اینکه بتوانید یک مقاله بنویسید، لازم است در این زمینه اطلاعاتی داشته باشید. اگر این مقاله را برای مؤسسه اطلاعات علمی ISI می نویسید، احتمالاً برایتان مهم است که بدانید این مقاله ها چگونه ارزیابی می شود.

امروزه ارزیابی مقاله های علمی یکی از دغدغه های جوامع علمی می باشد. مؤسسه اطلاعات علمیISI برای ارزیابی تحت پوشش فهرست نویسی خود، سه شاخص در نظر گرفته است:

1- فاکتور تأثیر گذار (IF): این شاخص مهمترین و در عین حال کاربردی ترین شاخص ارزیابی مجله ها از نظر ISI است.

2- شاخص فوری(Immediately): تعداد ارجاعات به مقاله های منتشر شده مجله در سال مورد ارزیابی تقسیم بر تعداد مقاله های منتشر شده در همان سال مجله مذکور است. این شاخص در حقیقت شیب رشد منحنی ارجاعات را بیان می کند.

3- شاخص نیمه عمر استناد(Cited Half-Life):نیمه عمر ارجاعات یا نیمه عمر استناد، تعداد سال هایی است که از سال ارزیابی باید به عقب برگشت تا شاهد پنجاه درصد کل ارجاعات به مجله در سال مورد ارزیابی باشیم.



به عبارت دیگر، این شاخص مدت زمانی که نیمی از کل استنادات به آن مجله صورت پذیرفته باشد را نشان می دهد و در حقیقت سرعت کاهش میزان ارجاعات به مجله را بیان می کند.

بدیهی است که وقتی مقاله های یک مجله ارزش خود را برای ارجاعات، زود از دست بدهند (مقاله ها سطحی باشند و خیلی زود بی ارزش شوند)، تنها به مقاله های جدید مجله ارجاع داده می شود.



این موضوع باعث می شود که نیمه عمر ارجاعات به مجله کاهش یابد. بنابراین هر چه نیمه عمر ارجاعات به مجله بیشتر باشد، نشان می دهد که ارزش مقاله های مجله در طول زمان بیشتر حفظ شده است و هنوز مورد ارجاع قرار می گیرند.

در مجموع هرچه نیمه عمرارجاعات به یک مجله بیشتر باشد، ارزش مجله بالاتر می رود.

در پایان هر سال، مجله های تحت پوشش فهرست نویسی ISI که در فهرست وبگاه علم (Web of Science=WOB) قرار گرفته اند، ارزیابی می شوند.



معیارهای ارزیابی و سنجش همان شاخص های ارزیابی ISI (سه شاخص اشاره شده دربالا) می باشند. نتایج این ارزیابی نیز درگزارش های ارجاع مجله JCR هر سال جهت اطلاع عموم اعلام می شود.

در بین فاکتورهای بالا، فاکتور تأثیر، کاربردی ترین شاخص می باشد و امروزه به طور گسترده ای در درجه بندی و ارزیابی مجله های مورد استفاده قرار می گیرد. این فاکتور در حقیقت توانایی مجله و هیأت تحریریه آن را در جذب بهترین مقاله ها نشان می دهد.

بانک اطلاعات ISI، مرکزی برای فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترین مجله های علمی منتشره در دنیا به منظور تبادل اطلاعات میان پژوهشگران مختلف می باشد.



پر واضح است که منظور از پوشش جامع، فهرست نمودن کل مجله های علمی منتشر شده در جهان نمی باشد. چرا که از طرفی مقرون به صرفه نیست و از طرف دیگر تمام مجله های نشر یافته در جهان از استانداردهای ISI پیروی نکرده اند و از غنای علمی لازم برخوردار نیستند. ارزیابی مجله های علمی ISI به طور مستمر و مداوم هر دو هفته صورت می گیرد.



ارزیابی کنندگان ISI در حدود 2000 عنوان جدید را سالانه مورد ارزیابی قرار داده و تنها 10 تا 12 درصد از مجله های علمی ارزیابی شده، انتخاب می شوند. هر مجله علمی قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISI یکسری مراحل ارزیابی را پشت سر می گذارند.

از جمله عوامل مورد ارزیابی و رعایت استانداردهای بانک اطلاعاتیISI، کمیته علمی منتخب مجله، تنوع بین المللی مقاله های چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جایگاه نشر آن می باشد.



لازم به ذکر است که هیچ یک از این عوامل به تنهایی مورد بررسی و ارزیابی قرار نمی گیرد، بلکه با بررسی مجموع عوامل، یک امتیاز کلی داده خواهد شد.

از جمله مواردی که در ارزیابی مجله مورد توجه قرار دارد این است که عنوان مقاله ها، چکیده و کلمات کلیدی باید به زبان انگلیسی باشد همچنین توصیه می شود که منابع نیز به زبان انگلیسی نوشته شوند.



اگر چه اطلاعات علمی مهم به تمامی زبانها به چاپ می رسد، اما موارد ذکر شده باید به زبان انگلیسی باشد تا تحت داوری و ارزیابی ISI قرار گیرد زیرا ارزیابی کنندگان مجله های علمی در ISI نمی توانند عناوین ومنابع بکار رفته در مقاله ها را به زبان انگلیسی ترجمه کنند.



داوری علمی و تخصصی مقاله های چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشنای علمی از جمله عمده ترین موارد مورد توجه ارزیابی کنندگان می باشد که گویای اعتبار و غنای علمی مجله است.

سه پایگاه WOS ، EST و JCR از معتبرترین پایگاه های علم سنجی هستند که توسط مؤسسه اطلاعات علمی ISI تهیه و روز آمد سازی می شوند.

پایگاه Essential Science Indicators) ESI بر مبنای دوره های زمانی 10 ساله، به ارائه آمار در قالب شاخص های تعیین شده تولید علم از جمله رتبه علمی کشورها بر اساس تعداد تولیدات علمی، تعدا کل استنادها و نسبت استناد به تولیدات علمی می پردازد.

در پایگاه Web of Science(WOS) امکان جستجو و استخراج اطلاعات در طول دوره های زمانی مختلف بر اساس شاخص های گوناگون علم سنجی وجود دارد.

پایگاه (JCR (Journal citation Reprts به ارائه گزارش استنادی نشریه ها می پردازد.

از طرفی تعداد نشریه هایی که هر کدام از این پایگاه ها نمایه می کنند نیز با دیگری متفاوت است.

بهترین معیارهای ISIبرای نمایه کردن مجله ها چیست؟

در سایتISI چهار مورد به عنوان ملاک های اصلی نمایه شدن مجله آمده است که عبارتند از:
1- زمان بندی نشر، تعریف شده باشد یعنی معلوم باشد که فصلنامه است، ماهنامه است یا... و در موعد معین هم آماده شود.

2- فرآیند داوری برای مجله تعریف شده باشد.

3- قواعد نشر بین المللی را رعایت کند. برای مثال، عنوان مجله گویای محتوای آن باشد.

4- مقاله به هر زبانی که باشد مهم نیست ولی چند مورد در آن باید به زبان انگلیسی باشد که عبارتند از: اسامی نویسندگان، عنوان، چکیده و کلمات کلیدی و حتی الامکان منابع و مآخذ هم انگلیسی باشد.

موارد فرعی هم وجود دارد که شامل این موارد است:

1- مجله باید حوزه بین المللی داشته باشد و به یک حوزه جغرافیایی خاص تعلق نداشته باشد.

2- در حوزه آن مجله، ترجیحاً مجله مشابه نباشد یا اگر هست آن مجله معیار برتری نسبت به آنها داشته باشد.

3- افراد به وجود آورنده آن حتی الامکان افراد شناخته شده ای باشند.

4- افراد به وجود آورنده، توزیع جغرافیایی مناسبی داشته باشند مثلاً همه ایرانی نباشند.

البته موارد فرعی، نمره اضافه دارد و در قبولی یا رد مجله از طرفISI نقش بازی نمی کند.


منابع:

-پایگاه اطلاعات علمی SID
-سخنرانی دکتر عباس چاکلی، مدیر سابق گروه علم سنجی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
-Jouma citiation Reprts
به نقل از: نشریه دانشگاه علم و صنعت ایران/شماره65
منبع: نشریه اطلاعات علمی

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 14:9 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
آشنایی با همایشهای حرفه ای

آشنایی با همایشهای حرفه ای

میتینگ Meeting همایش
هرنوع گردهمآیی دو نفر یا بیشتر مردم برای تبادل اطلاعات؛ با اهداف تجاری، اجتماعی، مذهبی یا علمی را میتینگ می گویند. این واژه در فارسی به معانی جلسه، نشست، انجمن، ملاقات و همایش به کار رفته است. معمولاً میتینگ های کوچک بین دو تا 15 نفر و میتینگ های بزرگ با بیش از 15 نفر تشکیل می شود و می تواند انواع مختلفی مانند کنفرانس، کنگره‌، سمینار، کارگاه، سمپوزیوم و کانونشن (کنوانسیون) داشته باشد.
کنگره Congress
این لغت در انگلیسی دارای معانی مختلفی است که از جمله می توان به هیأت قانونگزاری امریکا و همچنین ارتباط زایای زن و مرد اشاره کرد. در تعریف آکادمیک، کنگره به گردهمایی های رسمی گفته می شود که افرادی متعلق به حرفه، فرهنگ، مذهب یا هرگروه خاص، برای بحث و تصمیم سازی گروهی پیرامون موضوعی ویژه وگاه انجام انتخابات جمع می شوند و دارای چند خصوصیت برجسته است:
الف) تعداد شرکت کننده زیاد (صدها یا هزاران نفر)،
ب) برنامه در فاصله زمانی خاص (اغلب یک، دو یا چند سالانه) تکرارشونده*،
پ) مدت برنامه اغلب به مدت چند روز،
ت) دارای نشست های کوچک تر در قالب کارگاه، پانل، کنفرانس وغیره است.
کنگره معمولاً بزرگ تر و رسمی تر از ورک شاپ، کنفرانس و سمپوزیوم است. در کنگره ها جز اعضای گروه اصلی تشکیل دهنده، معمولاً سازمان هایی نیز به عنوان "حمایت کننده" Sponsor حضور دارند.
*کنگره های بین المللی یا جهانی معمولاً با فواصل بیش از یک سال و کنگره های ملی با فواصل یک ساله برگزار می شوند.
ورک شاپ Workshop کارگاه
کارگاه یا ورک شاپ به جلساتی گفته می شود که در آن تبادل اندیشه، بحث آزاد و ارائه روش های عملی برای کاربرد یک مهارت، جریان دارد. در کارگاه معمولاً تعدادی محدود مشارکت داشته و درباره موضوعی خاص عمیقاً بحث می کنند تا با روند خلاقیت و تولید مثلاً یک خط مشی یا راه حل ویژه آشنا شوند. در این نوع گردهمآیی، گروهی خاص حضور داشته، کمترین سخنرانی از سوی مدیر برنامه ارائه می شود و درعوض، شرکت کنندگان، در موضوع مشارکت جدی دارند. کارگاه بیش از انتقال دانش، محل انتقال تجربیات و رشد مهارت هاست.
کنفرانس Conference
کنفرانس شامل انواع گردهمآیی ها در زمینه های مختلف است اما معمولاً به همایش هایی گفته می شود که با برنامه کار و دستورجلسه رسمی برای بحث، مذاکره، مشاوره، همفکری ویا تبادل نظر و مبادله اطلاعات؛ جهت یافتن راه حل، رفع مشکل خاص، گرفتن رهنمود یا تصمیم سازی تشکیل می شود. شرکت کنندگان از افرادی با علایق یا تحصیلات و یا آموزش های مشابه، به جلسه دعوت شده و در صدد یافتن پاسخ برای پرسشی خاص، در زمینه مسائل سازمان، انجمن یا هیأت و گروه خود هستند. کنفرانس دارای تعریف قطعی و محدودیت خاص نیست اما به طور معمول در مقایسه با کنگره، دارای ابعاد کوچک تر، زمان کوتاه تر و اهدافی محدودتر می باشد. معمولاً کنفرانس ها در یک "مرکز اجتماعات Convention Centre برگزار شده و می تواند شامل انواعی از روش های ارتباطی مثل "میزگرد"، "پانل"، "سخنرانی عمومی" و یا "بحث های پراکنده گروهی" در راستای یک موضوع واحد باشد. گاه شرکت کنندگان از راه دور، با استفاده از امکانات ارتباطی نوین با هم ارتباط برقرار می کنند که به آن "تله کنفرانس"، "ویدئوکنفرانس" یا "کنفرانس از راه دور" گفته می شود.
همچنین «کنفرانس» به برنامه های آموزشی که برای گروه کوچکی از دانشجویان سطوح پیشرفته برگزار می شود نیز اطلاق می گردد.
سمینار Seminar
سمینار نوعی کنفرانس است که برای تبادل نظر گروهی کوچک تشکیل می شود؛ یک یا چند نفر از آنها سخنران و بقیه شنونده هستند. این نوع میتینگ می تواند شامل جلسات گروهی از دانشجویان سال بالا باشد که تحت هدایت یک استاد، در یک پژوهش یا مطالعه جدی حول موضوعی خاص شرکت می کنند و یا واحد درسی پیشرفته ای را می گذرانند. در این نوع گردهمایی، نتایج پیش بینی شده ای مورد انتظار است. در سمینار، بیش از تبادل نظرشرکت کننده ها، تجربه ی روش تدریس موردنظر است. این برنامه معمولاً به صورت خودمانی برگزار شده، روی بخش کوچکی از یک موضوع صحبت می شود و شنوندگان در هر بخش از آن می توانند سخن گوینده را قطع کرده و سؤال کنند. بهرحال انواع مختلف سمینار وجود دارد ولی اساساً نوعی بحث آزاد برای تقویت مهارت های اعضاست. این همایش معمولاً در محل سالن کنفرانس یا آمفی تئاتر برگزار می شود.
سمپوزیوم Symposium هم اندیشی
یک نوع کنفرانس که افرادی با تخصص بالا در یک زمینه ی خاص گرد هم آمده، درباره موضوعی کاملاً تخصصی بحث می کنند و در آن پیشنهادات و ایده های نو ارائه می شود. موضوع اختصاصی می تواند شامل تعیین یا تدوین برنامه ای خاص برای اجرا در آینده یا موافقت جمعی با آن باشد. هریک از شرکت کنندگان ضمن شنونده بودن، در مورد موضوع سخنرانی می کنند. سمپوزیوم مانند یک مجله تخصصی، دارای مطالبی با موضوع واحد است. در سمپوزیوم، افراد حرفه ای تلاش می کنند که با تبادل تجربه و بینش، با آخرین پیشرفت های حوزه خود در ارتباط باشند، لذا معمولاً روی یک جنبه از حرفه خود متمرکز می شوند.
در یونان باستان به جشن جمعی افراد روشنفکر که با نوشیدنی و موسیقی و بحث های عقلانی توأم بوده سیمپوزیوم می گفته اند. این واژه به شکل سیمپوزیون نیز به کار رفته استsymposion.
ممکن است یک اتاق کنفرانس برای سمپوزیوم کافی باشد.
سمپوزیوم شبیه سمینار است با این تفاوت که اغلب شنوندگان سخنران هم هستند.
همه سمینارها و سمپوزیوم ها کنفرانس هستند اما هر کنفرانسی سمینار یا سیمپوزیوم نیست.
فروم Forum تالار گفتگو
در شهر روم باستان، فروم شامل یک محوطه اجتماعات برای داد و ستد و همچنین دادگاه وجود داشته است. فروم به گردهمایی عموم برای گفتگو، مناظره و بحث آزاد پیرامون موضوعات مورد علاقه ی مردم و همچنین به محل های خاصی که برای این منظور ساخته می شود خطاب می گردد. امروزه به رسانه هایی چون روزنامه، رادیو، تلویزیون یا وب سایت که نظرات و بحث های مردم را پخش می کنند نیز فروم می گویند. در مواردی نیز که بحث آزاد بین چند کارشناس جریان داشته و معمولاً امکان حضور عموم و شنیدن نظرات باشد، فروم می گویند که یکی از انواع آن دادگاه است. در فروم، یک راه آموزش همگانی و رشد فرهنگ اجتماعی است.
کنوانسیون Convention
کنوانسیون، کانونشن یا همایش ملی یا بین المللی، بزرگ ترین نوع گردهمآیی است که شامل شکل های مختلف بحث و همچنین نمایشگاه می شود. این نوع همایش معمولاً به عنوان آغاز یک برنامه ی مهم تلقی می شود. مثلاً یک کانونشن ملی می تواند برای تصویب قانون اساسی برگزار شود. معمولاً کنوانسیون به همآیش های سیاسی اطلاق می شود مثل جلسات بزرگ احزاب سیاسی، اتحادیه های تجاری، انتخابات ریاست جمهوری و امثال آن. توافقات بین المللی نیز کنوانسیون نامیده می شود.
جشنواره Festival
جشنواره یا فستیوال به برنامه های شادمانی و سرور در مناسبت های مذهبی، فرهنگی و گاه برنامه های غیردینی گفته می شود. این نوع جشن اغلب با نمایشگاه و مسابقاتی همراه است و مناسبت آن تکرار می شود.
دیسکاشن Discussion بحث
یک مذاکره و بحث جدی گروهی را دیسکاشن گویند. درمواردی به سخنرانی رسمی نیز دیسکاشن اطلاق می شود. این نوع بحث معمولاً به صورت فعال و طولانی است و حول محور موضوعی خاص صورت می گیرد. هدف از دیسکاشن پیروزی یک طرف نیست بلکه پیشرفت در موضوع بحث و روشنگری مورد نظر است.
جلسه عمومی Convocation
جلساتی که برای مشاوره، کمیسیون و یا جشن، خصوصاً با مشارکت گروهی از اعضای یک دانشگاه یا انجمن تشکیل می شود. گاه این نوع جلسات برای اعطای مدرک برگزار می شود.

هنوز عناوین بسیار دیگری وجود دارد که به دلیل عدم کاربرد عمومی، علاقمندان می توانند خود در مورد آنها تحقیق کنند.

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 14:8 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
آیا این مجله درجه ISI دارد؟

برای اینکه بدانیم آیا یک مجله درجۀ آی اس آی دارد یا نه؟ (توجه: جستجوی خود سایت تامسون رویترز زیاد دقیق نیست و گاهی وقت ها نام نشریات را نمی آورد) کافی است که نام نشریه را به این شکل در Google وارد کنیم:

“Journal Name” site: thomsonreuters.com

برای مثال

“JOURNAL OF BANKING & FINANCE” site: thomsonreuters.com

یا اینکه به جای نام مجله، ISSN مجله را واردجستجوگر Google می کنیم:

ISSN: 0378-4266” site: .thomsonreuters.com

که نتیجه جستجو در زیر مشاهده می شود

Journal Search - Science - Thomson Reuters
Science thomsonreuters.com ... Site. Client. proxystylesheet. Output. Search. allAreas ... JOURNAL OF BANKING & FINANCE. Monthly: ISSN: 0378-4266: ELSEVIER SCIENCE BV, PO BOX 211, AMSTERDAM, NETHERLANDS, 1000 AE. Coverage ...
science.
thomsonreuters.com/cgi-bin/jrnlst/jlresults.cgi?... -
Cached - Similar -


برای جستجوی الفبایی نیز از لینک زیر استفاده نمایید:

http://scientific.thomsonreuters.com/cgi-bin/linksj/search.cgi?letter=d

isimag.blogfa.com حاوي مطالب ارزشمند در خصوص مقالات ISI مي‌باشد.

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 14:6 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
تدوین پرسشنامه

تدوین پرسشنامه

قبل از تدوين پرسشنامه بايد بدانيم به دنبال چه نوع اطلاعاتي هستيم و پرسش­هايي متناسب با آن محتوا را تدوين كنيم. به طور كلي به لحاظ محتوايي در يك پرسشنامه، پنج نوع پرسش وجود دارد.

1ـ پرسش­هاي زمينه­اي يا خصيصه­ ها: اين پرسش­ها براي كسب اطلاع از خصوصيات پاسخگو است، پرسش­هايي در مورد جنس، سن، شغل، قوميت، مذهب و ... در اين گروه جاي مي­گيرند. اين پرسش­ها در پرسشنامه بيشتر در نقش متغيرهاي مستقل ظاهر مي­شوند.

پرسش­هاي رفتاري: اين پرسش­ها براي اطلاع از رفتارها و فعاليت­هاي پاسخگويان مناسب است، چراكه رفتار پاسخگو مد نظر است و در صدد كشف فعاليت­هاي آنها هستيم. پرسش­هايي نظير (روزي چند ساعت از برنامه­ هاي تلويزيوني استفاده مي­كنيد؟، آيا در فعاليت­هاي محلي شركت مي­كنيد؟ و ...)

پرسش­هاي اعتقادي: كانون توجه اين پرسش­ها تعيين چيزي است كه پاسخگو آن را درست مي­داند. مثلاً (به نظر شما مشاركت محلي تا چه اندازه بر توسعه محلي تاثير دارد؟، تا چه حد موافق هستيد: مسئولين در توسعه محلي نقشي ندارند؟ و ...) در اين پرسش­ها به دنبال سنجش اعتقادات و باورهاي شخصي پاسخگو مي­باشيم، باورهايي كه ذهن پاسخگو وجود دارد و با آنها زندگي مي­كند.

پرسش­هاي نگرشي: كانون توجه اين پرسش­ها تعيين چيزي است كه پاسخگو آن را مطلوب مي­داند. مثلاً (به نظر شما شهروندان محله بايد در فعاليت­هاي محلي شركت كنند؟، آيا مسئولين محلي موظف به تشويق مشاركت محلي شهروندان هستند؟ و ...) در اين پرسش­ها از پاسخگو درخواست مي­شود شرايط مطلوب و آرماني را تعيين كنند و و به دنبال تعيين ميزان اعتقادات و باورهاي شخصي آنها نيستيم.

پرسش­هاي دانشي: اين پرسش­ها به دنبال ارزيابي و سنجش دانش و آگاهي پاسخگو مي­باشد. در مطالعاتي نظير سواد رسانه­اي، سواد انرژي، مطالعات فرهنگ سازماني بيشتر از اين نوع پرسش­ها استفاده مي­كنيم.

نكته مهم! با سنجش رفتار و دانش نمي­توان به نگرش­ها و اعتقادات پاسخگويان رسيد. حالا با يك مثال در حوزه دينداري به بررسي پرسش­ها مي­پردازيم.

مثال­هايي از انواع پرسش­ها در زير آمده است.

پرسش زمينه­اي

شما پيروي چه ديني هستيد؟

اسلام

زرتشت

مسيحي

يهودي

ساير

پرسش دانشي

كدام يك از موارد زير جزء اصول دين نيست؟

توحيد

نبوت

امامت

حج

معاد

شكل پرسش­ها

پرسش­ها به سه شكل بسته، باز و نيمه بسته مي­باشد. پرسش بسته با گزينه­هاي تحميلي پرسشي است كه در پاسخ به آن چند گزينه ارائه شده و پاسخگو بايد يك يا چند گزينه را انتخاب كند. پرسش باز، پرسشي است كه پاسخگو با اختيار كامل به پرسش­ها پاسخ مي­دهد و پرسش نيمه بسته تركيبي از دو پرسش است در اين پرسش به پاسخگو گزينه­ هايي ارائه مي­شود و در ضمن به اختيار داده مي­شود پاسخ مد نظر خود را اعمال كند.

پرسش باز: مثال، مهمترين مشكل فعاليت­هاي جمعي در ميان شما چيست؟

پرسش نيمه بسته: مثال، اوقات فراغت خود را در آخر هفته چگونه سپري مي­كنيد؟

تماشاي تلويزيون  ديد و بازديد مطالعه ساير موارد؟ ...............................................

پرسش­هاي بسته: پرسش­هاي بسته كه بخش زيادي از پرسش­نامه را پر مي­كند داراي اشكال مختلفي مي­باشد كه عبارتند از:

سوالات مدرج یا طیفی به صورت طیف سه­ تایی، طیف پنج­ تایی و طیف هفت­ تایی می­باشد. کاربرد نوع طیف بستگی به تعداد نمونه آماری و آزمون­های آماری دارد، برای مثال اصولاً برای نمونه آماری کم از طیف سه­ تایی استفاده و برای نمونه آماری خیلی زیاد از طیف هفت­ تایی استفاده می­کنند، با این حال طیف پنج­ تایی در پایان­ نامه­ های دانشجویی با نمونه آماری 250 تا 600 ، استفاده می­شود. استفاده از آزمون­های خاصي مستلزم داشتن پاسخگویان کافی به طیف­ ها باشد. برای مثال اگر نمونه آماری 100 پاسخگو باشد و از طیف هفت­ تایی استفاده شود احتمال پاسخگویی به هر یک از درجات طیف 14 پاسخگو می­باشد (100 تقسيم بر 7) که امکان کاربرد آزمون­های خاصي را از ما می­گیرد. نمونه­ هایی از طیف­های پنج­ تایی:

کاربرد

5

4

3

2

1

باور­ها و اعتقادات

کاملاً موافق

موافق

تا حدودی

مخالف

کاملاً مخالف

باورها و اعتقادات

خیلی زیاد

زیاد

متوسط

کم

خیلی کم

فعالیت­ها

خیلی زیاد

زیاد

تا حدودی

کم

خیلی کم

فعالیت­ها

همیشه

اکثر اوقات

بعضی اوقات

به ­ندرت

اصلاً

فعالیت­ها

همیشه

اغلب

گاهی

به ­ندرت

هرگز

فعالیت­ها

روزانه

هفتگی

ماهانه

فصلی

سالانه

مهارت­ها

عالی

خوب

متوسط

کم

ندارم

توانایی

عالی

خوب

متوسط

ضعیف

نمی­توانم

نظر شما در مورد این جمله

رسانه­ ها درصدد ترویج هویت ملی هستند؟

کاملاً موافق

موافق

تا حدودی

مخالف

کاملاً مخالف

میزان موافقت شما با این جمله

رسانه­ها درصدد ترویج هویت ملی هستند؟

خیلی زیاد

زیاد

تا حدودی

کم

خیلی کم

ـ پرسش افتراق معنايي

اين شيوه حاوي صفاتي متضاد است كه معرف دو قطب يك پيوستار است كه در آن از پاسخگو خواسته مي­شود بر روي يكي از درجات پيوستار علامت بزند.

شوراي اسلامي شهر خود را چگونه ارزيابي مي­كنيد؟ روي پيوستار علامت بزنيد.

وابسته به شهرداري

1

2

3

4

5

6

7

8

9

استقلال عمل

فعاليت غير مشاركتي

1

2

3

4

5

6

7

8

9

فعاليت مشاركتي

عدم كارايي فعاليت

1

2

3

4

5

6

7

8

9

اثربخشي فعاليت

عدم دسترسي

1

2

3

4

5

6

7

8

9

دسترسي

نكته!

ـ از مدرج فرد يعني پنج تايي، هفت­ تايي، نه تايي استفاده كنيد.

ـ براي سهولت تحليل، معاني مثبت و منفي را در يك ستون بياوريد.

ـ دقت كنيد دو كلمه به لحاظ معنايي متضاد هم باشند.

ـ پرسش مشروط

پرسش مشروط اشاره به داشتن يا نداشتن يك صفت دارد، اگر پاسخگويي صفت مورد نظر را نداشت به سوالات ديگر راهنمايي مي­شود. براي مثال

12ـ با اعضاي خانواده به چه زباني صحبت مي­كنيد؟

با كدام يك از اعضاي خانواده به زبان محلي صحبت مي­كنيد؟

تمام اعضاي خانواده پدر و مادر بزرگ پدر و مادر

آيا با آشنايان به زبان محلي صحبت مي­كنيد؟

بلي خير

لطفاً به سوال 13 رجوع كنيد.

ـ پرسش فهرستي

در اين پرسش فهرستي از گزينه­ ها در اختيار پاسخگو قرار داده مي­شود و از وي خواسته مي­شود تا گزينه­ هايي را انتخاب كند. براي مثال

براي دريافت خبر، از كدام يك از رسانه­ هاي زير استفاده مي­كنيد؟

تلويزيون راديو روزنامه اينترنت ماهواره تلتكس

ـپرسش رتبه­ بندي يا اولويت بخشي

در اين پرسش از پاسخگو درخواست مي­شود تا گزينه­ ها را برحسب يك صفت خاص اولويت بندي يا رتبه­ بندي كند. براي مثال

رسانه ­هاي زير را به لحاظ «اعتبار خبر» از 1 تا 6 رتبه بندي كنيد.

تلويزيون راديو روزنامه اينترنت ماهواره تلتكس

ـ پرسش مقايسه زوجي

در اين پرسش مجموعه اي از واحدها به صورت دو به دو مقايسه مي­شوند و از جمع نمرات آنها به نتيجه كلي در زمينه برتري يكي بر ديگري مي­رسيم. مثال، لطفاً از ميان دو نوع كنسرو گزينه برتر را انتخاب كنيد.

1ـ كنسرو ب كنسرو الف

2ـ كنسرو ج كنسرو ب

3ـ كنسرو د كنسرو الف

4ـ كنسرو ج كنسرو د

جمله بندي پرسشنامه: پرسش­هاي پرسشنامه بايد روشن، غيرمبهم و سودمند باشد، بنابراين جمله­بندي پرسشنامه اهميت فراواني دارد. ادبيات پرسشنامه بايد متناسب با فضاي فرهنگي و اجتماعي (نگرش­هاي فرهنگي، سطح سواد و ...) باشد. توجه به نكات زير در طراحي پرسشنامه مهم است.

ـ ادبيات پرسش بايد ساده و كوتاه باشد: در پرسشنامه از كلمات نامأنوس، لاتين و تخصصي استفاده نكنيد، و در كابرد كلمات به زمينه­ هاي فرهنگي و اجتماعي پاسخگو توجه كنيد.

ـ پرسش نبايد دو جهي باشد: يعني يك پرسش تنها يك پاسخ را در ذهن پاسخگو متبادر كند، مانند «ميزان تحصيلات والدين شما چقدر است؟» اين پرسش دو وجهي بايد به دو سوال درباره تحصيلات پدر و تحصيلات مادر تقسيم شود.

ـ پرسش نبايد جهت دار يا ارزشي باشد: نبايد به دنبال پاسخ مطلوب خود يا موسسه متولي پژوهش باشيم. استفاده از كلماتي نظير «به نظر من ... »، «آيا موافق هستيد كه ...»، «به نظر دانشمندان استفاده از روغن ايكس براي سلامتي مضرر است، نظر شما چيست؟» و ... در پرسشنامه مطلوب نمي­باشد.

ـ از پرسش­هاي منفي تا آنجا كه امكان دارد استفاده نكنيد. و از پرسش­هايي استفاده كنيد كه پاسخگو نسبت به آن دانش يا اطلاع كافي داشته باشد.

ـ اگر فكر مي­كنيد از طريق پرسش­هاي مستقيم به جواب نمي­رسيد، از پرسش­هاي غيرمستقيم استفاده كنيد.

ـ سوالات شما بايد هدفمند باشد: يعني سوالاتي را مطرح كنيد كه در صدد پاسخ به فرضيات باشد. همچنين از بيان سوالات تكراري و اضافي خودداري كنيد.

معرفي پژوهش در پرسش­نامه

اولین مرحله در فرآیند پرسشگري ایجاد انگیزه در پاسخگو برای پر كردن پرسشنامه است. در بر انگیختن پاسخگو بايد در ابتداي پرسشنامه متني را براي پاسخگو ارائه كرد تا ضمن معرفي پژوهش، رضايت و مشاركت وي را جلب كرد.

چند نكته كوتاه!!!

ـ معرفي پژوهش حداكثر در 70 كلمه باشد

ـ از جملاتي نظير «با سلام و احترام»، «پاسخگوي محترم» و ... استفاده كنيد.

ـ عنوان پايان­نامه يا پژوهش را داخل «» قيد كنيد يا هدف پژوهش را به صورت مختصر بيان كنيد.

ـ در متن قيد كنيد كه پاسخ­هاي دقيق وي ارزشمند است.

ـ به اطلاع پاسخگو برسانيد كه اطلاعات آنها محرمانه باقي خواهد ماند.

ـ اگر پرسشنامه براي پايان نامه مي­باشد حتماً در پايان اسم نگارنده پايان­ نامه قيد شود.

ـ اگر پژوهش براي يك موسسه يا شركت خاصي مي­باشد عنوان موسسه يا شركت قيد شود.


پاسخگوي محترم

پرسشنامه حاضر مربوط به پايان نامه دانشجويي با عنوان «نقش سرمايه­ هاي فرهنگي والدين بر پيشرفت تحصيلي دانش ­آموزان» مي­باشد. پاسخ­هاي دقيق شما كمك شاياني در نيل به اهداف پايان­ نامه خواهد كرد. لازم به یادآوری است، پاسخ های شما نزد پژوهشگر به صورت محرمانه باقی خواهد ماند. از همکاری شما کمال سپاس را دارم.

علي محمدي

نكات كليدي تدوين پرسشنامه

ـ پرسش از تاريخ تولد پاسخگو بر سن پاسخگو ارجحيت دارد.

ـ پرسش از هزينه زندگي بر درآمد پاسخگو ارجحيت دارد.

ـ اگر فكر مي­كنيد پاسخگو نسبت به بيان هزينه زندگي يا درآمد اكراه دارد، از مقايس ترتيبي استفاده كنيد. مثال كمتر از 100 تومان 101 تا 200 تومان بيشتر از 200 تومان

ـ سوال بايد جامع و مانع باشد، يعني اولاً گزينه­اي وجود داشته باشد پاسخگو انتخاب كند، در ثاني پاسخگو تنها بتواند يك گزينه را انتخاب كند. مثال پرسش از دين

عدم جامعيت: اسلام زرتشتي كليمي

عدم مانعيت: اسلام زرتشتي كليمي مسيحي پروتستان

ـ اگر مفهومي را عملياتي و سپس شاخص و سنجه تدوين كرديد، از طيف­ هاي مدرج يكساني براي سنجش آن استفاده كنيد.

ـ اگر احساس مي­كنيد پاسخگويان نسبت به بيان سوالات زمينه­ اي (تاريخ تولد، جنس، دين و ...) اكراه داشته باشند يا اين سوالات موج سوگيري پاسخگو شود، سوالات زمينه ­اي در انتهاي پرسشنامه آورده شود.

ـ اگر سوالات زمينه­اي (تاريخ تولد، جنس، دين و ...) نقشي در فرضيات ندارد لزومي ندارد آنها در پرسشنامه آورده شود.

منابع مناسب براي طراحي پرسشنامه

ـ سنجش مفاهيم در پيمايش­هاي اجتماعي، دكتر فردين عليخواه، انتشارات جامعه­ شناسان، 1389

ـ راهنماي سنجش و تحقيقات اجتماعي، دلبرت سي ميلر، ترجمه هوشنگ نايبي، نشر ني، 1387

ـ مقياس­هاي نگرش سنجي، كارل شوسلر، ترجمه هوشنگ نايبي، نشر وزارت فرهنگ، 1383

ـ روش­هاي طراحي پرسشنامه، سيمور سادمن و ديگران، ترجمه عبدالباقي روشني، نشر كارا پيام، 1387

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 14:4 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
آدرسهای مفید جهت مقالات زبان اصلی
Harvard University - Hollis Catalog


http://lms01.harvard.edu/F/TYIK6LKTD...RP67TQV-09421? (http://lms01.harvard.edu/F/TYIK6LKTD8ACSA918L5S2KEEETHF6YL9EQH 76AART38RP67TQV-09421?)


Australian Digital Theses Program


http://adt.caul.edu.au (http://adt.caul.edu.au/)


M.I.T. Theses and E-Theses Online


https://dspace.mit.edu/handle/1721.1/7582 (https://dspace.mit.edu/handle/1721.1/7582)


http://library.mit.edu/F?func=find-b-0 (http://library.mit.edu/F?func=find-b-0)


Cornell University Library


http://dspace.library.cornell.edu/ha...39/browse-date (http://dspace.library.cornell.edu/handle/1813/39/browse-date)


University of Notre Dame


http://etd.nd.edu/ETD-db/ETD-browse/browse (http://etd.nd.edu/ETD-db/ETD-browse/browse)


Unersity of Pretoria, New Zealand


http://upetd.up.ac.za/ETD-db/ETD-browse/browse (http://upetd.up.ac.za/ETD-db/ETD-browse/browse)


Theses & Dissertations written in Chinesse (Big5)


http://etd.lib.nsysu.edu.tw/ETD-db/E..._by=department (http://etd.lib.nsysu.edu.tw/ETD-db/ETD-browse/browse?first_letter=A&browse_by=department)


Vanderbilt University


http://etd.library.vanderbilt.edu/ET...-browse/browse (http://etd.library.vanderbilt.edu/ETD-db/ETD-browse/browse)


Eindenburg University


http://www.era.lib.ed.ac.uk/browse-title (http://www.era.lib.ed.ac.uk/browse-title)


Simon Fraser University


http://ir.lib.sfu.ca/browse-title (http://ir.lib.sfu.ca/browse-title)


Digital Journal and ETDs


http://umi.com/products_umi/digitalcommons/ (http://umi.com/products_umi/digitalcommons/)


British Library


http://sherpa.bl.uk/view/subjects/ (http://sherpa.bl.uk/view/subjects/)


The European Library


http://www.theeuropeanlibrary.org/portal/index.html (http://www.theeuropeanlibrary.org/portal/index.html)


Ohio LINK ETDs Search


http://search.ohiolink.edu/etd/ (http://search.ohiolink.edu/etd/)


http://www.case.edu/provost/gradstudies/etd/ (http://www.case.edu/provost/gradstudies/etd/)


Boston College


http://dissertations.bc.edu/ (http://dissertations.bc.edu/)


University of Nebraska


http://digitalcommons.unl.edu/dissertations/ (http://digitalcommons.unl.edu/dissertations/)


University of Maryland


https://drum.umd.edu/dspace/browse-date (https://drum.umd.edu/dspace/browse-date)


University of Connecticut


http://digitalcommons.uconn.edu/dissertations/ (http://digitalcommons.uconn.edu/dissertations/)


Digital Journal and ETDs


http://umi.com/products_umi/digitalcommons/ (http://umi.com/products_umi/digitalcommons/)


British Library


http://sherpa.bl.uk/view/subjects/ (http://sherpa.bl.uk/view/subjects/)


The European Library


http://www.theeuropeanlibrary.org/portal/index.html (http://www.theeuropeanlibrary.org/portal/index.html)


Ohio LINK ETDs Search


http://search.ohiolink.edu/etd/ (http://search.ohiolink.edu/etd/)


http://www.case.edu/provost/gradstudies/etd/ (http://www.case.edu/provost/gradstudies/etd/)


Boston College


http://dissertations.bc.edu/ (http://dissertations.bc.edu/)


University of Nebraska


http://digitalcommons.unl.edu/dissertations/ (http://digitalcommons.unl.edu/dissertations/)


University of Maryland


https://drum.umd.edu/dspace/browse-date (https://drum.umd.edu/dspace/browse-date)


University of Connecticut


http://digitalcommons.uconn.edu/dissertations/ (http://digitalcommons.uconn.edu/dissertations/)


http://txspace.tamu.edu/browse-date (http://txspace.tamu.edu/browse-date)


Nortwestern University www.ziwu.org (http://www.ziwu.org/)


http://www.at.northwestern.edu/etd/ (http://www.at.northwestern.edu/etd/)


North Carolina State University


http://www.lib.ncsu.edu/ETD-db/ETD-browse/browse (http://www.lib.ncsu.edu/ETD-db/ETD-browse/browse)


Georgia Institute of Technology


http://etd.gatech.edu/ETD-db/ETD-bro..._by=department (http://etd.gatech.edu/ETD-db/ETD-browse/browse?first_letter=all;browse_by=d epartment)


The George Washington University


NCSU Library www.ziwu.org (http://www.ziwu.org/)


http://etd-gw.wrlc.org/ETD-browse/browse (http://etd-gw.wrlc.org/ETD-browse/browse)


http://www.lib.ncsu.edu/ETD-db/ETD-browse/browse (http://www.lib.ncsu.edu/ETD-db/ETD-browse/browse)


University of the Free State


http://etd.uovs.ac.za/cgi-bin/ETD-browse/browse (http://etd.uovs.ac.za/cgi-bin/ETD-browse/browse)


http://etd.lib.fsu.edu/ETD-db/ETD-br...rst_letter=all (http://etd.lib.fsu.edu/ETD-db/ETD-browse/browse?first_letter=all)


Universiy of Western Michigan


http://etd.wmich.edu/ETD-db/ETD-search/search (http://etd.wmich.edu/ETD-db/ETD-search/search)


Digital Media Library


https://ritdml.rit.edu/dspace/handle/1850/921 (https://ritdml.rit.edu/dspace/handle/1850/921)


University of South Africa


http://etd.unisa.ac.za/ETD-db/ETD-browse/browse (http://etd.unisa.ac.za/ETD-db/ETD-browse/browse)


http://docs.ndltd.org:8080/dspace/browse-title (http://docs.ndltd.org:8080/dspace/browse-title)


http://etd.caltech.edu/ETD-db/ETD-br...rst_letter=all (http://etd.caltech.edu/ETD-db/ETD-browse/browse?first_letter=all)


Virginia Polytechnic Institute


East Tennese State University


http://etd2004.etsu.edu/etdops.html (http://etd2004.etsu.edu/etdops.html)


Georgia Institute of Technology


http://etd.gatech.edu/ETD-db/ETD-bro...first_letter=A (http://etd.gatech.edu/ETD-db/ETD-browse/browse?first_letter=A)


Georgia State University


http://etd.gsu.edu/ETD-db/ETD-browse...rst_letter=all (http://etd.gsu.edu/ETD-db/ETD-browse/browse?first_letter=all)


Wake Forest University


http://etd.wfu.edu/ETD-db/ETD-browse/browse (http://etd.wfu.edu/ETD-db/ETD-browse/browse)


University of Monitoba


https://mspace.lib.umanitoba.ca/dspace/browse-title (https://mspace.lib.umanitoba.ca/dspace/browse-title)


http://quartet.cs.unb.ca:8080/dspace/browse-title (http://quartet.cs.unb.ca:8080/dspace/browse-title)


University of Pitsburg


http://etd.library.pitt.edu/ETD-db/ETD-search/browse (http://etd.library.pitt.edu/ETD-db/ETD-search/browse)


University of Tennessee


http://diglib.lib.utk.edu/cgi/b/bib/...-bib&page=dept (http://diglib.lib.utk.edu/cgi/b/bib/bib-idx?sid=9e5a61846f383ffeb5fb896680b 62e78&cc=etd-bib&c=etd-bib&page=dept)


http://repositories.tdl.org/browse-title (http://repositories.tdl.org/browse-title)


https://dspace.library.uvic.ca:8443/dspace/browse-title (https://dspace.library.uvic.ca:8443/dspace/browse-title)


Texas Tech University


http://etd.lib.ttu.edu/ETD-db/ETD-br..._by=department (http://etd.lib.ttu.edu/ETD-db/ETD-browse/browse?first_letter=all;browse_by=d epartment)


http://www.lib.ndhu.edu.tw/ETD-db/ET...rst_letter=all (http://www.lib.ndhu.edu.tw/ETD-db/ETD-browse/browse?first_letter=all)


University of Johannesberg


http://etd.rau.ac.za/ETD-db/ETD-browse/browse (http://etd.rau.ac.za/ETD-db/ETD-browse/browse)


Texas A&M University


http://txspace.tamu.edu/browse-title (http://txspace.tamu.edu/browse-title)


http://etd-review.etsu.edu/ETD-db/ETD-browse/browse (http://etd-review.etsu.edu/ETD-db/ETD-browse/browse)


Theses Canada Portal


http://collectionscanada.ca/thesescanada/index-e.html (http://collectionscanada.ca/thesescanada/index-e.html)


University of Waterloo


http://etheses.uwaterloo.ca/ (http://etheses.uwaterloo.ca/)


Networked Digital Library


http://zippo.vtls.com/cgi-bin/ndltd/chameleon (http://zippo.vtls.com/cgi-bin/ndltd/chameleon)


University of Helsinki


http://ethesis.helsinki.fi/english.html (http://ethesis.helsinki.fi/english.html)


Caltech Libraries


http://etd.caltech.edu/ETD-db/ETD-search/search (http://etd.caltech.edu/ETD-db/ETD-search/search)


Virginia Tech: Electronic Thesis and Dissertation Library


http://scholar.lib.vt.edu/theses/browse/ (http://scholar.lib.vt.edu/theses/browse/)


University of Florida


http://www.uflib.ufl.edu/etddept.html (http://www.uflib.ufl.edu/etddept.html)


Brigham Young University


http://etd.byu.edu/collection.html (http://etd.byu.edu/collection.html)


http://amicus.collectionscanada.ca/s...oll=18&l=0&v=1 (http://amicus.collectionscanada.ca/s4-bin/Main/BasicSearch?coll=18&l=0&v=1)


Pennsylvania State University www.ziwu.org (http://www.ziwu.org/)


http://etda.libraries.psu.edu/ETD-db/ETD-search/search (http://etda.libraries.psu.edu/ETD-db/ETD-search/search)


University of Ohio LINK


http://search.ohiolink.edu/etd/ (http://search.ohiolink.edu/etd/)


http://etd.wmich.edu/theses/browse/ (http://etd.wmich.edu/theses/browse/)


West Virginia University


https://eidr.wvu.edu/eidr/newsearchform.eIDR (https://eidr.wvu.edu/eidr/newsearchform.eIDR)


http://eprints.ru.ac.za/perl/search/simple (http://eprints.ru.ac.za/perl/search/simple)


Florida State University


http://etd.fiu.edu/ETD-db/ETD-search/search (http://etd.fiu.edu/ETD-db/ETD-search/search)


Wake Forest University


http://etd.wfu.edu/ETD-db/ETD-search/search (http://etd.wfu.edu/ETD-db/ETD-search/search)


University of Pretoria


http://upetd.up.ac.za/ETD-db/ETD-search/search (http://upetd.up.ac.za/ETD-db/ETD-search/search)


Virginia Commonwealth University


http://etd.vcu.edu/ETD-db/ETD-search/search (http://etd.vcu.edu/ETD-db/ETD-search/search)


George Washington University


http://etd-gw.wrlc.org/ETD-db/ETD-search/search (http://etd-gw.wrlc.org/ETD-db/ETD-search/search)


http://www.eprints.ru.ac.za (http://www.eprints.ru.ac.za/)


North Carolina State University


http://www.lib.ncsu.edu/etd (http://www.lib.ncsu.edu/etd)


The Humanities Clearinghouse


http://www.etext.lib.virginia.edu/ETD (http://www.etext.lib.virginia.edu/ETD)


Worcester Polytechnic Institute


http://wpi.edu/Pubs/ETD/browse/by_department/b.html (http://wpi.edu/Pubs/ETD/browse/by_department/b.html)


University of North Texas


http://www.library.unt.edu/theses (http://www.library.unt.edu/theses)


Louisiana State University


http://etd.lsu.edu/cgi-bin/ETD-browse/browse (http://etd.lsu.edu/cgi-bin/ETD-browse/browse)


Florida State University


http://www.etds.fsu.edu (http://www.etds.fsu.edu/)


University of Kentucky


http://www.uky.edu/ETD (http://www.uky.edu/ETD)


University of Saskatchewan


http://www.library.usask.ca/etd (http://www.library.usask.ca/etd)


UNC School of Library Science Electronic


http://www.etd.ils.unc.edu/dspace (http://www.etd.ils.unc.edu/dspace)


University of Maine


http://www.library.umaine.edu/theses (http://www.library.umaine.edu/theses)


http://www.library.duq.edu/etd (http://www.library.duq.edu/etd)


Duquesne University Library


University of Virginia


http://www.viva.lib.virginia.edu/etd (http://www.viva.lib.virginia.edu/etd)


Vanderbilt University


http://etd.library.vanderbilt.edu/ETD-db (http://etd.library.vanderbilt.edu/ETD-db)


http://www.unisa.ac.za/Default.asp?C...******ID=15350 (http://www.unisa.ac.za/Default.asp?Cmd=View*******&*******ID=15350)


University of Pittsburgh


http://www.pitt.edu/~graduate/etd (http://www.pitt.edu/~graduate/etd)


Williams College


http://www.williams.edu/library/theses (http://www.williams.edu/library/theses)


Universitatsbibliothek Munchen (Germany)


http://edoc.ub.uni-muenchen.de/perl/advsearch (http://edoc.ub.uni-muenchen.de/perl/advsearch)


University of Florida


http://uf.aleph.fcla.edu/F/?func=fil...l_base=ufu_etd (http://uf.aleph.fcla.edu/F/?func=file&file_name=basic-ufu_etd&local_base=ufu_etd)


University of New Orleans


http://etd.uno.edu/ (http://etd.uno.edu/)


University of Pretoria


http://upetd.up.ac.za/ (http://upetd.up.ac.za/)


University of Puerto Rico


http://grad.uprm.edu/tesisdigitales.htm (http://grad.uprm.edu/tesisdigitales.htm)


UW Electronic Thesis Database


http://etheses.uwaterloo.ca/ (http://etheses.uwaterloo.ca/)


Uppsala Universitiet


http://publications.uu.se/theses/ (http://publications.uu.se/theses/)


Virginia Commonwealth University


http://etd.vcu.edu/ETD-db/ETD-search/search (http://etd.vcu.edu/ETD-db/ETD-search/search)


Worcester Polytechnic Institute


http://www.wpi.edu/ETD-db/ETD-search/search (http://www.wpi.edu/ETD-db/ETD-search/search)


Yale University Library


http://ymtdl.med.yale.edu/ETD-db/ETD-search/search (http://ymtdl.med.yale.edu/ETD-db/ETD-search/search)


The George Washington University


http://etd-gw.wrlc.org/ETD-db/ETD-search/search (http://etd-gw.wrlc.org/ETD-db/ETD-search/search)


The Pennsylvania State University’s


http://etda.libraries.psu.edu/ETD-db/ETD-search/search (http://etda.libraries.psu.edu/ETD-db/ETD-search/search)


North Carolina State University


http://www.lib.ncsu.edu/ETD-db/ETD-search/search (http://www.lib.ncsu.edu/ETD-db/ETD-search/search)


The New Jersey Institute of Technology’s


http://www.library.njit.edu/etd/index.cfm (http://www.library.njit.edu/etd/index.cfm)


Naval Postgraduate School Theses


http://library.nps.navy.mil/uhtbin/webcat (http://library.nps.navy.mil/uhtbin/webcat)


University of Mississippi Rowland Medical Library


http://library.umsmed.edu/free-e_res.htm#Journals (http://library.umsmed.edu/free-e_res.htm#Journals)


University of Groningen (Nedherland)


http://dissertations.ub.rug.nl/faculties/ (http://dissertations.ub.rug.nl/faculties/)


NEXUS Data System


http://star.nrf.ac.za/scripts/starfi...?action=-oKdpb (http://star.nrf.ac.za/scripts/starfinder.exe/3252/nexus.txt?action=-oKdpb)


Association of African Universities


http://www.aau.org/datad/database/login.php (http://www.aau.org/datad/database/login.php)


University of Rochester


https://urresearch.rochester.edu/han...6/browse-title (https://urresearch.rochester.edu/handle/1802/536/browse-title)


HKUST Library Hong Kong


http://ustlib.ust.hk/search/ddissert...754%2CB/browse (http://ustlib.ust.hk/search/ddissertations+academic/ddissertations+academic/1%2C61%2C2754%2CB/browse)


http://library.dialog.com/bluesheets/html/bl0035.htm (http://library.dialog.com/bluesheets/html/bl0035.htm)


Dissertation Abstracts Online


Digital Library and ETDs Archives


http://scholar.lib.vt.edu/theses/browse/by_department/ (http://scholar.lib.vt.edu/theses/browse/by_department/)


Deakin University


http://tux.lib.deakin.edu.au/adt-VDU/public/ (http://tux.lib.deakin.edu.au/adt-VDU/public/)


South Western Medical Center


http://www4.utsouthwestern.edu/libra...ortBy=dc.Title (http://www4.utsouthwestern.edu/library/ETD/etdResult.cfm?searchParam=all&searchTerm=&sortBy=dc.Title)


Philosophy Dissertations Full Text


https://webspace.utexas.edu/deverj/p...ertations.html (https://webspace.utexas.edu/deverj/personal/test/dissertations.html)


Universitat Dorpat (German)


http://www.utlib.ee/ekollekt/vanadisser/ (http://www.utlib.ee/ekollekt/vanadisser/)


Euroscience Veterinary Publisher


http://217.149.198.77/RIS/RISWEB.CGI#TOPOFREFLIST (http://217.149.198.77/RIS/RISWEB.CGI#TOPOFREFLIST)


The University of Auckland


(Dissertations in Statistics Education)


http://www.stat.auckland.ac.nz/~iase...sertations.php (http://www.stat.auckland.ac.nz/~iase/publications/dissertations/dissertations.php)


Horwitz Consulting PhD Data


http://www.phddata.org/process?action=newsearch (http://www.phddata.org/process?action=newsearch)


British Library


http://sherpa.bl.uk/view/subjects/ (http://sherpa.bl.uk/view/subjects/)


The European Library


http://www.theeuropeanlibrary.org/portal/index.html (http://www.theeuropeanlibrary.org/portal/index.html)


The Guide for Electronic Theses and Dissertations


http://etdguide.org/*******/default.htm (http://etdguide.org/*******/default.htm)


Networked Digital Library of Theses and Dissertations


http://tennessee.cc.vt.edu/~lming/cg...nm-ui/members/ (http://tennessee.cc.vt.edu/~lming/cgi-bin/ODL/nm-ui/members/)


Tesi online (Commercial)


http://www.tesionline.com/intl/theses-list.jsp?hl=en (http://www.tesionline.com/intl/theses-list.jsp?hl=en)
[ شنبه سی ام آبان 1388 ] [ 16:22 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
سایتهای جالب جهت جستجوی پایان نامه ومقالات

 

منابع مرجع ، منابعي همانند : واژه نامه ها ، دائره المعارف ها ، سرگذشت نامه ها ، کتابشناسي ها، منابع  جغرافيايي ، و غيره است که ابزار کمکي هر آموزش و پژوهش مي باشد. کثرت مراجعه به آن ، اهميت اين منابع را در هر کتابخانه اي روشن مي سازد. در اين وبگاه که از سال 1995 تا کنون تاسيس گشته ، با بيش از 20000 سايتي که حاوي منابع مرجع است مي توان آشنا شد و به آن دست يافت. در بخش مياني سرا صفحه سايت ، علاوه بر اخبار ، کلمات قصار ، آب و هوا، گاهشمار ، رسانه هاي جهان ، منابع مرجع بصورت موضوعي قرار دارد.

 

مرکز اطلاعات دفاعي (CDI) وابسته به موسسه امنيتي جهاني( World Security Institute ) به ادعاي متوليان آن با هدف همکاري بين المللي و کاهش درگيري هاي نظامي و تسليحاتي فعاليت مي نمايد. سياست امنيتي ، استراتژي امنيتي ، عمليات امنيني ،سيستم  هاي تسليحاتي ، هزينه هاي نظامي ، و ارئه  را ه حل هاي مناسب براي حل مشکلا ت درگيري ها و جنگ هاي امروزي  ، از فعاليت هاي اين مرکز است.  بخش هاي اين مرکز  : خبرنامه ، گزارش ها ، مسائل اساسي ، موضوعات تحقيقي ، و رويدادها

 

پايان نامه ها ، شالوده پژوهش هاي تک نگاشت انجام شده در دانشگاه ها و مراکز تحقيقي است و از درجه علمي بالايي بعلت پژوهش هاي هدايت شده برخوردار است. در اين وبگاه مي توان به مشخصات پايان نامه هاي دفاع شده در دانشگاه هاي فرانسه با قاب

 

اين وبگاه منابع اطلاعاتي در موضوع بازرگاني و مديريت است.  منابع آن شامل : 1- مقالات نظري و عملي در 50 زير موضوع از متوليان وبگاه و مقالات نشريات ديگر مراکز 2- واژه نامه مديريتي و بازرگاني 3- آشنايي با مدارس و دانشکده هاي بارزگاني و برنامه هاي درسي آنها 4- اتاق بازرگاني کشورهاي جهان 5- اشتغال 6- قوانين و مقررات استخدامي 7- نقد و بررسي کتاب هاي بازرگاني و مديريت 8- کتابفروشي ها و 9- ساير منابع است.

ليت جستجو و اطلاعات کتابشناختي دست يافت .

[ شنبه سی ام آبان 1388 ] [ 16:17 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
سازمان تجارت جهاني:

سازمان تجارت جهاني:

سازمان تجارت جهاني که ترجمه عبارت World Trade Organization به اختصار به (WTO) مشهور است؛ تنها سازمان جهاني و بين‌المللي است كه به بررسي و تنظيم قوانين تجارت بين كشورها در سراسر جهان مي‌پردازد. اصول كار سازمان تجارت جهاني مبتني بر موافقتنامه‌هاي اين سازمان است . از اساسي‌ترين اهداف اين سازمان مي‌توان كمك به توليد كنندگان و وارد كنندگان كالاها و خدمات در انجام هرچه بهتر فعاليتهايشان اشاره كرد.

 

مهمترين عملكردهاي سازمان تجارت جهاني ( WTO)

 

ـ اجراي موافقتنامه‌هاي تجاري سازمان تجارت جهاني

ـ عمل كردن به عنوان مجمعي كه مذاكرات تجارت جهاني در آن صورت مي پذيرد .

ـ حل و فصل مناقشات تجاري بين دولتها

ـ نظارت بر سياستهاي تجاري بين كشورها

ـ ارايه كمكهاي فني و آموزشي براي كشورهاي در حال توسعه و…

 

مهمترين مزاياي سيستم تجاري سازمان تجارت جهاني

 

ـ سيستم تجارت جهاني باعث ارتقاي صلح در سطح جهان مي‌گردد.

ـ با استناد به قوانين موجود در اين سيستم مناقشات به نحو سازنده‌اي حل و فصل مي‌گردند.

ـ قوانين موجود در اين سيستم باعث ايجاد رفاه بيشتر در زندگي افراد مي‌گردد.

ـ تجارت آزاد باعث كاهش هزينه‌هاي معاش مي‌گردد.

ـ سيستم تجارت جهاني باعث ايجاد گستردگي در انتخاب و ارتقاي كيفيت محصولات مي‌گردد.

ـ افزايش سطح مراودات تجاري باعث افزايش درآمدها مي‌گردد.

ـ تجارت باعث ارتقاي در رشد اقتصادي جوامع مي‌گردد.

ـ اصول اساسي اين سيستم باعث ايجاد بهره‌وري و كارايي بالاتر در زندگي افراد مي‌گردد.

ـ ايجاد اين سيستم مانع از اعمال نفوذ برخي از كشورها در امور ساير كشورها مي‌گردد.

ـ وجود اين سيستم باعث انتخاب صحيح مسير تجاري دولتها مي‌گردد.

 

با توجه به اينكه سازمان تجارت جهاني داراي مزاياي زيادي است اما از انتقادات و سوءتفاهمات نيز خالي نيست. در زير به برخي از سوءتفاهمهاي رايج در مورد سازمان تجارت جهاني اشاره مي‌شود:

 

ـ سازمان تجارت جهاني سياستها و خط‌مشي‌هاي خود را به اعضاي اين سازمان تحميل مي‌كند.

ـ سازمان تجارت جهاني به دنبال تحقق تجارت آزاد به هر قيمتي است.

ـ سازمان تجارت جهاني منافع حاصل از امور بازرگاني و تجاري را بر ايجاد توسعه رجحان مي‌دهد.

ـ سازمان تجارت جهاني منافع حاصل از امور بازرگاني و تجاري را بر حفاظت از محيط‌زيست برتري مي‌دهد.

ـ سازمان تجارت جهاني باعث از بين رفتن مشاغل و تعميق فقر در جوامع مي‌گردد.

ـ كشورهاي كوچك در سازمان تجارت جهاني از هيچ قدرتي برخوردار نيستند.

ـ سازمان تجارت جهاني ابزاري در دست كارتلهاي قدرتمند در سطح جهان مي‌باشد.

ـ كشورهاي ضعيف‌تر چاره‌اي جز پيوستن به اين سازمان ندارند.

ـ سازمان تجارت جهاني سازماني غيردموكراتيك است.

[ شنبه بیست و یکم دی 1387 ] [ 16:5 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
مهندسی ارزش

تاریخچه مهندسی ارزش

متدولوژی آنالیز ارزش در اواخر جنگ دوم جهانی در آمریکا با به کارگیری نظریه یک مهندس به نام لورانس د. مایلزر که در شرکت جنرال الکتریک در بخشی تهیه تجهیزات و تدارکات مشغول به کار بود تولد یافت . مایلز ابداع کننده مهندسی ارزشی ( آنالیز ارزش ) با مشاهده تاثیرات تغییرات و جایگزینی های حاصل شده روی بهبود و کاهش هزینه محصولات ، سعی در توسعه این روش کرد .

در اثنای جنگ و تحت تاثیر شرایط جنگی ، ایالات متحده امریکا به سبب نیاز مبرم به ماشین آلات نظامی ، می بایست با بهبود و کاهش بعضی مواد و مصالح استراتژیک مبارزه می نمود به ویژه موادی که خارج از این کشور تهیه می شد . در این راستا مهندسین ملزم گشتند تا از یک سو به پژوهش و جستجوی مواد جانشین بپردازند و از سوی دیگر به متناسب نمود . چگونگی طراحی تکنیکی و تکنولوژیکی که تا آن هنگام مورد بهره برداری قرار گرفته بود با این مواد جانشین نوین اهمیت دهند . به طور کلی تاثیر این دگرگونی ها در قیمت ماشین آلات تولید شده ، حاکی از سود آوری بود و بر خلاف آنچه از دیدگاه انتقادی انتظار می رفت ، علاوه بر سود آوری ، کیفیت این ماشین آلات نیز بهتر شد . بدین ترتیب پس از پایان جنگ به نظریه پژوهشی در خصوص مواد جانشین اهمیت داده شد و با یک هدف واحد ، صرفه جویی اقتصادی ( کسب سود بیشتر ) با شدت بیشتری دنبال شد . علاوه بر آن توسعه تحقیق در زمینه ی طراحی های نوین بیش از پیش منجر به ایجاد نظم در طراحی ماشین آلات گردید .


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ] [ 9:56 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
مقاله تحلیلی پیرامون بورس و ضرورت گسترش موضوعی آن

مقدمه

در راستاي تحولات عمده اقتصادي و اجتماعي كشور در ساليان اخير و نظر به ارتباطات گسترده و متنوع اقتصاد ملي با اقتصاد بين الملل و بازارهاي جهاني كه از طريق بازار نفت شدت يافته است و همين طور ضرورت هم پيوندي موثرتر اقتصاد داخلي با اقتصاد جهاني كه از عمده ترين اولويت هاي برنامه چهارم توسعه كشور نيز مي باشد، سياستگزاران و متوليان برنامه ريزي كشور در زمينه اقتصاد، بيش از پيش ضرورت بررسي ايجاد و گسترده نمودن بازارهاي فعال مالي و سرمايه اي را در دستور كار قرار داده اند.

   اين فعاليت ها و گسترش آنها در كشور، پس از وقفه نسبتا طولاني كه نسبت به روند پر شتاب جهاني آن داشته است ، بيش از هر چيز در شرايطي كه چالش هاي اقتصادي عمده اي، فرا روي برنامه هاي توسعه ملي و منطقه اي ما قرار گرفته ، به عنوان ضرورت جدي احساس مي گردد كه عمدتا نيازمند ايجاد يك بستر و زير ساخت مناسب فرهنگي در اين زمينه نيز مي باشد.توقف فعاليت هاي بانكداري خصوصي، بيمه خصوصي، ركود بازار سهام و به عبارتي به كنار گذاشتن بخش خصوصي از فعاليت در بازار پول و سرمايه پس از انقلاب در دهه 1360 و ادامه برخي از آنها تا ساليان اخير، به نوعي عدم امنيت و آرامش خاطر را جهت سرمايه گذاري در اين بخش هاي پولي و سرمايه اي ايجاد كرده است. به گونه اي كه به رغم بر طرف شدن برخي از موانع قانوني در اين مسير، هنوز موفقيت چنداني را در حضور موثر و توانمند بخش خصوصي در اين بازارها شاهد نيستيم.

   اما در شرايط فعلي كه بيش ازهر چيز اجراي برنامه هاي توسعه كشور نيازمند استفاده موثر و شايسته از ساز و كارهاي بازارهاي پول و سرمايه است، بدلايل متعدد همانند تشويق فعاليت هاي بخش خصوصي در راستاي كاهش مداخلات غير ضروري و تصدي گري هاي بي مورد دولت، بهينه سازي نظام توزيع و قيمت گذاري كالاها، آماده سازي بستر مناسب جهت جلب و حمايت ازسرمايه هاي خارجي، قطع پرداخت برخي از يارانه هاي غير كارا، واقعي كردن قيمت انرژي، جهت دهي به سرمايه هاي سرگردان اندك و امكان سرمايه گذاري مستقيم اشخاص حقيقي و حقوقي در شركت ها نيازمند فعال نمودن بازار سرمايه در ابعاد وسيع تر از حد كنوني و رونق مجدد آن هستيم.

   بازار بورس به عنوان يكي از اركان بازار سرمايه با انتقال بخشي از وظايف تصدي هاي دولتي به بخش خصوصي، جذب نقدينگي و گردآوري منابع پس اندازي پراكنده و هدايت آن به سوي مصارف سرمايه گذاري در تجهيز منابع توسعه اقتصادي و انگيزش موثر بخش خصوصي براي مشاركت فعال در فعاليت هاي، اقتصادي نقش مهم و اساسي را دارا مي باشد كه در اين مقاله به شرح كلي از كاركرد اين نوع بازار البته با موضوع بورس كالا پرداخته مي شود.

 

بازار سرمايه

سرمايه يكي ازعمده ترين عوامل، در فرآيند توليد به حساب مي آيد. به گونه اي كه هرچند ساير عوامل توليد نيز در اين فرآيند بسيار مهم به شمار مي آيند ، ليكن نقش و اهميت سرمايه به حدي است كه اين توانايي را دارد تا ساير عوامل توليد را تحت تاثير قرار دهد. بنابراين تجهيز منابع تامين سرمايه و هدايت آنها به سمت فعاليت هاي توليدي كارا، از عمده ترين مسائل اولويت دار اقتصاد كشور در شرايط حساس كنوني به لحاظ تامين منابع مالي طرح ها و پروژه ها مي باشد.

   در اين فرآيند تجهيز انواع مختلف پس اندازهاي سرگردان و نهايتا تخصيص آنها به سوي فعاليت هاي توليدي پر بازده و ايجاد امكانات براي مشاركت همگاني در توسعه فعاليت هاي اقتصادي داراي اهميت فراوان است كه بازار سرمايه تنها ساز و كاري مي تواند باشد كه اين فرآيند را تسهيل مي كند.

در يك بازار سرمايه توانمند، اين امكان به خوبي فراهم مي گردد تا براي توليدات يك كالاي خاص سرمايه مالي مورد نياز را از فرآيندي با ريسك و خطر پذيري كمتر تامين نمايند و در اين صورت بيشترين جهت دهي بخش سرمايه در بازار متوجه سودآورترين فعاليت ها خواهد گرديدكه اين جهت دهي به سمت سودآورترين فعاليت خود در راستاي همان بحث پايه اي اقتصاد يعني تخصيص بهينه عوامل توليد صورت مي گيرد. بنابراين تخصيص سرمايه در چنين بازارهايي، وقتي به طور صحيح و كارا انجام مي شود كه بازار توليدات، خود بتواند براي آن دسته از كالاهايي كه فرصت ها و موقعيت هاي سرمايه گذاري مناسب تري دارند، موجبات تامين سرمايه لازم را فراهم آورد. در اين صورت است كه در آن بخش توليدي اقتصاد كه بازدهي و بهره دهي پائين تري به نسبت ساير بخش ها دارا مي باشد با محدوديت بيشتر سرمايه مواجه مي شود. بديهي است در چنين مكانيسمي است كه براي سرمايه محدود در اختيار يك كشور، تخصيص بهينه در جهت هدايت آن به سمت فعاليت هاي مولد و با بازدهي مناسب تر صورت خواهد پذيرفت و اين فرآيند هاست كه منجر به توزيع مناسب و بهينه منابع محدود سرمايه به طرح ها و فعاليت هاي سودآور و مفيد سرمايه اي خواهد گرديد.

   در دهه هاي اخير و به دلايل متعدد صاحب نظران و سياستگزاران اقتصادي و مالي متوجه كارايي بازار سرمايه در كشورهاي مختلف شده اند. البته توانمندي اين بازارها در كشورهايي با اقتصاد آزاد اهميتي مضاعف پيدا مي كند بدين دليل كه در صورت كارا بودن اين بازار، همان گونه كه پيشتر نيز اشاره گرديد در نظام مبتني بر بازار تخصيص سرمايه كه عمده ترين عامل توليد و از متغيرهاي تاثيرگذار در توسعه اقتصادي است، به صورت مطلوب و بهينه و با استفاده از مكانيسم عرضه و تقاضاي واقعي صورت خواهد پذيرفت و اين ساز و كار طبيعي در نظام بازار است كه جهت و سمت و سوي اين عامل تاثير گذار اقتصادي را تعيين مي كند.

   بديهي است عدم وجود اطلاعات كافي در بازار و نبود شفافيت اطلاعاتي كه لازمه يك بازار كارا است و همچنين عدم انعكاس به موقع و سريع اطلاعات به طرفين عرضه و تقاضا،  ارتباط تنگاتنگي با عدم كارايي بازار پيدا مي كند. چرا كه در بازارهاي رقابتي و كارا، اطلاعات اين قابليت را دارند تا  به سرعت برسطوح قيمت ها تاثيرگذار شوند. در اين صورت است كه در يك بازار كارا، قيمت تعيين شده،  شاخص مناسبي جهت نشان دادن ارزش واقعي معاملات نيز خواهد بود.

   در ايران و در سال هاي پس از انقلاب شاخص ترين نهاد مالي داراي اعتبار و ارزش در بازار سرمايه حتي تا ساليان اخير، فقط بانك ها بودند، اما در برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور بحث هاي متنوعي در خصوص ضرورت تنوع بخشيدن به ابزار ها و نهادهاي مالي و سرمايه اي مطرح گرديد به گونه اي كه در قانون برنامه سوم توسعه و در فصل ساماندهي بازارهاي مالي و در راستاي كارايي هر چه بيشتر اين بازارها به موجب ماده 94 اين قانون تاسيس و راه اندازي شبكه رايانه اي بازار سرمايه ايران جهت انجام داد و ستد الكترونيكي اوراق بهادار در سطح ملي و پوشش خدمات اطلاع رساني در سطح ملي و بين المللي، مورد تاكيد قرار گرفته و به شوراي بورس تكليف شده است. همچنين در ماده 95 قانون برنامه سوم به شوراي بورس اجازه داده شده تا نسبت به راه اندازي بورس هاي منطقه اي در سطح كشور و همچنين ايجاد بورس كالا اقدام نمايد.

   تنوع موضوعي در جهت ايجاد بورس كالا براي ارتقاي سطح كمي و كيفي نظارت و پوشش ريسك نوسان هاي قيمتي در بخش كشاورزي و فلزات اساسي، شفافيت اطلاعاتي و غيره و از طرفي شكل گيري مديريت اقتصادي كارآمد در سطح بنگاه هاي اقتصادي و بالا بردن مشاركت توده مردم و سرمايه داران در فعاليت هاي اقتصاد ملي در اين راستا اهميت اساسي دارد.

   گسترش پوشش جغرافيايي بازار سرمايه ايران در چارچوب ايجاد و راه اندازي بورس هاي منطقه اي و ساير مراكز خدماتي مرتبط با داد و ستد اوراق بهادار در راستاي اهدافي چون بالابردن انگيزه براي پس انداز و سرمايه گذاري، افزايش انگيزه براي توليد از طريق بهبود مكانيسم تخصيص منابع، جلوگيري از فرار سرمايه هاي مولد و مورد نياز، تشويق فرهنگ سهامداري و فراهم آوردن امكان داد و ستد گسترده سهام شركت هاي كوچك و متوسط در بخش هاي مختلف اقتصاد كشوركه نياز به منابع تامين سرمايه دارند، مي باشد كه در برنامه سوم توسعه بدان توجه گرديده و اكنون در شهرهاي مشهد و تبريز تالارهاي بورس منطقه اي اوراق بهادار مشغول فعاليت مي باشند.

   بنابراين از آنجا كه يكي از راه هاي توسعه بازار سرمايه استفاده مطلوب و كارا از امكانات و فن آوري هاي پيشرفته اين بازار است، برغم تحولات بسيار مثبت و رو به رشد بازار سرمايه در اين چند سال اخير در ايران، جايگاه اين بازار در اقتصاد ملي در مقايسه با كشورهاي پيشرو در بازار هاي مالي، قابل مقايسه نيست. بنابراين گسترش موضوعي و بسط پوشش جغرافيايي بورس از طريق راه اندازي بورس هاي منطقه اي مي تواند فاصله ناشي از توسعه نيافتگي در بازار سرمايه ايران با بازارهاي بين المللي را تا حدودي از بين ببرد.

 

تاريخچه بورس

در قرن پانزدهم ميلادي در بلژيك مردي به نام ”واندربورس”خانه اي داشت كه در مقابل خانه وي صرافان و دلالان به داد و ستد پول و اوراق بهادار مي پرداختند. بعدها در سال 1460 ميلادي اين فعاليت داراي تشكيلات مفصلي گرديده و بازار بسيار متشكلي را شامل گشت كه نام آن از اسم اين مرد بلژيكي گرفته شد. بازار سرمايه در ابعاد كلي آن با انقلاب صنعتي در اروپا شروع به رشد نمود و اين در حالي است كه تاريخ اولين بورس بين المللي به اوايل قرن هفدهم ميلادي بر مي گردد، يعني زماني كه بورس آمستردام تاسيس گرديد و اين تحول جديد، پس از آن به مرور كشورهايي نظير آلمان ،انگليس و سوئيس را نيز فراگرفت. اما آنچه نياز به اين چنين بازاري را به وجود آورد اين بود كه تجار و بازرگانان سعي مي كردند كه در معاملات خود راهي را جستجو كنند تا با زيان كمتري مواجه شوند و بهترين راه حل نيز تقسيم زيان بين خودشان بود، لذا با تشكيل اولين شركت سهامي عام در سال 1602 ميلادي، يعني تاسيس شركت هند شرقي، اساس بازار سرمايه پايه گذاري شد.

   اما در خصوص تاريخچه بورس كالا، تاسيس آن به شروع به كار بورس فلزات لندن در قرن نوزدهم ميلادي بر مي گردد كه پس از آن در ساير كشورها نيز بورس كالا بر حسب نياز موردي هر كشور به وجود آمد بورس انواع كالاهاي كشاورزي ، بورس نفت، بورس فلزات اساسي و غيره از آن جمله مي باشند.البته تشكيل بورس كالا نيز خود بر اساس ضرورت هايي بود كه احساس مي شد. به عنوان مثال در خصوص بورس كالاهاي كشاورزي شيكاگو، گفته شده كه كشاورزان حومه شيكاگو در مواقعي از سال جهت فروش كالاهاي كشاورزي توليد شده، خود به شهر مي آمدند و ليكن در برخي موارد با مشكل پيدا كردن خريدار در شهر مواجه مي شدند و اين معطلي هزينه نگهداري و انبار كالاها براي آنها را افزايش مي داد، لذا مجبور مي شدند براي كاهش هزينه، كالاها را به خارج از شهر منتقل نموده و در حومه شهر كالا را تا پيدا كردن مشتري مورد نظر انبار كنند كه البته بعد مسائل و مشكلاتي نظير كيفيت كالاها و تامين اعتبار و غيره در مراحل بعدي موجبات به وجود آمدن بورس كالاهاي كشاورزي شيكاگو گرديد.

   در ايران ايده و انديشه اوليه تشكيل اين بازار به دهه 1310 بر مي گردد كه همزمان با آغاز فرآيند تحول در اقتصاد ايران گروهي در بانك ملي به مطالعه اين موضوع پرداختند و در گزارشي كه در سال 1317 تكميل شد، جزئيات مربوط به تشكيل بازار اوراق بهادار آورده شده بود، ليكن با شروع جنگ دوم جهاني راه اندازي آن تا سال 1346 كه رسما بورس اوراق بهادار تهران گشايش يافت، به تاخير افتاد و از بهمن ماه اين سال با انجام چند معامله روي سهام بانك توسعه صنعتي و معدني عملا معاملات اوراق بهادار در آن آغاز شد. بعد ها در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تا پيش از اجراي نخستين برنامه پنجساله توسعه اقتصادي بعد از انقلاب، بورس اوراق بهادار نيز همانند ديگر اركان اقتصادي كشور نظير بانك ها و بيمه با تحولات و دگرگوني هايي كه منجر به ركود گرديده بود مواجه گشت، تا اينكه در سال 1368 تجديد فعاليت بورس اوراق بهادار تهران به عنوان بستر و زمينه اي براي اجراي سياست خصوصي سازي ، مورد توجه قرار گرفت و در سال 1381 نيز اولين بورس منطقه اي اوراق بهادار در مشهد و در سال 1382 بورس منطقه اي اوراق بهادار آذربايجان در تبريز شروع به فعاليت نمودند. البته در همين سال اولين بورس كالا با عنوان بورس فلزات اساسي نيز در تهران شروع به كار نموده و همزمان نيز مطالعات گسترده اي در خصوص راه اندازي بورس كالاهاي كشاورزي نيز در جريان است.

 

بورس كالا

بورس كالا ، بازاري متشكل و نظام يافته است كه در آن بازار، معاملات بر روي كالاهاي مختلف و يا يك كالاي خاص بر حسب نوع كاركرد بورس، بصورت نقدي و يا به صورت پرداخت در آينده مورد داد و ستد قرار مي گيرند. عمدتا بورس هاي تازه تاسيس در آغاز كار و يا بورس هايي كه در آغاز راه توسعه قرار دارند، معاملات آنها بيشتر به صورت نقدي مي باشد در حالي كه در بورس هاي كالا در كشورهاي توسعه يافته و صنعتي كه اين بازارها روند تكاملي خود را به خوبي طي نموده اند، داد و ستد از حالت نقدي به داد و ستد آتي تبديل شده است.

   بورس هاي كالايي به دو صورت متفاوت فعاليت مي نمايند، برخي از آنها بورس عمومي كالا هستند به گونه اي كه كالاهاي معين و متنوعي از يك گروه كالايي نظير كالاهاي كشاورزي در آن داد و ستد مي شوند و برخي نيز بورس كالاهاي خاص هستند(نظير بورس نفت لندن)

   انجام معاملات به صورت داد و ستد آتي به نحوي است كه معاملات سلف و نسيه نيز در آن امكان پذير مي باشند. البته اين مورد مخصوصا براي كالاهاي كشاورزي جهت تامين مالي مفيد واقع مي شود. بورس معاملات كالا، در واقع بازار خريد و فروشي است كه بصورت دائمي و منظم در آن كالاهاي معين مورد داد و ستد و معامله قرار مي گيرند. البته اين كالاهاي مورد معامله عمدتا كالاهاي خام و مواد اوليه مي باشند همانند گندم، جو، شكر، قهوه، كاكائو، آهن، مس، سرب،زغال سنگ، نفت،كائوچو،چرم، پشم و غيره.

   مكانيسم داد و ستد در بازار بورس كالا داراي برخي مزيت ها و برتري هاست كه از آن جمله نظم و انضباط حاكم بر روند معاملات و عرضه و تقاضاي كالا ، نظارت بر حسن انجام داد و ستدها و نظارت بر اجراي قراردادها و استاندارد سازي كيفيت كالاهاي مورد معامله از آن جمله مي باشند. بنابراين به نوعي اجراي قوانين و مقررات در معاملات اين بازار به خوبي تضمين شده است. اين ضمانت اجرايي مي تواند اعتماد سازي طرفين معاملات را در مورد كالاي مورد معامله گسترش دهد و البته اين اعتماد سازي خود عامل موثري بر كارايي بازار بوده و نهايتا جذب و هدايت سرمايه ها را به دنبال خواهد داشت.

    از جمله ديگر اهداف راه اندازي بورس كالا، برطرف نمودن مشكلات و موانع مختلفي است كه بر سر راه توليدكنندگان قرار دارد. اين موانع و كاستي ها را مي توان در نامشخص بودن سير تغيير قيمت ها در آينده و شفاف نبودن بازار عنوان نمود. وقتي روند تغيير قيمت هاي يك كالا  اعم از كالاي كشاورزي يا غير كشاورزي در دوره آتي نامشخص و نامعلوم باشد، امكان برنامه ريزي صحيح و اصولي را جهت نحوه عرضه و ميزان توليد و نوع توليد از توليد كننده سلب مي نمايد. عدم شفافيت بازار و نبود آنچه كه از ويژگي هاي يك بازار كارا مي باشد، نيز منجر به ريسك بيشتر توليد كننده جهت عرضه كالا مي گردد و اين از جمله مشكلاتي است كه بر سر راه توليد كنندگان كالا قرار دارد. توانايي عرضه و فروش كالا ها در بازار رقابتي همچون بورس ، قادر است اين نارسايي ها را تا حدي برطرف نموده و منجر به تسهيل معاملات و نهايتا ارائه ديد جامع و دقيق تري به توليد كننده كالا جهت عرضه و تصميم سازي توليد در دوره هاي بعدي گردد.از طرفي ديگر با پذيرش ريسك ناشي از مخاطرات بازار و نوسانات قيمت، توسط بورس بازان در بورس كالا، توليد كنندگان و عرضه كنندگان كالا در برابر نوسانات قيمت تا حدودي ايمن مي شوند، چرا كه سهمي از ريسك را به بورس بازان فعال در اين بازار انتقال داده اند. و از ديگر اهداف راه اندازي بورس كالا، دادن نوعي تامين به مصرف كنندگان و تقاضا كنندگان كالا و همين طور استفاده كنندگان صنايع وابسته به اين كالاها نظير صاحبان صنايع تبديلي و غيره مي باشد تا با اطلاعات جامع تر، به تقاضاي كالاهاي مورد نظر پرداخته وآنها هم ريسك ناشي از نوسانات قيمت را به نفع خودكاهش دهند .

   كاهش ريسك نوسانات قيمت در بازار بورس كالا از طريق سهيم شدن عده اي از كساني است كه به عنوان بورس باز در حالت سود اگري وارد اين بازار مي شوند و با استفاده ار نوسانات نامنظم قيمت ها از اين بازار سود مي برند و به نحوي با قبول ريسك موجود در بازار، موجب سود آوري خود و كاهش ريسك عرضه كنندگان و تقاضاكنندگان واقعي كالاها مي گردند . بسياري از اين بورس بازان به منابع اطلاعاتي قابل اعتمادي دسترسي دارند وهمين طور به مرور زمان و از طريق تجربه مستمر نسبت به ساير افراد از قدرت تجزيه و تحليل بيشتري نيز برخوردار مي شوند كه اين مشخصه، آنان را قادر مي سازد تا با پذيرش ريسك در اين بازار داخل شده و بازار هم در بلند مدت بر ايشان سود آور باشد .

   نكته ديگري كه در خصوص بورس كالا مطرح مي گردد اين است كه هرچند همانند بورس اوراق بهادار، بورس كالا بازار سرمايه اي به منظور تامين مالي شركتها نمي باشد، ليكن اين عمل را از طريق تامين مالي، جهت بازار محصولات  انجام مي دهد. به گونه اي كه رونق يك كالا در بورس ، مخصوصا چنانچه معاملات بصورت پرداخت آتي باشد، موجبات تقاضاي بيشتر كالا را فراهم آورده كه اين به نوبه خود توليد بيشتر را دامن مي زند و توليد بيشتر، باعث رونق بازار كالا خواهد شد و اين مي تواند توليد كنندگان و سرمايه گذاران را به اجراي طرحهاي كلان تر و پر بازده تر و با فن آوري برتر سوق دهد .

   ازديگر فعاليت هاي گسترده اي كه در بازار بورس كالا صورت مي پذيرد كه البته دراين گزارش قصد تحليل و بررسي در مورد آنرا نداريم، به داد و ستدهاي آتي مي توان اشاره نمود. بدين صورت كه معاملات سلف و معاملات نسيه نيز در مورد كالاها ، قادرند تا بخشي از معاملات اين بورس را به خود اختصاص دهند. اين معاملات در قالب بحث بازار هاي مالي آتي گنجانده مي شود . بازارهاي مالي از طريق خريد و فروش قرار دادهاي نسيه و سلف، آينده اي متفاوت با گذشته را پيش روي تحولات بورس كالا قرار مي دهند كه پرداختن بدانها از حوصله اين بحث خارج است و فقط به طور مختصر به دو جنبه جهت تجويز معاملات آتي در بورس كالا اشاره مي گردد . هر چند شايان ذكر است كه اين معاملات حجم عظيم معاملات بورس كالاها در بورس هاي بين المللي را، به خود اختصاص داده اند .

   نخست اينكه بورس بازان و دلالان حرفه اي فعال در بورس جهت سود بردن و انتفاع از نوسانات قيمت كالا در بازار، اين معاملات را صورت مي دهند و چون قادرند قيمت آينده را پيش بيني كنند يا اينكه بر اساس تجربه و تبحر خاصي كه به مرور زمان در بازار پيدا مي كنند، اطلاعات و شواهد موجود در بازار را مي توانند بطور صحيح تجزيه و تحليل نمايند. لذا با توجه به پيش بيني خود از وضعيت قيمت كالا در آينده جهت سود بردن اقدام به خريد و يا فروش قرار دادهاي آتي مي نمايد .

   ديگر اينكه، چون اكثر توليد كنندگان كالا از قيمت آينده كالاي خود مطمئن نمي باشند و يا اينكه آن را با درجه اي از ريسك پيش بيني مي كنند ، از طريق انجام معاملات آتي، شرايط خود را تا حدودي در مقابل تحولات و تغييرات بعدي بيمه مي كنند. پس دليل ديگر انجام داد و ستد قرار دادهاي آتي به صورت معاملات سلف و نسيه در بورس كالا،  ايمن نمودن شرايط طرفين، در مقابل نوسانات قيمت‌كالا در آينده مي ‌‌باشد.

   قطعا راه اندازي بورس هاي تخصصي كالا، سبب حاكم شدن عرضه و تقاضا، بهبود كيفيت كالاها، استاندارد شدن آنها و توسعه و گسترش مزيت هاي نسبي و رقابتي اقتصاد ملي خواهد گرديد كه اين تحولات موجب افزايش قدرت صادراتي اين كالاها نيز مي گردد.

   البته در خصوص نوع كالايي كه در بازار بورس كالا عرضه مي شود، ذكر اين نكته ضروري است كه كالاها نبايد قدرت فساد پذيري بالايي داشته باشد، چون در اين صورت انبار نمودن آنها با افت كيفيت و خريد و فروش قرار دادهاي آتي با تغيير وضعيت مواجه مي گردند و يا اينكه با يستي سيستم نگهداري و انبار اين شرايط را تضمين نمايد . از طرفي ديگركالاهاي مورد معامله در بورس بايد جزو مواد خام و اوليه باشند. يعني قابليت توليد مجدد را به ميزان بالا داشته و به عبارتي ديگر مجموعه اي منحصر به فرد از يك نوع كالاي مشخص و غير قابل جانشين از نوع خود را نمي توان در بازار بورس كالا عرضه نمود .

 

ساز و كار انجام معاملات در بورس كالا

انجام معاملات در بازار بورس كالا از جهاتي مشابه معاملات بورس اوراق بهادار و از جهاتي ديگر نيز متمايز با آن است . كالاها در خود بورس موجود نمي باشند و معمولا انجام معامله با برگه رسيد انبار صورت مي گيرد، ليكن ممكن است در برخي موارد نمونه اي از كالاها ي مورد معامله و يا اصطلاحا مسطوره اي از آن در بورس موجود مي باشد . كالاهاي مورد معامله در بورس داراي مشخصات و ويژگي هاي خاصي است كه آنرا براي عرضه كننده و خريدار مشخص مي كند و اين كالا با توجه به استانداردهايي كه قبلا و هنگام ورود به انبار با آن ارزيابي شده است، طبقه بندي گرديده و مشخصات آن بطور كامل به ثبت رسيده است، به نحوي كه اطلاعات آن چه به لحاظ كمي و چه كيفي بطور كامل در بازار موجود مي باشد .

   يك فروشنده كالا، جهت فروش كالاهاي خود در بازار بورس، طبق عرف معمول كه در اكثر بورس ها متداول است، يك قرار داد اصلي را با يستي به بورس ارائه نمايد كه اين قرارداد مشخصات و نوع كالا و مقدار آن كالا كه قرار است وارد معاملات بورس گردد را در خود دارد. چنانچه اين قرار داد اصلي به ثبت برسد آنگاه فروشنده اين امكان را خواهد داشت كه كالاي خود را بر مبناي آن در بازار بورس كالا عرضه نمايد . البته بازارها بنا بر رويه هاي معمول بر آنها و همين طور قوانين و مقرارت وضع شده، مي توانند پس از بررسي و درجه بندي كالاهاي ارائه گرديده به بورس تضمين هايي متفاوت با رويه معمول را نيز از عرضه كننده خواستار باشند .   بررسي ضمانتنامه ها و ثبت قرار دادهاي اصلي در اتاق پايا پاي بورس صورت مي پذيرد كه اتاق پاياپاي اين در خواست را از كارگزاران بورس و نه مستقيما از فروشنده كالا، دريافت مي كند .

   براي خريدار وضعيت به گونه اي است كه همانند بازار بورس اوراق بهادار، خريدار جهت خريد كالا به كارگزار مربوطه برگ درخواست خريد  ارائه مي نمايد . كارگزاران فعال در بورس افرادي خبره و آشنا به فن و اخلاق خاص كارگزاري هستند كه مرتبا معلومات مالي و اقتصادي و ساير مشخصه هاي آنها از سوي سازمان بورس مورد ارزيابي قرار مي گيرد . لذا اين افراد به خوبي قادر خواهند بود تا در زمينه خريد و فروش كالا و نحوه بازار و روند قيمت ها و ساير مشخصه هايي كه يك عرضه و يا تقاضا كننده نياز خواهد داشت، آنها را راهنمايي وكمك نمايند. فرآيند داد و ستد كالا در بازار بورس كالا به تفصيل در نمودار نشان داده شده است .

 

مزاياي معاملات كالا در بورس

همانطور كه در خصوص بورس كالا بحث گرديد، اين بازارها بصورت سازمان يافته ، معاملات و داد ستد را به اشكال مختلف نظير معاملات نقدي ، پيمان هاي آتي و قرار دادهاي آتي( سلف و نسيه ) انجام مي دهند كه  بورس كالاهاي كشاورزي نيز اين چنين كاركردي را دارا مي باشد . هم از نظرحجم معاملات و هم از نظر توسعه و گستردگي بازار و همين طور تنوع محصولات و تعداد بازار مي توان بورس كالاهاي كشاورزي را قابل توجه ترين بورس كالا در جهان دانست . در اين بورس ها برخي از عمده ترين كالا هايي كه داد و ستد مي شوند، بدين شرح مي باشند : گندم ، ذرت ، جو، پنبه ، كنف، ادويه جات ، زيتون ، برنج ، روغن ، كائو چو، موز، پشم ، روغن نخل ، دانه هاي روغني و غيره . در اين قسمت به عمده ترين مزايايي كه مي تواند در معاملات و داد و ستد كالا در بورس وجود داشته باشد، اشاره مي گردد.

الف ) انتقال قسمتي از ريسك ناشي از نوسان قيمت محصولات كشاورزي از توليد كننده و تقاضا كننده واقعي به سودا گران و بورس بازان كه در اين صورت نظام تصميم گيري براي توليد كننده و تقاضاكننده جهت برنامه ريزي هاي آتي با ريسك كمتر انجام مي پذيرد و در حقيقت بازار آن كالا با ثبات تر مي گردد.

ب) وقتي يك كالاي كشاورزي در بازار بورس كالا مبادله مي گردد، قطعا اطلاعات و شفافيت بوجود آمده در آن بازار موجب مي گردد تا طرفين معامله هر دو همزمان و بطور مساوي از رانت اطلاعاتي استفاده نمايند كه در اين بازار قدرت تبادل اطلاعات بين طرفين معامله افزايش مي يابد.

پ ) از طريق استاندارد سازي محصول در بازار بورس و تعريف ويژگيهاي ديگر براي آن، زمينه لازم جهت ارتقاء كيفيت محصول و تلاش توليدكنندگان جهت ارائه توليدات همگن و مرغوب تر به بازار ميسر مي گرددكه منجر به معرفي صحيح و درست كالا به متقاضيان مي‌شود و نهايتا رونق بازار را بدنبال خواهد داشت.

ت) از آنجا كه در بازار بورس كالا به نسبت بازارها و سيستم معاملات سنتي ، معاملات سريع تر صورت مي گيرد و اطلاعات شفاف در اختيار طرفين به آساني قرار مي گيرد و قيمت كالا را نيز عرضه و تقاضاي موجود در بازار بصورت لحظه اي تعيين مي نمايند و ورود هر قشري از جامعه در صورت توانايي جهت داد و ستد در اين بازار نيزآزاد مي باشد، در حقيقت به سمت تشكيل بازار از نوع رقابت كامل كه كاراترين و بهينه ترين بازار بوده، حركت كرديم .

ث ) طرفين معاملات با توجه به قانونمند و نهادينه بودن عمليات بورس‌كالا ، نسبت به تضمين‌كامل معاملات براي‌طرفين اطمينان كامل دارند، ضمن اينكه از طريق حذف واسطه ها مراحل داد وستد نيز تا حد زيادي بين توليد كننده و خريدار كوتاه مي شود در حقيقت به معاملات تجاري‌امنيت بيشتر مي‌بخشد.

ج ) وجود اطلاعات شفاف و قابل اعتماد در تالار بورس ميتواند علاوه بر موارد ياد شده هزينه تشخيص و تصميم را براي ورود و خروج افراد به اين بازارها كاهش دهد و افراد با اطلاعات جامع تر و كامل تر، ليكن با هزينه كمتر به اين تصميم گيري برسند .

چ ) در معاملات بورس، كارايي بازار ارتقاء پيدا مي كند و از طرفي شبكه توزيع كالا بدليل ورود و خروج آسان افراد به بورس بهينه مي شود. به نحوي كه هزينه هاي بازار يابي را نيز به نحو چشمگيري با توجه به اطلاعات ارائه شده در آن، كاهش مي دهد و از طريق شفاف سازي امكان سود جويي برخي از افراد را در نظام توزيع حداقل در بلند مدت از بين مي برد.

 

توانمندي استان كرمان در بورس پسته

استان كرمان با وسعتي در حدود 1/11 درصد مساحت كل كشور، بالغ بر 30 درصد كل سطح باغات كشور را دارا مي باشدكه از اين حيث در رتبه نخست قرار دارد. در بخش كشاورزي استان، پسته بدلايل متعدد نظير مقاومت در مقابل كمبود آب و شوري خاك به عنوان كشت مناسبي براي برخي از مناطق استان در دو دهه اخير اقبال فراواني را به خود جلب كرده به گونه اي كه در بسياري از مناطق  استان كه با اين مشكلات اقليمي مواجه هستند، كشت پسته رواج فراواني يافته است.

   تقريبا در اكثر مناطق مركزي و شمالي استان كشت و برداشت پسته رايج شده كه موجب گرديده است تا تاثيرات ملموسي بر وضعيت درآمد كشاورزان به وجود بيايد، هرچند همچنان بازار سنتي پسته عمدتا در شهرستان هاي رفسنجان،كرمان، سيرجان و زرند به دليل حجم زياد توليدات اين مناطق، متمركز شده است.

   سطح زير كشت باغات پسته در استان كرمان در آغاز برنامه سوم توسعه برابر 289 هزار هكتار بوده كه بالاترين ميزان سطح زير كشت اين محصول در بين استان هاي كشور را دارا مي باشد. سهم استان كرمان در آغاز برنامه اول توسعه از كل توليدات پسته كشور 74/89 درصد بوده كه به 65/82 درصد در آغاز برنامه سوم توسعه رسيده است، هر چند مقدار مطلق توليدات در اين مدت همچنان در حال افزايش مي باشد . ميزان توليدات پسته استان در آغاز برنامه سوم توسعه در حدود 131 هزار تن بوده كه هم در توليد و هم در سطح زير كشت همچنان استان كرمان حائز رتبه نخست مي باشد.

   بررسي تاريخي نشان مي دهد كه از حدود دو قرن پيش اضافه عرضه پسته ايران به خارج از كشور صادر مي گرديده و پسته توليدي در استان كرمان نيز از طريق بنادر جنوبي مخصوصا بندر عباس عمدتا به انگلستان و مستعمرات آن صادر مي شده است. سهم استان كرمان از صادرات پسته كشور از86/90 درصد در آغاز برنامه اول توسعه به 54/70 درصد در سال آغازين برنامه سوم توسعه رسيده است.

   با توجه به مباحث طرح شده و نظر به اينكه حجم زيادي از توليدات محصول پسته به عنوان كالاي كشاورزي صادراتي به خارج صادر مي گردد كه اين موضوع پسته را به عنوان عامل ارتباط دهنده اقتصاد استان با بخش خارجي معرفي نموده است و لزوم استاندارد سازي و رقابت پذيري كه در اين محصول جهت عرضه در بازار بين المللي بايستي ايجاد شود، براي شفاف سازي هر چه بيشتر قيمت ها و كاهش فاصله هزينه توليد و مصرف پسته، لزوم تاسيس و راه اندازي بازار بورس پسته بيش از پيش ضروري به نظر مي رسد. در بخش كشاورزي كشور بطور عام و در مورد پسته به طور خاص عدم شفافيت بازار فروش محصولات در بازار داخلي ، راندمان پائين بدليل تكنولوژي عقب مانده و غير رقابتي بودن در بازارهاي جهاني از جمله مشكلات جدي و چالش دار در اين زمينه مي باشند با اين شرايط مصرف كنندگان براي بهره مندي از توليدات متحمل پرداخت هزينه سنگيني مي شوند در حالي كه كشاورزان نيز كه براي توليد زحمات زيادي كشيده اند، هزينه هاي زيادي را پرداخت مي نمايند. بنابراين تنها بازاري كه قادر است ضمن شفاف سازي قيمت ها و ارائه اطلاعات مفيد و جديد از طريق نمايش شاخص هاي قيمت و معاملات روزانه ،ايجاد رقابت نمايد بازار بورس مي باشد.

   راه اندازي بازار بورس پسته به عنوان كالايي كه بيشترين حجم صادرات غير نفتي در محصولات كشاورزي كشور را دارا مي باشد و عمده ترين كالاي صادراتي استان كرمان است، مي تواند اقدامي شايسته در زمينه آزاد سازي تجاري جهت مبادلات برون مرزي اين محصول نيز بوده تا از طريق رونق در اين بازار زمينه مساعد و مؤثري براي نحوه توليد ،كيفيت توليد ، استاندارد سازي، بازاريابي و كاهش دامنه نوسانات ريسك آنرا فراهم آورد . در حقيقت اين راهي است كه در ساير كشورها به نحو مناسبي پيموده شده است و آنها ازطريق معاملات كالا در بورس توانسته اند هم به كيفيت كالا و استاندارد سازي كالا توجه ويژه اي داشته باشند و هم از طريق كاهش هزينه معاملات و اعمال حاكميت نظم و انضباط و مقررات در اين بازارها قدرت رقابت پذيري كالا را افزايش دهند. در اين صورت چنانچه خواستار حضور توانمند و توام با قابليت رقابت بالا در بازار جهاني پسته را داريم و از طرفي نيازمند ارتقاءكيفيت و افزايش سطح استاندارد اين محصول مي باشيم و نياز به كاهش بروكراسي مبادلات و معاملات در راستاي كاهش هزينه داد و ستد را داريم، به خوبي احساس گرديده كه بهترين اقدام اصولي در شرايط فعلي در اين زمينه همانا تاسيس و راه اندازي بازار بورس پسته مي باشد .

   بنا بر اين آنچه استان كرمان را آماده راه اندازي بازار بورس‌كالاي‌كشاورزي با عنوان بورس پسته مي نمايد ، مي توان در توانمندي اين استان در توليدات اين محصول بيان كرد چرا كه استان كرمان در توليد پسته از مزيت مطلق در كشور برخوردار مي باشد . از ديگر مزاياي استان كرمان، حضور بخش خصوصي قوي، توانمند و كار آمد است كه قابليت عرضه كالا را در صورت راه اندازي به اين بازار در ابعاد گسترده دارا خواهند بود. از طرفي ديگر وجوه حجم زيادي از در آمد ارزي ناشي از صادرات اين محصول، چنانچه بتواند در روندي صحيح براي رونق خود اين بازار به كار گرفته شود، قطعا آينده مساعد تري را هم براي كشاورزي استان و هم براي رونق بخش بازرگاني خارجي استان رقم خواهد زد . استان كرمان عمده ترين صادر كننده پسته در جهان است كه اين توان صادراتي بالا و اين قدرت عرضه زياد نيز از جمله شايستگي جهت تاسيس بورس پسته در راستاي ارتقاء كيفيت معاملات آن نيز مي باشد. بديهي است با اين ميزان توليد پسته كه بيش از مصرف كل كشور مي باشد، نياز به بازارهاي سازمان يافته كه در آن عوامل بازار خود تعيين كننده قيمت باشند، جهت عرضه اين محصول به بازارهاي ملي و بين المللي جزو ضروريات نظام توزيع اين محصول مي باشد .

   در خصوص توليد و نحوه تاثير گذاري معاملات پسته در بازار بورس پسته بر توليد اين محصول، مي توان در درجه نخست امكان تامين مالي و سرمايه اي توليد كنندگان آنرا از طريق فروش مناسب توليداتشان بيان نمود. هر چند وقتي بازار محصولات به نحوي باشد كه در آن درجه ريسك و مخاطره پذيري كاهش پيدا كند، امكان تامين و اطمينان خاطر توليد كنندگان پسته و باغداران جهت برنامه ريزي جامع تر توام با اطلاعات بيشتر برايشان فراهم مي آيد و با داد و ستد قرار دادهاي آتي در بورس پسته نيز زمينه ديگري براي آرامش خاطر از بابت وجود تقاضا با قيمت هاي مشخص نيز در آينده براي توليد كنندگان اين محصول پديد مي آيد و در نهايت اينكه وقتي بازار معاملات پسته شرايطي را در بورس بدست آورد كه به بازار رقابت كامل نزديك شود، قطعا شرايط لازم براي تخصيص بهينه منابع توليد اعم از سرمايه و ساير عوامل، جهت افزايش راندمان  توليد فراهم مي كند.

   در زمينه توزيع كالا،  بورس پسته مي تواند ضمن حذف واسطه هاي غير ضروري و دلال هاي فعلي ،موجبات تسريع در معاملات وكاهش زمان انجام معاملات را فراهم آورده و از طرفي ديگر با ورود عده اي تحت عنوان بورس باز در بازار بورس ، موجبات تقسيم ريسك نوسانات قيمت در بازار را از جانب عرضه كنندگان و تقاضا كنندگان فراهم آورد. همچنين در بازار اطلاعات جامع و مفيدي در خصوص انواع مختلف پسته با سطوح كيفيت متفاوت و قيمت هاي متنوع آن وجود داشته باشد كه امكان بهره مندي از آن فراهم باشد . همين طور در نظام توزيع بورس پسته قادر خواهد بود تا از طريق ساز وكار و قوانين و مقرارت تعريف شده اي كه در آن جاري و حاكم مي باشد، اعتبار معاملات را افزايش داده و در نهايت اينكه با تعيين قيمت ازطريق مكانيسم عرضه و تقاضاي بازار و شفافيت اطلاعاتي حاصله، نظام توزيع اين محصول را نيز بهينه سازد .

   آثار راه اندازي بازار بورس پسته بر مصرف اين كالا به صورتي است كه موجب مي‌گردد تا پسته اي كه در نهايت به دست مصرف كننده مي رسد از استاندارد هاي لازم و سطح كيفي مطلوبي برخوردار بوده و رضايت مصرف كننده را در پي داشته باشد . همچنين با شفاف سازي منجر به انتخاب آگاهانه مصرف كنندگان نيز مي گردد و مصرف كنندگان را در كاهش ريسك نوسانات قيمتي كمك مي‌نمايد. هر چند اين كاهش ريسك را بايستي عامل مؤ ثري در برنامه ريزي هاي بهتر و اصولي تر مصرف‌كنندگان عمده در صنايع تبديلي و صنايع فرآوري پسته بر شمرد كه به وسيله ايجاد بازارهاي رقابت پذير به نام بورس پسته ايجاد مي‌شود.

 

نتيجه گيري

با توجه به اهميت و جايگاهي كه استان كرمان به لحاظ توليدات و سطح زير كشت محصولات كشاورزي مخصوصا پسته دارا مي باشد و نظر به نقش بسيار مهم صادرات اين كالا در بين ساير كالاهايي كه صادرات غير نفتي كشور را تشكيل مي دهند، لزوم بررسي در جهت ايجاد تحول ساختاري در نظام سنتي خريد و فروش اين كالا احساس مي گردد. از آن جا كه حجم عظيمي از توليدات پسته استان به خارج از كشور صادر مي گردد، لذا در جهت بهبود كيفيت اين كالا در راستاي رقابت پذير نمودن آن در بازارهاي جهاني و همچنين تحول در ساختار بازار سنتي آن با استفاده از ابزارهاي مالي ـ تجاري مدرن، نيازمند نهادينه كردن داد و ستد آن در بازارهاي مالي متشكل نظير بورس كالاي كشاورزي مي باشيم و استان كرمان با دارا بودن مزيت مطلق در توليد، سطح زير كشت و صادرات پسته، اين قابليت و توانمندي را در خود دارا مي باشد.

   بديهي است، با راه اندازي بازار بورس پسته در كرمان، كشاورزان و باغداران عمده قادر خواهند بود تا از مزاياي اين بازار به نفع ارتقاء توليد، بهره جويند و از نوسانات مكرر قيمت پسته كه ممكن است بر تصميم آن ها در روند توليد تاثير بگذارد، از طريق انتقال بخشي از ريسك به وسيله معاملات قراردادهاي آتي به بورس بازان و غيره ايمني يابند. همچنين تقاضا كنندگان و خريداران پسته نيز اين توانايي را در بازار خواهند يافت تا محصولي با استانداردهاي مناسب تهيه نموده و از طريق داد و ستد قراردادهاي آتي، نيازهاي خود را در برابر نوسانات قيمت با حداقل ريسك بيمه سازند.

   چنانچه در خصوص تشكيل بازار بورس پسته اقدامي صورت نپذيرد، همچنان مثل گذشته حجم عمده مبادلات از طريق راههاي غير رسمي و اقتصاد سايه اي صورت خواهد گرفت و از طرفي ديگر دلالان و واسطه ها با اطلاع از نياز جدي عرضه كنندگان و توليدكنندگان كالا به منابع مالي، ضمن پيش خريد نمودن محصولات، سود بالقوه اين بخش مولد از اقتصاد را كاهش مي دهند . البته آثار اين در بخش كشاورزي بيشتر از ساير بخش ها قابل مشاهده است چون عرضه كالاهاي كشاورزي تابع نوسانات متعددي مي باشد كه پيامد اين نوسانات خود موجب افزايش ريسك معاملات نقدي آن مي شود كه اين ريسك، هم توليدكنندگان و هم مصرف كنندگان را متاثر مي سازد.

 

 

منابع و مآخذ

1-    بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران، آشنايي با بورس اوراق بهادار تهران، موسسه تحقيقات پولي و بانكي، خرداد 1375

2-    سازمان مديريت و برنامه ريزي خراسان، بررسي ايجاد بورس مواد معدني در خراسان، خرداد 1381

3-    سازمان مديريت و برنامه ريزي كرمان، بررسي صادرات غير نفتي استان كرمان، بهمن 1379

4-  سازمان مديريت و برنامه ريزي كرمان، سند برنامه پنج ساله سوم اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي استان كرمان، ويرايش اول، خرداد 1381

5-    عبده تبريزي، حسين، مجموعه مقالات مالي، سرمايه گذاري، انتشارات پيشبرد، تهران، پائيز 1378

6-    مجله تحقيقات مالي، شماره 1، تهران، زمستان 1372

 

[ دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ] [ 14:25 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
روش هاي پاداش اعضاي هيات مديره
روش هاي پاداش اعضاي هيات مديره

    سرويس بورس:از اوايل قرن بيستم كه مديريت شركت هاي سهامي از حاكمان و سهام داران آن ها تفكيك شد، مساله تعيين پاداش اعضاي هيات مديره جزو موارد اصلي تصميمات سهام داران در مجمع عمومي صاحبان سهام شد. بسياري از فعاليت هاي مديران كيفي است و قابليت اندازه گيري ندارد مگر پس از انجام فعاليت ها و در قالب نتايج كمي مثل سود ويژه و تقسيم سود. اعضاي _هيات مديره مي توانند سياست حفظ وضعيت موجود را اتخاذ كنند و دست به تغييراتي نزنند كه آينده مبهمي دارد.
    
    به هر ترتيب طبق يك تئوري اقتصادي، اشخاص به دنبال حداكثر كردن منافع شخصي خود هستند. از اين رو مديران نيز به عنوان اشخاصي ممكن است با اتخاذ تئوري فوق از اهداف شركت دور شوند. از ابتدا سهام داران به منظور تشويق و ايجاد انگيزه در مديران براي حداكثر كردن ثروت سرمايه گذاران شركت تمهيدات متفاوتي را تعبيه كردند. عادي ترين رويه، پرداخت پاداش بر مبناي درصدي از سود ويژه شركت بوده است. اين مبنا همواره با انتقاداتي روبه رو بوده است.
    
    يكي از عمومي ترين انتقادات آن بوده است كه سود ويژه شركت شامل اجزايي است كه بسياري از آن ها در كنترل مديريت نيستند. به عبارت ديگر مبناي سود ويژه موجب مي شود تا به مديران بابت كار نكرده پاداشي داده شود يا بر مبناي رويدادهاي غيرقابل كنترل، مورد تنبيه قرار گيرند. انتقاد ديگر آن است كه پرداخت پاداش بر مبناي سود ويژه، مديران را كوته نگر مي كند. به زبان ديگر، از آن جا كه مديران هدف خود را حداكثر كردن سود ويژه تعيين مي كنند، برخي از اقدامات اساسي را به انجام نمي رسانند. مثلاً تعميرات اساسي را به تعويق مي اندازند، تبليغات انجام نمي دهند و خلاصه در انجام هزينه هايي كه موجب كاهش سود سال جاري مي شوند، تعلل مي كنند.طي دو دهه گذشته، مبتني بر تحقيقات انجام شده تجربي در كشورهاي پيشرفته روش طرح هاي تشويقي جايگزين طرح پاداش سود ويژه شده است. بر اساس اين طرح، به جاي پاداش به مديران، سهام شركت داده مي شود تا آنان نيز همچون سهام داران به دنبال حداكثر كردن ارزش بازار شركت باشند تا منافع شخصي خود را حداكثر كنند. هر چند كه اين شيوه در كتب و مقالات مالي و حسابداري طي چند سال اخير در ايران نيز رواج يافته است اما عملاً هنوز شركت ها از شيوه قديمي استفاده مي كنند. قابل توجه است كه شيوه پرداخت پاداش بر مبناي درصدي از سود ويژه شركت ها در قانون تجارت هم به رسميت شناخته شده است.
    
    در هر صورت، چرا شركت ها از روش طرح هاي تشويقي استفاده نمي كنند، موانع حقوقي و عملي آن چيست و ديگر مسايل ، سوالاتي است كه در اين شماره از روزنامه با كارشناسان مالي و مديريتي در ميان گذاشته شده است كه گزارش آرزو علي مدد را با هم مي خوانيم.
    
    
 
    مديران بايد
    
     از صاحبان سهام باشند
    
    _سرمايه يكي از كارشناسان بازار سرمايه با توضيح بحث قانوني ميزان پاداش هيات مديره، خاطرنشان كرد: «در شركت هاي سهامي خاص حداكثر 10 درصد و در شركت هاي سهامي عام پنج درصد، سود قابل تقسيم در مجمع به عنوان پاداش اعضاي هيات مديره در نظر گرفته مي شود.
    
    اما آيا مي توان به درستي در دو ساعت مجمع، تصميم صحيحي درباره ميزان سود تقسيمي بگيرند؟
    
    در اكثر نقاط دنيا، پاداش را به عنوان سهام مديريتي اعطا مي كنند. يعني در قانون عنوان مي كنند كه اگر مديران و اعضاي هيات مديره، اين تعهدات را انجام دهند، در پايان مثلاً پنج سال، اين تعداد سهام را به آن ها اعطا مي كنيم.
    
    در واقع اين روشي است كه در دنيا اجرا مي شود و مديران از طريق صرف سهام، افزايش سرمايه مي دهند. در اين شرايط، با مديران قرارداد مي بندند و عنوان مي كنند كه اگر شركت به اين وضعيت رسيد، تعداد هشت سهم را به وي مي دهيم. در نتيجه اگر اين فعاليت انجام شد، افزايش سرمايه مي دهند و اين افزايش سرمايه را به مديران اعطا مي كنند. به نظر من اين بهترين پاداشي است كه به كاركنان و مديران مي دهند. در واقع در ابتداي قرارداد عنوان مي كنند كه اگر به تعهدات خود عمل كنيد، علاوه بر پاداش سالانه اين مقدار پاداش را نيز به شما اعطا مي كنيم.»
    
    وي سپس ادامه داد: «در ساير كشورها، تقسيم سود به ميزان شركت هاي ما نيست. بارها و بارها افزايش سرمايه مي دهند و به اين ترتيب شركت را با رشد مواجه مي كنند.»
    
    ما دو گروه شركت داريم، يكي شركت هايي كه سهام داران عمده دارد و ديگر شركتي كه تعداد سهام داران خردش زياد است در قانون تجارت ما، عنوان نشده است كه پاداش هيات مديره از سود خالص است يا ناخالص يا ماليات را چه كسي بپردازد. بنابراين از آن جا يي كه مديران خود اجراكننده هستند، به نفع خودشان فعاليت مي كنند. در نتيجه در اين شرايط پاداش خود را از سود خالص برداشت مي كنند. اين به آن مفهوم است كه ماليات اين پاداش توسط سهام داران پرداخت شده است.
    
    در اصول حسابداري، اين پاداش، اول بايد ذخيره گرفته شود و ماليات آن نيز پرداخت شود. اما هيچ يك از مديران اين هزينه را ذخيره نمي گيرند و به اين ترتيب سهام داران دو تا ضرر مي كنند، اول اين كه ماليات پرداخت مي كنند و دوم اين كه هزينه مذكور نيز جزو هزينه هاي قابل قبول محسوب نمي شود زيرا آن را در هزينه هاي سال بعد، ثبت مي كنند.
    
    اين كارشناس بازار سرمايه سپس ايراد كرد: «البته نبايد فراموش كنيم كه متاسفانه در كشور ما پرداخت پاداش هاي كلان به مديران، خود نوعي بدنامي براي آن ها به ارمغان مي آورد. اين در حالي است كه گاه ضوابط شركت ها به گونه اي است كه سود در نظر گرفته شده براي مديران را به آن ها پرداخت نمي كنند و با وجود در نظر گرفتن سود بالا، مديران و اعضاي هيات مديره به ميزان عنوان شده در مجمع دريافت نمي كنند، اما بدنامي دريافت اين مقدار را به دنبال خود يدك مي كشند.»
    
    وي در پايان توضيح داد: «به نظر من، اين يك بحث فرهنگي در كشور ماست كه اگر مديري سهام شركت خود را داشته باشد، به عنوان يك ضدارزش محسوب مي شود. در حقيقت برخلاف قانون تجارت كه عنوان مي كند، مديران بايد از ميان صاحبان سهام باشند، اين مقوله در بين مديران ، ضدارزش است.»
    
    
    
     پاداش بالا
    
    براي مديران
    
    _سرمايه محمدمهدي ناسوتي فرد، يكي از كارشناسان بازار سرمايه، درباره پاداش اعضاي هيات مديره به خبرنگار ما گفت: «به نظر من هيچ گونه صرفه جويي نبايد در پرداخت پاداش هيات مديره انجام دهيم زيرا اگر ما به مديرمان اعتقاد داريم و وي را از بين صدها نفر انتخاب كرديم، بايد به وي اعتماد داشته باشيم و از نظر مالي هم تامين اش كنيم. البته اين پرداخت ها بايد كاملاً ضابطه مند باشد تا به اين ترتيب، مدير مذكور هم در افزايش سودآوري شركت، حداكثر تلاش خود را بكند.»
    
    وي سپس ادامه داد: «در ساير نقاط دنيا، سهام دار كردن مديران، پرداخت درصدي از سود خالص، اعطاي سهام ممتاز يا ترجيحي، همه شرايطي است كه سبب مي شود، منافع مديران در گرو منافع شركت گره بخورد.
    
    اين عمل هميشه نتايج خوبي را به بار مي آورد. اما چند وقت پيش، يكي از شركت هاي موجود در بورس، پاداش قابل توجهي را براي مديران در نظر گرفت. اما اين موضوع سر و صداي زيادي را به بار آورد. اين در حالي است كه ما نبايد بگوييم اين مبلغ سالانه، زياد است. زيرا مدير با سايرين تفاوت دارد. عدالت به معناي اين است كه هر كس به ميزان توانمندي و استعداد خودش بهره مند مي شود.»
    
    وي سپس ادامه داد: «در حال حاضر، يك فوتباليست سالانه حدود 200 ميليون تومان دريافت مي كند. اما اگر همين مبلغ را به يك مدير بدهيم كه 30 سال فعاليت داشته، تعداد زيادي معترض پديد خواهد آمد.بنابراين شايد نتوانيم فرمول واحدي را براي كل قضيه در نظر بگيريم، اما اگر به دنبال سيستمي كارا باشيم، بايد انتخاب را به مدير بدهيم. به عنوان مثال، مديري از اين كه سهام دار باشد، مطلوبيت بيش تري دارد تا اين كه درصدي از سود خالص را دريافت كند و ممكن است مدير ديگري، دقيقاً بر عكس فكر كند. بنابراين نمي توان گفت كه فرمول واحدي در اين شرايط وجود دارد. اما اگر بحث انتخاب باشد، به نظر شرايط كارآتر خواهد شد.»وي در پايان اظهار كرد: «سهام دار كردن مديران، منع قانوني ندارد. اما از لحاظ فرهنگي، خيلي جالب نيست كه مدير يك شركت سهام دار را سهام دار هم بكنيم. اين در حالي است كه در ساير نقاط دنيا اين عمل انجام شده و نتيجه مطلوبي را هم روي سودآوري شركت داشته است.»
    
    
    
    مديران در فضايي بسته مي چرخند
    
    _سرمايه يكي از كارشناسان بازار سرمايه درباره پاداش هيات مديره به خبرنگار «سرمايه» گفت: «شركت هاي سهامي خاص حداكثر تا 10 درصد سود قابل تقسيم (سود خالص) خود را به عنوان پاداش هيات مديره در نظر بگيرند. اين ميزان در شركت هاي سهامي عام به پنج درصد تنزل پيدا مي كند. البته ميزان پاداش بين اعضاي موظف و غيرموظف نيز متفاوت است. به طوري كه اعضاي موظف دو برابر اعضاي غيرموظف پاداش مي گيرند.»
    
    وي سپس خاطرنشان كرد: «مديران عموماً دو ساله انتخاب مي شوند. اين در حالي است كه پروژه هاي اقتصادي معمولاً بيش تر از دو سال نياز دارند تا به بهره برداري و سوددهي برسند. بنابراين گاه شاهد اين هستيم كه يك مدير زمينه را براي سوددهي شركت فراهم مي كند، اما زمان بازدهي، مدير جديدي بر سر كار مي آيد. به اين ترتيب مي توان گفت كه پاداش هيات مديره بر مبناي عدالت مطلق پرداخت نمي شود. اما مي توان تدابيري انديشيد كه اين سهم را تا حد ممكن به عدالت نزديك تر كرد.»
    
    وي نظر خود درباره سهام دار كردن مديران را چنين توصيف كرد: «با توجه به اين كه مديران شركت ها به اطلاعات دروني، دسترسي راحتي دارند، اين احتمال وجود دارد كه در اين شرايط، اقدام به معاملات غيرقانوني بكنند. بنابراين بهتر است كه اين سهام به عنوان وثيقه باشد. در اين شرايط، هر مدير بايد 50 سهم خود را به عنوان وثيقه نزد صندوق شركت بگذارد. حال اگر اين مقدار را زياد كنيم، به نظر مي رسد كه وضعيت مطلوب تري پديد آيد.»
    
    اين كارشناس در ادامه ابراز داشت: «در حال حاضر، مديران ما امنيت شغلي كافي ندارند. بنيان را مي گذارند اما زمان بهره برداري به جاي ديگري منتقل مي شوند. البته نبايد فراموش كرد كه گاهي مديران با تجربه درخشان مي توانند قيمت سهام يك شركت را به راحتي جابه جا كنند. اما متاسفانه تعداد اين مديران در كشور ما بسيار اندك است. اما نكته حايز اهميت اين جاست كه اول بايد براي مديران امنيت شغلي ايجاد كنيم. زيرا به نظر من، يك مدير لايق مي تواند با پاداش بسيار كم، شركتي را متحول كند اما يك مدير نالايق، حتي با پاداش ميلياردي هم، ممكن است هيچ تغيير مثبتي را در شركت ايجاد نكند.»
    
    اين كارشناس سپس خاطرنشان كرد: «نكته بارز پس از انقلاب صنعتي، ايجاد تفاوت بين مديريت و مالكيت است. يعني مالكان اصرار ندارند كه مديريت كنند و ترجيح مي دهند كه مديريت را به دست حرفه اي ها بسپارند. اما مشكل ما اين جاست كه تفاوتي بين مالكيت و مديريت قايل نيستيم. به طوري كه گاه شاهديم يك مهندس كشاورزي، مدير عامل يك شركت حمل و نقل هوايي است. ما نيازمند مديران قدرتمند هستيم كه علاوه بر توان مديريتي، تخصص مورد نياز را نيز داشته باشند.»
    
    وي يكي ديگر از چالش هاي پيش روي ما را، عدم رتبه بندي مديران و در دست نداشتن رزومه كاري آن ها دانست و تصريح كرد: «در حال حاضر مديريت در كشور ما، يك فضاي بسته دارد. به طوري كه شاهديم يك مدير در چند جا، عضو هيات مديره است. يعني دامنه مديريت و تعداد مديران فعال در جامعه محدود است.»
[ دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ] [ 13:51 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
بیماری هلندی در بازار مسکن

بیماری هلندی در بازار مسکن
 
دولت می تواند از طریق باز تولید زمین در شهرهای بزرگ و کلان شهرها به کنترل بازار مسکن و زمین بپردازد



تامین مسکن مناسب برای شهروندان، کنترل بازار مسکن و نظارت بر قیمت‌ها از وظایف اصلی دولت‌ها است. مطابق اصول 2، 31 و 43 قانون اساسی، تامین مسکن متناسب با نیاز شهروندان از وظایف اصلی دولت شمرده شده است، به گونه‌ای که تامین مسکن مناسب در اصل 43 یکی از مولفه‌های اصلی استقلال اقتصادی و... شمرده شده است.


برای تحقق این اهداف، دولت‌ها سیاست‌هایی را جهت ساماندهی بازار مذکور اتخاذ می‌کند.طی دهه‌های اخیر با افزایش جمعیت و رشد صنعتی کشور، مهاجرت به سوی شهرها، افزایش جمعیت شهری و کاهش بعد خانوار، تامین مسکن مناسب برای خانوارها با مشکلات عدیده‌ای موجه شده است. دوره‌های رکود و رونق تورمی ‌و افزایش بی رویه قیمت مسکن و زمین و متعاقب آن اجاره‌بها و تبدیل تقاضای موثر به تقاضای غیر موثر، گواه مطلب فوق است.

گزارش مذکور‌درصدد است با بررسی مجموعه عواملی که بر بازار مسکن تاثیر‌گذار است به بررسی اهمیت و میزان تاثیرگذاری هر یک از عوامل بپردازد. در همین حال طی ماه‌های گذشته شاهد افزایش ناگهانی و شدید قیمت مسکن و اجاره‌بها بوده‌ایم.

 تحلیل صحیحی از وضعیت بازار و شناخت درست از عوامل تاثیر‌گذار و میزان تاثیر‌گذاری هر یک در بازار مذکور، می‌تواند ما را در تحلیل آینده بازار و پیش‌بینی وضعیت آینده کمک کند.بررسی علل گرانی مسکن و به تبع آن اجاره‌بها از دو منظر قابل بررسی است، از یک سو می‌توان عوامل تاثیر‌گذار خارج از بازار (‌عوامل «برون‌زا») بر بازار مسکن را بررسی کرده و از سوی دیگر عوامل داخلی (‌عوامل «درون‌زا») موثر بر بازار مذکور را مورد تحلیل قرار داد.

1- عوامل تاثیر‌گذار «برون‌زا»

بررسی عوامل بیرونی تاثیر‌گذار بر بخش مسکن از این جهت حائز اهمیت است که می‌توان با شناخت صحیحی از این عوامل، میزان و نحوه تاثیرپذیری بازار مسکن را سنجیده و متناسب با آن راه‌حل‌های مناسب را ارائه داد.

عدم تخصیص بهینه منابع مالی موجود به تولید مسکن در کشور
به خوبی نمایان است که منابع مالی موجود- اعم از دولتی و غیر دولتی - جهت فعال سازی و توسعه تمامی‌بخش‌های اقتصادی کشور به‌رغم افزایش در آمدهای نفتی، ناکافی و محدود است. بنابراین لزوم برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی بخش‌های اقتصادی کشور نزد برنامه‌ریزان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است تا با تخصیص بهینه منابع مالی موجود، بتوان اولویت‌های اقتصادی کشور را رفع کرد. در این میان به دلیل عدم وجود چنین دیدگاهی در نزد برنامه ریزان اقتصادی کشور، منابع به تمامی‌بخش‌های اقتصادی اختصاص می‌یابد که بازدهی لازم را نداشته و منجر به اتلاف آنها می‌شود.

در صورت تحقق فرض فوق منابع محدود با اولویت بخش مسکن منجر به تولید و افزایش عرضه و کاهش قیمت آن در بازار خواهد شد که در این صورت «سهم هزینه مسکن در سبد هزینه خانوار» که بیش از 30‌درصد از آن را به خود اختصاص داده است، کاهش پیدا خواهد کرد. البته قابل اشاره است که افزایش منابع بخش مسکن به تنهایی به معنای افزایش تولید مسکن به همان نسبت نخواهد بود، علت این امر به شرایط فعلی بازار مسکن بر می‌گردد که در ادامه خواهد آمد.

همچنین در کشور‌های تک محصولی همچون ایران که متکی بر در آمدهای نفتی هستند، در صورت اتخاذ تصمیمات نادرست، افزایش نامناسب نقدینگی که به سبب افزایش در آمدهای نفتی صورت می‌پذیرد منجر به تورم شدید در قیمت اکثر کالاها می‌شود. این تورم ممکن است در اقلام تجاری، مصرفی و... به وسیله اهرم‌های مختلف همچون واردات کنترل شود اما در کالا‌های غیر منقول همچون زمین، ساختمان و برخی خدمات به دلیل خصوصیات ذاتی آنها (‌محدودیت در غیر منقول بودن، غیر تجاری بودن، عدم قابلیت واردات و...) تورم نه تنها بر طرف نشده بلکه ادامه نیز خواهد یافت، از طرفی، عوامل تولید نیز به سمت این کالاها جهت دهی شده و ورود سرمایه‌های غیر حرفه ای و سرگردان، سبب سوداگری و واسطه گری در آنها می‌شود و این‌گونه کالاها به ویژه زمین و مسکن را از یک کالای مصرفی به یک کالای سرمایه‌ای پربازده تبدیل خواهد کرد و در نهایت سبب تخصیص غیر بهینه عوامل تولید و بروز عدم تعادل در تعاملات اقتصادی خواهد شد.

البته قابل ذکر است که نشانه‌هایی از تحقق «بیماری هلندی» در بخش مسکن نمایان شده است، بدین معنا که کالای مصرفی مسکن به یک کالای سودآور و سرمایه ای تبدیل شده است. همان‌طور که ذکر شد، خانه و مسکن یک کالای مصرفی بادوام است و باید براساس تولید و عرضه متناسب با تقاضا به تعادل قیمت برسد، اما به دلیل تبدیل شدن به یک کالای سرمایه ای، به راحتی توسط عرضه‌کننده قیمت آن افزایش می‌یابد و متقاضی نیز به دلیل نیاز به آن، در هر صورت تن به قیمت عرضه شده خواهد داد و چون این تقاضا به دلیل تصور متقاضی از افزایش حتمی‌و چند باره قیمت در آینده «فوری» است، با وجود شکل‌گیری بازار، بیماری هلندی در آن اتفاق می‌افتد که نوعی «شکست بازار» است.

با این توضیحات، بخش غیر دولتی توانایی لازم را برای ایجاد تعادل در بخش مسکن نداشته و ساز و کار بدون ضابطه بازار نمی‌تواند بدون حضور و نظارت دولت، فاصله عمیق ایجاد شده بین عرضه و نیاز را کم کند. از این رو حضور دولت در بخش مسکن و در عرصه حاکمیت و مالکیت ضروری بوده و باید در مهار بحران ایجاد شده ناشی از «شکست بازار»، با اهرم‌های خود وارد عمل شود. در عین حال، بازارهای اصلی اقتصاد کشور را می‌توان به «زمین و مسکن»، «کالاهای بادوام»، «طلا و سکه»، «ارز» و «بازارهای سرمایه (‌بورس)» تقسیم کرد. از میان بازارهای مذکور، دولت به دلیل دارا بودن منابع معتنابهی از ارز و پشتوانه بالای طلا، توان مهار و کنترل دو بازار اصلی «ارز» و «طلا و سکه» را دارد. از سوی دیگر سیاست دولت مبنی بر کاهش قیمت و افزایش تولید کالاهای بادوام - مانند خودرو و... است، بنابراین جذابیت‌های این بازار طی سال‌های اخیر به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش پیدا کرده و خواهد کرد.

در این صورت دو بازار «سرمایه (‌بورس)» و «زمین و مسکن» است که می‌تواند هدف‌های آتی جریان نقدینگی باشد. در شرایط کنونی به دلیل سابقه نامطمئن بازار سرمایه، این بازار از جذابیت کمتری برخوردار است، بنابراین تنها بازاری که با سابقه اطمینان آور، می‌تواند جریان نقدینگی سرگردان در جامعه را به خود جذب کند بازار زمین و مسکن است که متاسفانه این بازار به دلیل عدم وجود ساز و کار مناسب، مستعد سوداگری و دلالی است. در شرایط کنونی اگر دولت اقدام به اتخاذ سیاست‌های اصولی در بخش زمین و مسکن کند همچون اتخاذ سیاست طرف عرضه به جای تحریک بازار از ناحیه تقاضا و حذف مالکیت واسط زمین (‌یکی بودن سازنده و مالک) در پروژه‌های ساخت انبوه مسکن و... تهدید ورود سرمایه‌ها به این بخش به راحتی تبدیل به فرصت و منجر به افزایش تولید مسکن می‌شود.

 این در حالی است که در شرایط کنونی که نمونه آنها در دهه‌های قبلی تجربه شده است ورود نقدینگی به این بازار نه تنها منجر به افزایش تولید به نسبت مذکور نخواهد شد بلکه منجر به افزایش شدید قیمت زمین و مسکن می‌شود.

2- عوامل تاثیر‌گذار «درون‌زا»

علاوه بر عوامل بیرونی، بازار مسکن متاثر از عوامل گوناگون درونی است. شرح مهم‌ترین عوامل تاثیر‌گذار بر این بخش در ادامه گزارش آمده است و به نحوه و میزان تاثیر‌پذیری آنها اشاره شده است. به گفته کارشناسان در کشور حدود 6/1‌میلیون خانوار فاقد مسکن و مستقل و 5/1‌میلیون خانوار فاقد مسکن مناسب با حداقل امکانات هستند. این در حالی است که با توجه به هرم سنی جمعیت کشور و رسیدن پیک جمعیت جوان کشور به سن اشتغال و ازدواج و به تبع آن نیاز به مسکن، سالانه ساخت 700‌هزار واحد مسکونی که براساس پیش‌بینی‌ها تا سال 1390 به مرز 930‌هزار نفر نیز خواهد رسید در کشور ضروری است. این بدین معناست که برای اصلاح وضع موجود، باید تا 10 سال آینده با احتساب نرخ استهلاک 30‌درصد، سالانه 4/1‌میلیون واحد مسکونی ساخته شود. تا به موجودی مسکن کشور، سالانه یک‌میلیون واحد اضافه شود.

 با این وجود براساس آمار وزارت مسکن بالاترین میزان عرضه مسکن مربوط به سال 1382 و حدود 700‌هزار واحد مسکونی بدون احتساب واحدهای تخریب شده بوده است که با توجه به رکود حاکم بر این صنعت در صورت عدم تغییر نگرش و ادامه روند موجود در ساخت مسکن، بحران مسکن را در آینده شاهد خواهیم بود. در واقع آمار و ارقام فوق نشان از کاهش بعد خانوار طی سالیان آتی دارد و این در حالی است که پدیده مهاجرت، عاملی مضاعف بر افزایش تقاضا در این بخش شده است.

در این میان، «مسکن» در نهایت یک کالای مصرفی است. بدین معنی که در تولید کالای مذکور، زنجیره‌ای از نهاده‌های واسطه‌ای در یک چرخه اقتصادی فعال بوده‌اند اما خود مسکن ماحصل چرخه مذکور است و به عنوان نهاده واسطه‌ای برای تولید کالای دیگری مورد استفاده واقع نخواهد شد. بنابراین اگر در شرایطی از اقتصاد، مسکن از کالای مصرف به کالای سرمایه‌ای و سوداگرانه تبدیل شود بدین معنی خواهد بود که برای خرید کالایی که تولید شده، نقدینگی بیشتری را باید پرداخت و یک کالا با چند بار‌ دست به دست شدن به افزایش قیمت قابل ملاحظه‌ای دست پیدا خواهد کرد که در این شرایط سوداگری و دلالی بر بازار فوق حاکم شده و سرمایه‌هایی که به هدف افزایش سود وارد بازار می‌شوند به مانند عوامل تعیین‌کننده اصلی بازار به ایفای نقش می‌پردازند.

 از عوارض سرمایه‌ای شدن مسکن، وجود پدیده خانه‌های خالی است. بدین معنی که مالکان به امید افزایش قیمت مسکن و به تبع آن افزایش نرخ بازگشت سرمایه، خانه‌های خود را به‌رغم وجود نیاز در بازار نمی‌فروشند. برای مقابله با چنین رفتاری باید با استفاده از ابزارهای سیاستی و بدون مداخله مستقیم، هزینه نگهداری خانه‌های خالی برای مالکان را به گونه‌ای افزایش داد که خانه‌های موجود وارد بازار مسکن شوند. یکی از موثرترین روشها اخذ مالیات سنگین بر خانه‌های خالی است.

با استفاده از این روش، مالکان خانه‌های خود را به بازار عرضه کرده که در نهایت منجر به افزایش عرضه مسکن و کاهش قیمت آن خواهد شد. با نگاهی به وضعیت مسکن در 40 سال اخیر، به خوبی نمایان است که بخش ساختمان و مسکن کشور همواره شاهد دوره‌های رکود و رونق تورمی‌بوده است. واکاوی عوامل تاثیر‌گذار نمایان می‌سازد که به دلیل مستعد بودن بازار مذکور و عدم وجود مکانیزم‌های مناسب جهت کنترل بازار، با ورود تقاضاهای سرمایه ای و ایجاد انتظارات غیر عقلایی در بازار، دوره رونق تورمی‌شروع و با افزایش شدید آن دوره رکود و خروج سرمایه‌های سرمایه‌ای را به دنبال خواهد داشت.

ادامه فرآیند مذکور در دوره‌های رکود و رونق نشان می‌دهد که نسبت حضور تقاضای سرمایه‌ای و سوداگرانه در این بازار افزایش قابل ملاحظه‌ای پیدا کرده است. سهم تقاضای سرمایه‌ای در این بخش در سال 1376، حدود 38‌درصد بوده که در سال 1381 به 58‌درصد افزایش یافته و در مقابل، سهم تقاضای مصرفی تقاضای واقعی موثر در سال 1376، از 62‌درصد به 42‌درصد کاهش و در نتیجه تقاضای غیر موثر به صورت چشم گیری افزایش یافته است. عامل اصلی ایجاد و تشدید حلقه رکود و رونق، مجموعه سیاست‌های حاکم در این بازار یعنی اتکا صرف به ساز و کار بازار و عدم حضور دولت در بخش عرضه مسکن، تحریک بازار از ناحیه تقاضا با تخصیص و افزایش سقف وام‌های خرید مسکن و فروش زمین‌های دولتی و کاهش مداخله مستقیم دولت در بازار زمین و آزاد سازی بازار آن است.

عملکرد این تحریک به گونه‌ای است که بازار را با فشار تورمی‌ از رکورد خارج می‌کند زیرا با تخصیص و افزایش سقف تسهیلات بانکی، تقاضای خرید مسکن افزایش می‌یابد و با رونق نسبی حاصل از این افزایش تقاضا، تقاضای سرمایه‌ای به این بخش وارد شده و از آنجا که زمین از عناصر اصلی تشکیل دهنده قیمت مسکن است، این پدیده، افزایش تقاضا برای زمین را به دنبال دارد. افزایش تقاضا در بازار زمین باعث بالا رفتن قیمت زمین شده و از آنجا که زمین جزءجدایی‌ناپذیر مسکن است، قیمت مسکن نیز افزایش می‌یابد. بنابراین عامل اصلی تورمی‌بودن این بخش در زمان رونق را می‌توان افزایش قیمت زمین در این دوران دانست.

در ادامه به دلیل افزایش شدید قیمت مسکن و کاهش قدرت خرید، تقاضای مسکن کاهش می‌یابد. با کاهش تقاضای مسکن و به تبع آن خارج شدن سرمایه‌های سرگردان از این بخش، رکود بر این بخش حاکم شده و به دلیل ارتباط وسیع پسین و پیشین مسکن با سایر بخش‌های اقتصادی، این رکود به اقتصاد ملی نیز سرایت می‌کند. نکته قابل توجه اینکه با تکرار هر دور از این حلقه بسته، به دلیل افزایش شدیدتر قیمت زمین و مسکن، رکود به وجود آمده طولانی‌تر و شدید تر خواهد بود که رکود طولانی فعلی شاهد این مدعا است و برای ایجاد رونق از طریق تحریک بازار از ناحیه تقاضا، نیاز به تخصیص و افزایش وام بانکی، به مراتب بیشتر از گذشته خواهد بود که به دلیل عدم توانایی و کمبود منابع مالی عملا غیر ممکن است.

 طی دهه اخیر به‌رغم افزایش متناوب وام خرید مسکن، سهم این وام از قیمت نهایی مسکن کاهش یافته است که این نکته موید ناکار آمدی سیاست افزایش وام و ایجاد رونق در بخش مسکن از طریق تحریک تقاضا است. در عین حال، زمین به عنوان مهم‌ترین دارایی حقیقی، دارای بازاری است که با تعامل خریداران و فروشندگان در آن، قیمت آن مشخص می‌شود و براساس این قیمت، تخصیص زمین به کاربردهای مختلف صورت می‌پذیرد. این بازار دارای ویژگی‌هایی است که آن را از دیگر بازارها متمایز می‌سازد. از جمله این ویژگی‌ها این است که در بازار زمین، اعمال حقوق مالکیت به صورت مطلق هم مخرب و هم امکان‌ناپذیر است و شفافیت در تعریف این حقوق موجب کاهش هزینه‌های اجرایی و کارآمدتر شدن بازار می‌شود. همچنین با دوام بودن زمین موجب می‌شود که در گذر زمان، اعمال حق مالکیت، هزینه چندانی برای مالک نداشته باشد.

 از سوی دیگر وجود خاصیت ساختاری رانت در بازار زمین موجب می‌شود که قیمت زمین به وسیله قدرت انحصاری مالکان تعیین شود. به نظر می‌رسد براساس ویژگی‌های ذاتی بازار زمین که به بعضی از آنها اشاره شد و دلایل دیگری که برخی از آنها بالا بودن هزینه کسب اطلاعات در بازار زمین، وجود اثرات مثبت و منفی برونی آن، تقسیم نابرابر قدرت بازار زمین در میان کارگزاران اقتصادی، خاصه در مورد عرضه انحصاری آن، بالا بودن هزینه‌های خرید زمین، خارج از ظرفیت پس‌انداز شخصی‌درصد زیادی از مردم به سبب کمیابی و قیمت بالای زمین است، بازار زمین بدون دخالت دولت ناکار آمد است. به این ترتیب ضروری به نظر می‌رسد که با توجه به «شکست بازار» در بازار زمین، دولت در این بازار مداخله کند و با اعمال سیاستی مناسب، نواقص مربوط به این بازار را مرتفع سازد.

بخش زمین از ابتدا از مهمترین عوامل تورم شدید و بحران‌های پیش روی بخش مسکن بوده است. قبل از دهه 50 با توجه به خصوصی بودن مالکیت زمین، سعی دولت در مهار افزایش قیمت زمین، جلوگیری از احتکار و واسطه‌گری با شکست روبه رو شد و قیمت زمین از دهه 50 به بعد، به صورت پلکانی بالا رفت. بعد از آن نیز تا چند سال بازار زمین با رکود مواجه شد و بعد از آن نیز تا سال 1364، دولت سهم اصلی را در عرضه زمین به عهده گرفت. (‌واگذارهای گسترده اوایل دهه 60) از سال 1366 به بعد نیز پیوسته شاخص بهای زمین رشد شدیدی داشته که علت غالب آن بورس‌بازی و واسطه گری در بخش زمین و مسکن بوده است. طی سالهای 68 تا 80 نرخ رشد قیمت زمین تقریبا 2 برابر نرخ رشد بهای آپارتمان در شهر تهران بوده به نحوی که قیمت زمین طی این دوره 5/22 برابر و قیمت آپارتمان 5/11 برابر شده است. امروزه متوسط سهم زمین در ایران در قیمت نهایی مسکن 40 تا 50‌درصد است که حکایت از عدم برنامه‌ریزی اصولی و بی‌ثباتی در بازار زمین و کنترل آن دارد. بر همین اساس، پس از ملی شدن اراضی کشور، مدیریت زمین‌های شهری در اختیار سازمان ملی زمین ومسکن قرار داده شد. قریب به سه دهه از فعالیت این سازمان با دو رویکرد در واگذاری زمین‌های دولتی گذشته است.

واگذاری زمین «ارزان قیمت» (‌براساس این رویکرد در ابتدای انقلاب زمین‌ها به اشخاص و طی دهه گذشته به انبوه سازان به نرخ نازلی واگذار می‌شد)، و واگذاری زمین به «قیمت بازار» (‌مکانیزم تعیین قیمت براساس بازار تعیین می‌شود) . بررسی عملکرد ناشی از اجرای دو سیاست فوق نشان می‌دهد که سیاست فروش زمین‌های دولتی به هر دو صورت مذکور، سیاستی شکست خورده و ناکار آمد است و منجر به عدم تخصیص بهینه زمین‌های شهری دولتی شده است. معیار «سهم هزینه زمین از قیمت نهایی مسکن» که به عنوان‌ شاخصی‌ جهت سنجش سیاست‌های فوق است، به خوبی گواه مطلب است. طی دهه‌های اجرای سیاست فوق، نه تنها شاخص فوق کاهش نداشته بلکه با افزایش نیز مواجه بوده است. متوسط این شاخص در ایران 40 تا 50‌درصد است که این سهم در کشورهای موفق در بخش مسکن 20‌درصد است.

بالا بودن سهم مذکور و عدم وجود مکانیزم‌های لازم جهت کنترل بازار مذکور، منجر به رشد سریع بورس بازی و دلالی در دوره‌های رونق می‌شود و خود به عامل اصلی ضد تولید مسکن تبدیل می‌شود. این امر بدین معنی است که از توان سرمایه گذاری تولید مسکن در طول دوره رونق کاسته شده و بر توان دلالان زمین افزوده می‌شود. بنابراین به نظر می‌رسد دولت می‌بایست از سیاست فروش زمین‌های خود چه به صورت ارزان و چه به قیمت بازار، خودداری کرده و همانند بسیاری از کشورهای موفق در این بخش، سیاست خرید و ذخیره‌سازی زمین‌های غیر دولتی را در دستور کار خود قرار دهد و با در اختیار قرار دادن عرصه زمین‌های خود برای ساخت مسکن از همبستگی شدید بین زمین و مسکن در اثر فشار تقاضا بر مسکن بکاهد و از انتقال نقدینگی بخش مذکور در دوران رونق به بازار زمین جلوگیری کرده که منجر به افزایش تولید مسکن و افزایش عرضه متناسب با نیاز به بازار می‌شود.

تحقق فرض مذکور منجر به ایجاد بازاری پایدار با رونقی مستمر در بخش ساختمان می‌شود. در این میان، همواره دولت در بازاری می‌تواند مداخله موثری داشته باشد که اهرم‌های استراتژیک موثر در بازار مذکور را داشته باشد. اکثر زمین‌های شهری به خصوص در داخل شهرهای بزرگ متعلق به بخش‌های غیر دولتی است. بنابراین دولت منابع قابل قبول زمین در این شهرها جهت کنترل بازار مذکور را در اختیار ندارد. تاکنون برنامه‌ریزان این بخش نتوانسته‌اند مدل‌های جامع و مناسبی در جهت کنترل بازار زمین شهری ارائه دهند.


عموم مداخله دولت بنابر ضرورت پیشبرد پروژه‌های عمرانی، تملک اجباری اراضی شهری است. روش مذکور که روشی سنتی در توسعه شهری و نوسازی بافت‌های فرسوده شهری است منجر به افزایش قیمت در مناطق اطراف منطقه پروژه می‌شود. خریداری زمین توسط دولت منجر به افزایش نقدینگی ساکنان منطقه شده که عموما این هزینه‌ها در بخش مسکن وارد شده و افزایش تقاضا را در پی خواهد داشت که این افزایش تقاضا البته منجر به افزایش قیمت مسکن می‌شود.

 مدل مفهومی‌مناسبی که می‌توان از آن در شرایط کنونی اقتصاد کشور به خوبی بهره برد، استفاده از مدل مفهومی‌ «دوباره تنظیم زمین» است. قریب به صد سال است که کشورهای مختلفی در جهان از این ایده برای نو سازی و تامین زمین مورد نیاز زیر ساخت‌های شهری خود استفاده می‌کنند. آلمان، کره، ژاپن، استرالیا، ترکیه از پیشگامان استفاده از این روش در جهان بوده‌اند. براساس روش فوق دولت می‌تواند به باز تولید زمین مورد نیاز خود در شهرهای بزرگ و کلان شهرها دست یابد و از طریق آن به کنترل بازار زمین و مسکن بپردازد.

منبع: مرکز مطالعات تکنولوژیک دانشگاه علم و صنعت

[ یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ] [ 10:31 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
هوش هيجاني ابزاري نوين در مديريت بازار

هوش هيجاني ابزاري نوين در مديريت بازار

نويسنده : شفقي‌زاده، اميرحسين
چكيده

اين مقاله به موضوع هوش هيجاني و كاربرد آن در مديريت سازمان‌ها مي‌پردازد. هوش هيجاني تعريف شده و با هوش تحصيلي مقايسه مي‌شود. شرايط بروز هوش هيجاني و استعدادهاي فردي براي ايجاد هوش هيجاني تشريح مي‌شوند. سپس كاربرد هوش هيجاني در مديريت بازار بررسي مي‌شود. هم‌چنين به موضوع هوش بين فردي، اميد و خوش‌بيني و نقش آنها در مديريت بازار پرداخته مي‌شود.

منبع : روزنامه همشهري،‌ پنج‌شنبه 24 شهريور 1384، سال سيزدهم، شماره 3801، صفحه 12.
كليدواژه : هوش هيجاني؛ هوش تحصيلي؛‌ هوش بين فردي؛ مديريت بازار

1- مقدمه

مديريت و يا عامل انساني مهمترين دليل تحولاتي است كه امروز بشر در همه زمينه‌ها و به هر شكلي در جوامع گوناگون شاهد آن است. در واقع عامل انساني است كه تفاوت‌هاي فاحش امروز زندگي بشر با شرايط گذشته‌اش را رقم زده است. اگر اين عامل از زندگي روزمره حذف شود در واقع توسعه و پيشرفت از زندگي انسان حذف مي‌شود. براي تغيير و حركت بسوي شرايط بهتر علاوه بر عواملي چون سرمايه، مواد اوليه و غيره مهمترين و اصلي‌ترين عامل نيروي انساني است. در واقع ثروت و دارايي هر جامعه‌اي تنها و تنها نيروي انساني است. اين ديدگاه شايد افراطي بنظر برسد ولي واقعيت‌هاي پيشرو در جوامع گوناگون اين امر را ثابت مي‌كند. اگر يك جامعه را با همه امكانات مادي و ثروت‌هاي بيكران با جامعه‌اي كه از همه اين امكانات بي‌بهره است مقايسه كنيم و مشاهده كنيم كه جامعه فاقد ثروت از توان و قدرت بالاتري برخوردار است تنها عاملي كه اين مسئله را ايجاد كرده بايد عامل انساني باشد در زمينه امور اقتصادي و تجاري مانند همه ديگر بخش‌هاي اجتماعي عامل انساني مهم و حياتي است. مقاله حاضر نگاهي دارد به يكي از ديدگاه‌هاي جديد در زمينه مديريت تجاري.
نخستين توجهي كه در عرصه مديريت و تجارت به صورتي جدي به رفتار مناسب با عوامل انساني مبذول گشت به التون مايو استاد دانشگاه هاروارد مربوط مي‌شود. وي در تحقيقاتي كه در شركت برق وسترن انجام داد و به تحقيقات هاتورن معروف شد به اين نتيجه مهم رسيد كه توجه به عامل انساني مهم ترين ابزار در رشد انگيزش و بهره‌وري سازمان‌ها و كاركنان آنها است. در واقع بعد از آنكه تيلور اصول مديريت علمي خود را منتشر و اجرا نمود انقلابي در بهره‌وري سازمان‌ها رخ داد، اما به همان نسبت اداره سازمان‌ها را به سمت شيوه‌هاي مكانيكي كه موجب كاهش رضايت كاركنان مي‌شد سوق داد. تلاش‌هاي التون مايو كه در واقع آغازگر جنبشي نوين در عرصه مديريت بود و به مكتب رفتارگرايان معروف گشت باعث شد مديران و نخبگان تجاري توجهي ويژه به عامل روحيه انساني در داخل و خارج از سازمان نمايند. شكوفايي شيوه رفتارگرايان مربوط به سال‌هاي ۱۹۳۰ مي‌شود با اين وجود تا به حال اين بينش اعتبار خود را حفظ نموده است. طوري كه حالا در تقسيم‌بندي‌هايي كه براي نگرش مديريتي مديران به كار مي‌رود آنها را به دو دسته كارمندگراها و كارگراها تقسيم مي‌كنند كه در واقع تمايزي است بين كساني كه اولويت و تمركز خود را بر انجام كار بدون توجه به روحيه ديگران مي‌دهند و كساني كه روحيه كاركنان و انگيزش آنان  را در نظر مي‌گيرند. ناگفته پيداست بهترين شيوه روشي  است كه هر دو وجه را يعني كارگرايي و كارمند گرايي را در اوج دارا باشد.

هوش هيجاني به نظر مي‌رسد مي‌تواند شكل تكامل يافته‌اي از توجه به انسان در سازمان‌ها باشد و ابزاري نوين و شايسته در دستان مديران تجاري و تئوريسين‌هاي بازار براي هدايت افراد درون سازمان و مشتريان برون سازمان و تأمين رضايت آنها.

2- هوش هيجاني

در تجارت وقتي صحبت از هوش به ميان مي‌آيد معمولاً به ياد نمره‌هاي درسي دانشگاه مي‌افتيم يا تست‌هاي هوش آزمون‌هاي استخدامي به ذهنمان مي‌رسد. اما به تعبيري وسيع‌تر مي‌توان گفت دو نوع هوش وجود دارد: هوش تحصيلي و هوش هيجاني. با ديدي محدود كه تا به حال وجود داشته است تنها به هوش تحصيلي توجه شده است و اصلاً تنها هوش تحصيلي به رسميت شناخته شده است. هوشي كه شاخص وجود آن و شاخص مقدار آن در افراد مختلف نمرات درسي يا نتايج تست‌هاي هوشي بوده است. آزمون‌هايي كه معمولاً در محيط‌هاي بسته و انتزاعي برگزار مي‌شوند و ساير متغيرهاي اثرگذار به حداقل رسيده و در واقع متغيرهاي محيطي كه مي‌توانند اثري سرنوشت ساز در توفيق يا شكست يك كار داشته باشند اثرشان تا حد خنثي پايين آورده مي‌شود.

در صورتي كه حالا توجه دانشمندان به نوع ديگري از هوش متمركز شده است. هوش هيجاني كه حداقل در زندگي اجتماعي (بخصوص فعاليت‌هاي تجاري و بازاريابي) اهميتي فراتر از هوش تحصيلي دارد. هوشي كه در طول تاريخ مصلحان و نخبگان اجتماعي را از نخبگان علمي جدا مي‌سازد.

هوش هيجاني بيانگر آن است كه در روابط اجتماعي و در بده بستان‌هاي رواني و عاطفي در شرايط خاص چه عملي مناسب و چه عملي نامناسب است. يعني اينكه فرد در شرايط مختلف بتواند اميد را در خود هميشه زنده نگه دارد، با ديگران همدلي نمايد، احساسات ديگران را بشنود، براي به دست آوردن پاداش بزرگتر، پاداش‌هاي كوچك را ناديده انگارد، نگذارد نگراني قدرت تفكر و استدلال او را مختل نمايد، در برابر مشكلات پايداري نمايد و در همه حال انگيزه خود را حفظ نمايد. هوش هيجاني نوع استعداد عاطفي ا ست كه تعيين مي‌كند از مهارت‌هاي خود چگونه به بهترين نحو ممكن استفاده كنيم و حتي كمك مي‌كند خرد را در مسيري درست به كار گيريم.

گلمن در كتاب هوش هيجاني خود به نقل از سالوي توصيف مبنايي خود از هوش هيجاني را درباره استعدادهاي فردي در ۵ توانايي اصلي تشريح مي‌نمايد:

  1. شناخت عواطف شخصي: خودآگاهي و تشخيص هر احساسي است به همان گونه كه بروز مي‌نمايد. توانايي نظارت بر احساسات در هر لحظه براي به دست آوردن بينش و ادراك. ناتواني در تشخيص احساسات راستين ما را سردرگم مي‌كند. افرادي كه در مورد احساسات خود اطمينان و قطعيت دارند بهتر مي‌توانند زندگي خود را هدايت كنند.
  2. به كارگيري درست هيجان‌ها: قدرت تنظيم احساسات خود توانايي است كه بر حس خودآگاهي متكي مي‌باشد. افرادي كه به لحاظ اين توانايي ضعيف‌اند دايماً با احساس نااميدي و افسردگي دست به گريبانند در حالي كه افرادي كه در آن مهارت زيادي دارند با سرعت بسيار بيشتري مي‌توانند ناملايمات را پشت سر بگذارند. اين توانايي كمك شاياني ا ست براي از بين بردن تهديدهاي محيطي و يا كم كردن ضعف‌هاي دروني.
  3. برانگيختن خود: افراد داراي اين مهارت در هر كاري كه به عهده مي‌گيرند بسيار مولد و اثر بخش خواهند بود. براي عطف توجه برانگيختن شخصي تسلط به نفس خود و براي خلاق بودن لازم است سكان رهبري هيجان‌ها را در دست گرفت. توانايي دستيابي به مرحله غرقه شدن در كار انجام فعاليت‌هاي چشمگير را ميسر مي‌گرداند.
  4. شناخت عواطف ديگران: همدلي اساس مهارت مردم است. كساني (مديران و تجاري) كه از همدلي بالايي برخوردار باشند به علايم اجتماعي ظريفي كه نشان دهنده نيازها يا خواسته ‌هاي ديگران است توجه بيشتري نشان مي‌دهند. اين توان آنها را در حرفه‌هاي مديريت و فروش كه مستلزم مراقبت و توجه به ديگرانند موفق مي‌سازد.
  5. حفظ ارتباط‌ها: بخش عمده‌اي از هنر برقراري ارتباط مهارت كنترل عواطف در ديگران است. اينها مهارت‌هايي هستند كه محبوبيت رهبري اثر بخشي بين فردي را تقويت مي‌كنند. اين افراد هر آنچه كه به كنش متقابل آرام با ديگران بازمي‌گردد به خوبي عمل مي‌كنند و ستاره‌هاي جامعه‌اند.

ساختار مغز انسان با وجود رشد سرسام آوري كه در علوم و رياضيات و منطق داشته است از نظر عواطف با انسان‌هاي اوليه تفاوت چنداني نكرده است. هنوز عكس‌العمل انسان در قبال خشم جريان يافتن خون به سمت دست‌ها و تندتر شدن ضربان قلب مي‌باشد. در برابر ترس خون به سمت عضلات اسكلتي بزرگ مانند عضلات پا جريان مي‌يابد و گريختن را آسان مي‌كند و در نتيجه صورت رنگ خود را از دست مي‌دهد و در برابر عشق دچار انگيختگي پاراسمپاتيكي مي‌شود كه واكنشي از آرامش كلي و خرسندي را پديد مي‌آورد و در هنگام تعجب ابروها را بالا مي‌اندازد تا ميدان ديد وسيع تري داشته باشد.

در واقع با وجود رشد بسيار بالاي خردورزي در انسان كه فاصله‌اي زياد با اجداد خود پيدا كرده است قلب و عواطف و احساسات انسان‌ها تغييرات زيادي نكرده‌اند و انسان در اين زمينه رشد چشمگيري نداشته است. با وجود آنكه خيلي پيش از آنكه مغز متفكر و منطقي پديد آيد مغز هيجاني وجود داشته است. در واقع بادامه مغز كه در مسايل هيجاني تخصص دارد و به عنوان مخزن خاطرات هيجاني عمل مي‌كند در جريان تكامل نوع بشر موجب پيدايش قشر مخ شده است. مغز انسان در قرن ۲۱ زندگي مي‌كند در صورتي كه قلب او در دوران پارينه سنگي است.

هسته هوش بين فردي ابتدا توانايي درك و سپس ارائه پاسخ مناسب به روحيات و خلق و خو و انگيزش‌ها و خواسته‌هاي افراد ديگر است.

3- هوش هيجاني و مديريت بازار

استفاده از هوش هيجاني در تجارت ايده‌اي نوين مي‌باشد كه براي بسياري از مديران و تجار جانيفتاده است. در واقع بيشتر مديران كماكان ترجيح مي‌دهند براي انجام كارها از مغزشان استفاده كنند تا از قلبشان. نگراني اصلي آنها آن است كه احساس همدلي و دلسوزي با همكاران و مشتريان آنها را از پرداختن به اهداف سازمان دور نمايد. در هر صورت همه بايستي قبول كنند كه قواعد بازي در دنياي پست مدرن متفاوت است و بايستي طبق قاعده روز عمل كرد.

شركت‌هاي هوشمند براي نظارت بر تحولات بازار و همسو شدن با تغييرات سليقه‌اي و استفاده از قوانين تشويقي معمولاً سيستم بازاريابي طراحي مي‌كنند. سيستم بازاريابي فرايندي كامل است كه موجب هماهنگي شركت با بهترين فرصت‌هاي بازار مي‌شود.

فرايند كلي مديريت بازار شامل ۴ مرحله اصلي است كه عبارتند از:

  1. تجزيه و تحليل بازار: معمولاً شامل سيستم‌هاي اطلاعاتي و تحقيقاتي بازار و بررسي بازارهاي مصرف كننده و بررسي بازارهاي سازماني مي‌باشد. محيط پيچيده و در حال تغيير است و همواره فرصت‌ها و تهديدهاي جديدي به همراه مي‌آورد. شركت و سيستم استراتژيك آن بايد محيط را همواره تحت نظر داشته باشند كه اين تحت نظر گرفتن محيط مستلزم دريافت اطلاعات زيادي مي‌باشد. اطلاعاتي در مورد مصرف كنندگان و نحوه خريد آنها.
  2. انتخاب بازارهاي هدف: هيچ شركتي توانايي تأمين رضايت تمام مصرف كنندگان را ندارد. وجود شركت‌هاي مختلف و قوي در توليد كالاهاي مشابه بيانگر تنوع و تشتت سلايق بين مصرف كنندگان مي‌باشد. هر شركتي براي اينكه بتواند بهترين استفاده را از توانايي‌هاي بالقوه خود نمايد و بهترين جايگاه را در بازار انتخاب نمايد و در وضعيت بهتري قرار گيرد نيازمند بررسي چهار مرحله‌اي مي‌باشد كه شامل اندازه گيري و پيش بيني تقاضا تقسيم بازار، هدف‌گيري در بازار و جايگاه‌يابي در بازار مي‌باشد.
  3. تهيه تركيب عناصر بازاريابي: يكي از اساسي‌ترين مفاهيم در بازاريابي نوين همين مفهوم آميخته بازاريابي مي‌باشد. مجموعه‌اي از متغيرهاي قابل كنترل كه شركت آنها در بازار هدف و براي ايجاد واكنش مورد نياز خود تركيب مي‌كند. اين تركيب در واقع ابزار دست تاجر مي‌باشد براي اينكه بازار را تحت تأثير قرار دهد. اين تركيب كه شامل طراحي محصول ،توزيع كالا، قيمت‌گذاري و تبليغات پيشبردي مي‌باشد كليد اصلي تجارت در بازارهاي نوين مي‌باشد.
  4. اداره تلاش‌هاي بازار: اين مرحله شامل تجزيه و تحليل رقبا و خط مشي‌هاي رقابتي بازار و برنامه‌ريزي ،اجرا و سازماندهي و كنترل برنامه‌هاي بازاريابي است. شركت‌ها وجه مهمي از بررسي‌هاي خود را بايد روي رقبا بگذارند و به طور مداوم محصولات و قيمت‌ها و شيوه توزيع و تبليغات پيشبردي رقبا را از نزديك پي بگيرند و بدانند كه در چه وضعي هستند. مديريت در رأس هرم سازمان بايستي برنامه‌هاي بازاريابي را تنظيم نمايد و بعد با برانگيختن همه افراد در همه سطوح برنامه را اجرايي نموده و براي اطمينان از اجراي برنامه‌ها و رسيدن به اهداف كنترل داشته باشد و مميزي بازاريابي را نيز فراموش ننمايد.

در لايه‌هاي مختلف فرايند بازاريابي توجهي ويژه به مشتريان به عنوان شركاي سازمان مي‌شود. به انسان‌هايي كه داراي عواطف هستند و هر چه شركت‌ها به سمت فعاليت‌هاي خدماتي مي‌روند اين حساسيت بيشتر مي‌شود.

هوش هيجاني در تك تك مراحل فوق جهت دهنده مديريت شركت مي‌تواند باشد. همه ما داستان كارآفرينان بزرگ را شنيده‌ايم كه از هوش تحصيلي بالايي برخوردار نبوده‌اند و در دانشگاه وضعيت مطلوبي نداشته‌اند اما با تكيه بر هوش هيجاني خود بزرگترين شركت‌هاي دنيا را ايجاد نموده‌اند. بزرگترين تجار و كارآفرينان معمولاً تأكيد فراواني بر غرايز خود دارند و براي آنچه در خصوص بازار حس مي‌كنند اهميت بسيار بالايي قائلند. وقتي فورد به مهندسان خود با تأكيد مي‌گويد اين نام من است كه بالاي اين شركت نوشته شده است و بعد تصميم مورد نظر خود را اجرا مي‌كند بيانگر هوش هيجاني اوست. اين بدان معناست كه انسان‌هايي در بازار بسيار اثر گذارند كه خوب مي‌دانند در وراي همه منطق‌هاي رياضي و علمي نيروي الهام و احساس كارساز است. نيرويي كه از بشر اوليه تاكنون همواره همراه بوده است و ما را نيز كه در سر خط حركت تاريخ قرار داريم همان گونه ياري مي‌نمايد كه اجداد اوليه‌مان را ياري مي‌كرد. در واقع مديران موفقي كه ساختار علمي بازار را مي‌شناسند و هوش هيجاني را همچون خون بدان تزريق مي‌نمايند شگفتي مي‌آفرينند.

مديران و تجاري كه هوش هيجاني بالايي دارند يعني كساني كه احساسات خود را به خوبي مي‌شناسند و هدايت مي‌كنند و احساسات ديگران را نيز درك مي‌كنند و هدفمند با آن برخورد مي‌كنند در اداره بازار ممتازند. اين افراد حتي در زندگي فردي نيز خرسند و كارآمدند و تواني را در اختيار دارند كه موجب مي‌گردد افرادي مولد باشند.

در واقع مديريت سازمان ابتدا بايستي با تكيه بر هوش هيجاني مسير را حس كند و دورنما را مشخص كند و مأموريت سازمان را تشخيص دهد و بعد با استفاده از قواعد علمي و تئوريك بازاريابي به اهداف كوتاه مدت و بلند مدت خود دست يابد. احساس خدمتگزاري به مشتريان، همدلي درون سازماني در جهت حفظ مشتريان و تعيين رسالت سازمان مسائلي نيستند كه از طريق مباحث تئوريك بتوان بدانها پرداخت بلكه نياز به هوشي برتر دارند كه هم هوش بين فردي را شامل شود هم هوش درون فردي را.

4- هوش بين فردي و اميد و خوش بيني در خدمت بازار

هسته هوش بين فردي ابتدا توانايي درك و سپس ارائه پاسخ مناسب به روحيات و خلق و خو و انگيزش‌ها و خواسته‌هاي افراد ديگر است. در هوش درون فردي كليد اصلي عبارت است از: آگاهي داشتن از احساسات شخصي خود كه حاصل خودآگاهي ا ست و توانايي متمايز كردن و استفاده از آنها براي هدايت رفتار خويش.

هوش بين فردي توانايي درك افراد ديگر است، يعني اينكه چه چيز موجب برانگيختن آنها مي‌شود، چگونه كار مي‌كنند و چگونه مي‌توان با آنها كار مشترك انجام داد. تجار و مديران موفق جزو كساني اند كه از هوش ميان فردي بالايي برخوردارند.

هچ و گاردنر چهار توانايي مجزايي را كه به عنوان مؤلفه‌هاي هوش بين فردي مطرح مي‌باشند به شرح زير عنوان مي‌كنند:

  1. سازماندهي گروه: داشتن ابتكار عمل در هماهنگ ساختن تلاش‌هاي گروهي از مردم است. اين مهارت براي رهبران ضروري است و در رهبران كارآمد هر نوع سازمان تجاري مشاهده مي‌شود.
  2. ارائه راه حل: استعداد ميانجيگري، اجتناب از تعارض‌ها يا حل تعارض‌هايي كه به وجود آمده است. افرادي كه اين توانايي را در سطح بالا دارند در جوش دادن معاملات و داوري كردن و وساطت توانايي زيادي دارند.
  3. ارتباط فردي: دارا بودن اين استعداد رويارويي با ديگران يا شناخت و پاسخ دادن مناسب به احساسات و علايق مردم را آسان مي‌سازد. اين افراد همكاران تجاري خوبي هستند و در دنياي تجارت به عنوان فروشنده يا مدير موفق مي‌باشند و در زمينه دريافتن احساسات ديگران از طريق حالت‌هاي چهره بسيار موفقند و از محبوبيت زيادي برخوردارند.
  4. تجزيه و تحليل اجتماعي: به معناي توانايي دريافت احساسات، انگيزش ها، علايق ديگران و داشتن دركي عميق از آنهاست. اين آگاهي از احساسات ديگران باعث مي‌شود اين افراد به راحتي با ديگران صميمي شوند. در بهترين حالت مي‌توان گفت فردي با اين توانايي مشاور تجاري خوبي مي‌تواند باشد.

خوش بيني و اميد از ديگر ويژگي‌هاي افرادي است كه داراي هوش هيجاني بالايي مي‌باشند. اميد نقش شگفت‌آوري در موفقيت تجاري و مديريتي افراد دارد و زندگي حرفه‌اي هر كس كه به كسب و كار تجاري مي‌پردازد به نحو چشمگيري وابسته به ميزان اميد اوست. اميد چشم‌انداز و دورنمايي روشن و پرنوري است كه نشان مي‌دهد در نهايت همه چيز به خوبي پيش خواهد رفت. اشنايدر، اميد را اين گونه تعريف مي‌كند: اعتقاد به اين امر كه هدفتان هرچه باشد هم اراده دستيابي به آن را داريد و هم راه آن مقابلتان گشوده است. افراد پراميد كه اميدشان تمامي ندارد وقتي در دستيابي به هدفي مثلاً در انعقاد قرارداد معامله‌اي شكست مي‌خورند بر اين باورند كه سخت تر كار و تلاش كنند و به مجموعه كارهايي مي‌انديشند كه مي‌توانست سبب موفقيت آنها در معامله مذكور شود و از آنها درس مي‌گيرند.

خوش‌بيني نيز همانند اميد اثر بسياري در موفقيت كار تجاري دارد. خوش بيني يعني كه فرد صبر و انتظار زيادي داشته باشد. انتظاري در اين جهت كه علي رغم وجود موانع و دلسردي‌ها در مجموع زندگي همه چيز درست خواهد شد. خوش بيني‌ها شكست را رويدادي مي‌بينند كه مي‌توانند آن را جبران كنند.

در تحقيقي كه سيلكمن بر روي بازارياب‌هاي شركت بيمه مت لايف انجام داد مشخص شد كه بازارياب‌هايي كه به طور ذاتي خوش بين هستند در سال اول كار خود به طور متوسط ۳۷ درصد بيشتر از افراد بدبين افراد را بيمه كرده‌اند و رها كردن كار در سال اول در بين افراد بدبين دو برابر افراد خوش بين بوده است. توانايي افراد در شنيدن و پذيرش پاسخ منفي با رويي گشاده در تمام زمينه‌هاي فروش و بده بستان تجاري تواني سرنوشت ساز است.

5- نتيجه‌گيري

خريد و فروش و بازار و مديريت و تجارت به صورتي اجتناب ناپذير با عامل انساني سروكار دارند. چه در محيط داخل سازمان كه سلول اصلي تشكيل دهنده واحدها افراد مي‌باشند و چه در محيط خارج از سازمان كه مديريت با عوامل متعدد انساني سروكار دارد. از دولتمرداني كه قوانين تجاري را تدوين مي‌كنند و گروه‌هاي مرجع اجتماعي مثل قهرمانان ورزشي و هنرمندان كه سلايق مردم را در خريد اجناس و رواج مد جهت دهي مي‌نمايند و نهاد خانواده كه بخصوص در خريدهاي بزرگ كانون اصلي مشورت مي‌باشند و مشتريان نهايي كه خريداران اصلي هستند تا نمايندگي‌هاي فروش و توزيع همگي عامل انسان را به عنوان هسته مركزي با خود همراه دارند. هوش هيجاني به عنوان توانايي درك احساسات و نياز ديگران كمك بسيار كارسازيست در جهت هدايت ديگران در راهي كه منتهي به اهداف بلند مدت و كوتاه مدت سازماني و رضايت افراد و جامعه مي‌شود.

[ جمعه نهم فروردین 1387 ] [ 0:43 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
يادگيري الكترونيك “ ؛ تغيير پارادايم در توسعه منابع انساني
 يادگيري الكترونيك “ ؛ تغيير پارادايم در توسعه منابع انساني

بر مبناي آمار منتشر شده در آمريكا از هر دلاري كه براي يادگيري هزينه مي‌شود، 40 درصد صرف هزينه رفت و آمد مي‌شود. كافي است در كنار هزينه رفت و آمد، هزينه‌هاي مربوط به تأمين فضا و تجهيز كلاسهاي حضوري نيز اضافه شود تا يكي از ابعاد ارزش آفريني رويكرد «يادگيري الكترونيك» نمايان گردد؛ يادگيري الكترونيك به ميزان قابل توجهي هزينه‌هاي سرمايه‌گذاري اوليه (مراكز آموزشي) و جاري (استاد و دانشجو) را كاهش مي‌دهد و توسعه سريع و اقتصادي يادگيري به مناطق دوردست را امكان‌پذير مي‌سازد.
بدين ترتيب منافع چهار ذي‌نفع اصلي ”يادگيري“ يعني «دانشجو، استاد،‌ سازمانهاي آموزشي و جامعه» به نحوي مؤثرتر تأمين مي‌شود.
رويكرد يادگيري الكترونيك در دنيا به سرعت در حال رشد است. براساس گزارش ” تحليلگران صنعت جهاني“،‌ حجم بازار يادگيري الكترونيك در سال 2007 بالغ بر 17 ميليارد دلار بوده و تا سال 2010 براي آن رشد ساليانه‌اي بالاتر از 25 درصد پيش‌بيني شده است. شيوه‌هاي گوناگون براي يادگيري الكترونيك وجود دارد كه از آن جمله استفاده از نوار ويدئو، نوار صوتي، CD كامپيوتري،‌ ويدئو كنفرانس و دوره‌هاي اينترنتي قابل ذكر است. 85 درصد دوره‌هاي يادگيري الكترونيك از طريق اينترنت و 55 درصد‌ آن از طريق ويدئو كنفرانس انجام مي‌شود.
سابقه دوره‌هاي اينترنتي در دنيا به اوايل دهه 1980 باز مي‌گردد. اولين دانشگاه مجازي دنيا در سال 1977 با همكاري 100 دانشگاه در كاليفرنيا تأسيس شد. امروز تقريباً تمام دانشگاههاي معتبر دنيا برخي از دوره‌هاي خود را به صورت اينترنتي ارائه مي‌كنند. در ايران نيز سابقه آموزشهاي رسمي اينترنتي به سال 1380 باز مي‌گردد. زماني كه دانشگاه تهران تعداد 9 درس را براي دانشجويان روزانه به صورت برخط (Online) ارائه داد.
امروز بيش از بيست دانشگاه بزرگ كشور دوره‌هاي آموزش اينترنتي ارائه مي‌دهند كه در اين ميان نام دانشكده مجازي علوم حديث و دانشگاه مجازي فرهنگ و معارف‌اسلامي در كنار دانشگاههاي فني كشور مانند دانشگاه صنعتي شريف، دانشگاه علم و صنعت،‌ دانشگاه صنعتي اميركبير و همچنين دانشگاههاي بزرگي مانند دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد نشانه هشياري و توجه همه جانبه مراكز آموزش عالي كشور به اين رويكرد مهم است. سازمان رشد وزارت آموزش و پرورش نيز با اجراي طرحي، براي مقاطع راهنمايي تا دبيرستان دوره‌هايي را به صورت اينترنتي ارائه مي‌كند. در كنار مراكز آموزشي، صدها شركت خصوصي نيز توليد ابزار، محتوا و ارائه خدمات آموزشي بر خط (اينترنتي) را محور فعاليت خود قرار داده‌اند.
هر چند شرايط خودجوش و رو به توسعه يادگيري الكترونيك در كشور نويد بخش همگامي سازمانهاي رسمي و غيررسمي به اين رويكرد است، اما موانع و عوامل بازدارنده اين توسعه نيز در جاي خود قابل تأمل است. براساس آمار سرشماري سال 1385 كشور تنها 3/22 درصد خانواده‌هاي ايراني داراي رايانه هستند و تنها 3/12 درصد آنان به اينترنت دسترسي دارند. اين نسبت براي برخي از استانهاي كشور به كمتر از 10 درصد سقوط مي‌كند. جمعيت 40 درصدي روستانشين با ميزان دسترسي 8/1 درصد به اينترنت نيز بايد به عنوان بخش مهمي از جمعيت كشور كه نيازمند توسعه و يادگيري هستند مورد نظر قرار گيرد.
محدوديت عناوين و كيفيت محتواي الكترونيك به زبان فارسي نيز يك عامل بازدارنده ديگر به شمار مي‌آيد. اين موضوع در كنار محدود بودن تعداد استادان و مدرساني كه آمادگي فني و انگيزه فعاليت در اين حوزه را داشته باشند قابل تأمل است. اينها برخي مواردي هستند كه سرعت و فراگيري توسعه اين رويكرد را محدود مي‌سازد.
قواعد يادگيري و توسعه منابع انساني به سرعت در حال تغيير است. قواعد جديد يادگيري الكترونيك هر روز بخشي از وعده‌هاي ارزش‌آفرين خود را محقق مي‌سازد و گامي ديگر قواعد آموزشهاي سنتي را به حاشيه مي‌راند. دير يا زود پارادايم جديد به جاي پارادايم فعلي يادگيري مي‌نشيند و فرصتها و تهديدات جديدي را به همراه خود مي‌آفريند. در اين شرايط سه سؤال اساسي پيش روي قرار دارد:
سؤال اول: چه كساني مي‌توانند از اين فرصتها استفاده كنند؟ تنها كساني مي‌توانند از اين فرصتها بهره جويند كه آمادگي و قابليتهاي لازم را فراهم كرده باشند. فرصت به صورت بالقوه براي همگان وجود دارد ولي تنها براي كساني به فعليت مي‌رسد كه امكان استفاه از آن را دارا باشند. در نقطه مقابل، سازمانها و افرادي كه نسبت به اين موج جديد از تحولات بنيادين قواعد بي‌اعتنا باشند، هدف اصلي خسارات نهفته در تهديدات اين پارادايم جديد خواهند بود. اين مفاهيم از منطق عمومي تغيير پارادايم‌ها نشأت مي‌گيرد.
سؤال دوم: اينكه آيا بدون توجه به پارادايم جديد يادگيري و تنها با اتكاء به روشهاي سنتي مي‌توان به جايگاه علمي برتر منطقه به عنوان يك هدف اساسي در سند چشم‌انداز كشور دست يافت؟ پاسخ اين سؤال از روش استنتاج منطقي دشوار و مستلزم توجه جدي‌تر به ابعاد اين موضوع است، ولي يك احساس عمومي اين برداشت را در بردارد كه برتري در جايگاه علمي نيازمند استفاده از قواعد مؤثرتر يادگيري (و ياددهي) خواهد بود.
سؤال سوم: اين است كه چه بايد كرد؟ اين نگارنده در مقام و درصدد ارائه يك الگوي راهگشا در اين نوشتار نيست، ولي چند ايده مي‌تواند محورهاي اساسي ذهن او را بر خواننده بگشايد:
-1 آماده ترين كنشگران اين حوزه، دانشجويان و طلبه‌هايي هستند كه شوق يادگيري دارند. توصيه ما به اين افراد است كه تجربه شيوه‌هاي يادگيري الكترونيك را جزئي از موضوعات يادگيري خود قرار داده و بدين ترتيب خود را با فضاي دانشجويي و طلبگي فردا پيوند دهند.
-2 آمادگي استادان و مدرسان اين حوزه براي پذيرش و فعال شدن در پارادايم جديد، يك پيشرانه بسيار مؤثر است. بايد موانع موجود با عزم و جسارت حاصل از روحيه والايش علمي شكسته شود، در غير اين صورت سرنوشت آنان به پارادايم گذشته گره مي‌خورد.
-3 دانشگاهها و مراكز آموزشي امروز يادگيري الكترونيك را يك مفهوم جديد و قابل تجربه مي‌دانند.
اين خوب است، ولي كافي نيست، اگر آنان اين تغيير پارادايم را به درستي درك كنند، بايد اين مقوله را استراتژي سازمان خود قرار دهند و منابع مادي و معنوي خود را براي بهر‌ه‌گيري از فرصتهاي آن بسيج نمايند. اين كار تنها بر روي كاغذ فايده‌اي ندارد، بلكه بايد به برنامه عملياتي و ساليانه تبديل شود، هدفگذاري گردد و به حركت ملموس سازماني منجر شود.
-4 حكومت چه وظيفه‌اي در اين قبال دارد؟ تحقق اهداف بلند چشم‌انداز كشور بر عهده كارگزاران حكومتي است. توسعه زيرساختهاي فني و فرهنگي، توسعه آمادگي عمومي فناوري اطلاعات و وضع و اجراي قوانين حمايتي از شركتهاي دولتي و خصوصي فعال در اين حوزه، اقداماتي ضروري و قابل توصيه است. اين قطره كه سيرابي نزايد، شايد كه تشنگي فزايد.

[ جمعه نهم فروردین 1387 ] [ 0:23 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
ضرورت تحول درمشاوره مديريت

ضرورت تحول درمشاوره مديريت

در سالهاي اخير، تغييروتحولي معني داركه بتوان آن راشايسته"مشاوره مديريت"دانست دركشور رخ نداده و يا لااقل نتايج و ارزيابي آنچه كه بتوان آن رانوعي تحول وتحرك دراين حوزه ناميد هنوز به طور شفاف در دسترس قرارنگرفته است.اگربخواهيم نگاهي گذرابه مهمترين تحولات در حوزه و حرفه مشاوره مديريت در سالهاي اخيربيندازيم، فهرستي محدود شامل موارد زير را پيش روي خود خواهيم داشت:


ادامه مطلب
[ جمعه نهم فروردین 1387 ] [ 0:19 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
سهام عمومي(common stock- common shares=equities)

1-        سهام عمومي(common stock- common shares=equities)

همانگونه كه در خريد اوراق قرضه در مقابل پرداخت پول فرد يا مؤسسه صاحب يك ورقه يا سند بنام ورقة قرضه ميشود در خريد سهام نيز در قبال پرداخت، فرد يا مؤسسة خريدار صاحب يك سند يا ورقه بنام سهم ميشود كخ مبين خريد سهم است . هر سهم مدرك مالكيت نسبي دارندة آن در شركت انتشاردهندة آن است.

اگر در يك شركت سهامي يك ميليون سهم منتشر كند و فردي 100000 سهم آنرا خريداري نمايد در اينصورت ده درصد كل سهام  منتشره متعلق به فرد مورد بحث خواهد بود. در اينصورت شركت سهامي مربوطه پس از پرداخت بهره‌هاي ثابت خود به طلبكاران مي‌تواند سود سهم بين سهامدارن توزيع كند كه تحت اين شرايط ده‌درصد سودسهام متعلق به فردي خواهد بود كه 10 درصد سهام شركت را خريداري كرده‌است. در صورتيكه شركت سهامي موفق به كسب سود نباشد سهامدارن آن بطور طبيعي سودسهم دريافت نمي‌كنند ولي دارندگان اوراق قرضة اين شركت سود اوراق قرضة خود را دريافت خواهند كرد و لذا در وضعيت بهتري نسبت به سهامدارن قرار خواهند داشت . در مقابل اگر شركت موفق به كسب سود زيادي شود سهامداران خواهند توانست از سود سهم (dividend) زيادي برخوردار شوند ولي دارندگان اوراق قرضة شركت تنها مقدار ثابت سود اوراق قرضه را ديافت خواهند كرد و لذا در اين موقعيت وضعيت مالي سهامداران بهبودي بيشتري خواهد يافت.

مثال: فرض كنيم يك شركت درآمد سالانه‌اي معادل با 500000 دلار دارد . اين شركت سالانه يك ميليون دلار اوراق قرضه منتشر مي‌كند و سالانه به آنها 10 درصد سود پرداخت مي‌كند علاوه‌براين شركت يادشده 80000 سهم 100 دلاري به فروش ميرساند . براي سادگي فرض مي‌كنيم كه شركت مورد اشاره ماليات نمي‌پردازد وپس از پرداخت هزينة بهره‌هاي ثابت خود كلية درآمدهاي خود را يه عنوان سودسهم بين دارندگان سهام تقسيم مي‌نمايد حال بايد معلوم كنيم چه مقدار از درآمد شركت را صاحبان اوراق قرضه دريافت مي‌كنند و براي هر سهم چقدر سود سهم تعلق مي‌گيرد؟ اگر درآمد شركت برابر 100000 دلار باشد و يا بع 1700000 دلار برسد شرايط مورد اشاره چگونه تغيير پيدا ميكند؟

حل مثال: ده درصد يك ميليون دلار كه قيمت اسمي اوراق قرضه است معادل 100000 دلار است بنابراين از كل درآمد 500000 دلار شركت 100000 دلار سوداوراق قرضه كم ميشود:  و باقيمانده بين 80000 سهم تقسيم ميشود بنابراين سهم سود هر سهامدار به ازاء يك سهم برابر است با : 

                

در صورتيكه درآمد شركت 100000 دلار باشد كل اين مبلغ به صاحبان اوراق قرضه تعلق ميگيرد ودارندگان سهام چيزي دريافت نمي‌كنند و چنانچه درآمد به 1700000 دلار برسد با كسر بهرة اوراق قرضه يعني 100000 دلار از آن (1700000-100000=1600000) مابقي بين 80000 سهم تقسيم ميشود:

بنابراين سود هر سهم به 20 دلار بالغ خواهد شد. ازاين مثال معلوم ميشود كه درآمد صاحبان سهام به همراه كم و زيادشدن درآمد شركت كم وزياد ميشود ولي درآمد ساحبان اوراق قرضه ثابت است وربطي به كم يا زيادشدن درآمد شركت ندارد. بدليل آنكه درآمد صاحبان اوراق بهادار قرضه ثابت است ودچار كاهش نميشد تعداد زيادي از سرمايه‌گذاران اوراق قرضه را قابل اعتمادتر از سهام ميدانند ولي اگر شركت در فعاليت خود دچار شكست شود واعلام ورشكستگي نمايد صاحبان اوراق قرضه از طريق فروش دارئيهاي شركت اصل وفرع پول خود را دريافت خواهد كرد.

 

 

2-        ريسك  نرخ برگشت اوراق قرضه و سهام

در اينجا بصورت ساده معني ريسك و نرخ برگشت اوراق قرضه و سهام عادي را مورد بررسي قرار ميدهيم .

2-1-  نرخ برگشت (Rate of Return-ROR)

نرخ برگشت در خصوص يك نوع سرمايه‌گذاري از طريق تعيين ميزان تغيير در ارزش آن در يك دوره معين و تقسيم اين تغيير بر سرمايه‌گذاري اوليه بدست ميايد. در صورتيكه سرمايه‌گذاري، يك سهم از يك شركت را به قيمت 100 دلار خريداري كند و آخر آنرا به مبلغ 120 دلار بفروشد در اين حال نرخ برگشت اين سرمايه‌گذاري بصورت زير بدست ميايد:

اگر فرد سرمايه‌گذار  در سهم شركت 5 دلار هم سرسال سهم سود (dividend) دريافت كند در اين حال ROR به صورت ديگري درميايد:

در جدول زير بر اساس تحقيقات انجام شده متوسط نرخ برگشت سالانه انواع اوراق بهادار در فاصلة‌سالهاي 1926-1996 در امريكا نشان داده‌شده‌است. در جدول زير انحراف استاندارد متوسط نرخ برگشت سالانه انواع اوراق بهادار نيز معلوم گرديده‌است. با مطالعة جدول زير روشن ميشود كه اولاً متوسط نرخ برگشت سالانه سهام بيش از اوراق قرضه بوده و ثانياً انحراف استاندارد متوسط نرخ برگشت سالانه سهام بيشتر از اوراق قرضه بوده‌است. اين موضوع ثبات نسبي درآمدهاي اوراق قرضه را نشان ميدهد.

Standard daviation (%)

Average Rate of Return(%)

Securities

20.3

12.7

Large company stocks

34.1

17.7

Small company stocks

8.7

6

Long-term corporate bonds

9.2

5.4

Long-term government bonds

5.8

5.4

Intermediat-term government bonds

3.3

3.8

u.s Treasury Bills

 Summary Statistics of Annaul Total Returns on Basic Securities ,1926-1996

جدول  فوق معلوم ميكند كه متوسط نرخ برگشت در سهام شركتهاي كوچك بيش از شركتهاي بزرك است يعني 17.7 درصد در مقابل 12.7 درصد مي‌باشد. علت اين امر ريسك آميز‌بودن قيمت سهام شركتهاي كوچكتر در بازار است زيرا نرخ ورشكستگي و عدم موفقيت بين شركت‌هاي كوچك اغلب بيشتر از شركتهاي بزرگتر است و اين امر به تغييرات مداوم قيمت سهام آنها در بازار منجر ميشود و در نتيجه سهام شركتهاي كوچكتر داراي ريسك بالاتري است و هر سرمايه‌گذاري كه ريسك بالاتري دارد بايد براي سرمايه‌گذار درآمد بيشتري ايجاد كند تا سرمايه‌گذار را به خود جلب نمايد.

 

-4- پاداش ريسك (Risl premium)

 پاداش ريسك در مرحلة مقايسة اوراق قرضة ريسك‌دار و بدون ريسك معني پيدا مي‌كند. در بازارهاي مالي معروف پيوسته اوراق بهادار ريسك‌دار وبدون ريسك وجود دارند/ پاداش ريسك به تفاضل نرخ برگشت متوسط سرمايه‌گذاري برروي اوراق بهادار ريسك‌دار و بدون ريسك ( مثل اوراق قرضه كوتاه مدت دولتي و يا اسناد خزانه T-bills) اطلاق ميشود. اگر اوراق بهادار بدون ريسك نرخ برگشت متوسط معلومي داشته‌باشند. سرمايه‌گذار برروي اوراق بهادار ريسك‌دار انتظار دارد در مقابل پذيرش ريسك از نرخ برگشت متوسط بالاتري در بازار بهره‌مند باشد و هرچه نرخ برگشت سرمايه‌گذار پذيراي ريسك نسبت به نرخ برگشت متوسط بازار بيشتر باشد تمايل وي براي سرمايه‌گذاري ر اوراق بهادار ريسك بالا مي‌رود زيرا پاداش ريسك او بيشتر ميشود. پاداش ريسك در واقع نرخ برگشت بيشتري نسبت به نرخ برگشت متعارف در بازار برروي اوراق بهادار بدون ريسك است . اگر نرخ برگشت متوسط براي اوراق بهادار بدون ريسك در بازار مالي برابر r  و نرخ برگشت متوسط برروي اوراق بهادار ريسك دار در بازار برابر k باشد در اينصورت پاداش ريسك معادل k-r خواهد بود. اگر فردي برروي يك ورقة بهادار ريسك‌دار سرمايه‌گذاري كند انتظار نرخ برگشت بيشتري معادل با k-r خواهد داشت و هرچه حاصل مقدار k-r زيادتر باشد رضايت سرمايه‌گذار بهتر و بيشتر تأمين خواهد شد. زيرا با افزايش فاصله r,k پاداش ريسك سرمايه‌گذار زيادتر ميشود و سرمايه‌گذاري بر روي اوراق بهادار ريسك‌دار منطقي و سودآور جلوه مي‌نمايد.

5-اثرات دولت و محيط بر تصميمات سرمايه‌گذاري در يك شركت

مديريت شركتها در تصميمات مربوط سرمايه‌گذاري خود معمولاً سعي دارند كه درآمد يا سهم سود سهامداران خود سهامداران خود را به حداكثر برسانند گاهش از اين اقلام به حداكثر كردن ثروت سهامدارن تعبير ميشود ولي فعاليت شركتها تحت تأثير عوامل متفاوتي قرار دارد و عملاً رسيدن به هدف مورد اشاره دچار محدوديتهايي مي‌گردد. مثلاً اگر شركت در موقعيت مونوپولي يا انحصاري در بازار رقابت قرار داشته‌باشد ممكن مؤسسات مختلف وابسته به دولت براي حمايت از مصرف‌كنندگان مداخلاتي را از طريق وضع قانون و مققرات ويا اخذ تثميم‌هاي مختلف انجام دهند.

قوانين بازرگاني و توليدهم از عوامل ديگري هستند كه در تصميمات مديريت شركتها اثر ميگذارند و بطور طبيعي مانع از شكل‌گيري روندكارو فعاليت در شركت مطابق با ترجيح و تمايلات مديريت ميشوند. قوانين مربوط به ماليات و ماليات‌بندي بر روي شركتها از ديگر عوامل مؤثر بر روي رفتار مديريت شركتها هستند. قوانين مالياتي مي‌توانند انتشار اوراق‌قرضه و يا سهام را تحت تأثير قرار دهند و يا سرمايه‌گذاري در اوراق بهادار را رونق بخشيده و يا آنرا كند نمايند.

سنديكاها، قوانين محيط زيست، حقوق و قوانين كارها و يا قوانين مربوط به صادرات و واردات همگي از جمله عواملي هستند كه بر تصميمات مديران شركتها اثر گذارند. در نتيجه زمانيكه مدير مالي (chief financial officer=CFO) در خصوص يك پروژه يا يك سرمايه‌گذاري مشغول تجزيه و تحليل است علاوه بر جريانات پولي مورد نياز پروژه و در آمدهاي آن پروژه بايد قوانين دولتي، قوانين محيط زيست، قوانين صادرات و واردات و . را نيز مورد توجه قرار دهد و معلوم كند با وجود همة اين عوامل اثرگذار آيا پروژه و يا سركايه‌گذاري در جهت افزايش ثروت سهامداران مؤثر واقع ميشود يا خير؟ براي آشنايي بيشتر با نقش مهم دولت در محيط هاي مالي مي‌توانيد به آدرس زير مراجعه نمائيد:

                          hHp://www.uncle-Sam.com

6- سرويس‌دهي به مشتري(customer Service)    

تا كنون معلوم گرديد كه مديريت شركت بايد همة عوامل اقتصادي، مالي اجتماعي و قوانين مختلف مالياتي ، محيط زيستي، صادرات و واردات و را به هنگام سرمايه‌گذاري در يك پروژه مورد توجه قرار دهد واز مؤثريت آن پروژه در خصوص افزايش سهم سود سهامداران شركت اطمينان حاصل نمايد. ولي اين نظريه يعني افزايش سهم سود سهامداران شركت مورد قبول كليه مديران شركتها نيست بعضي از مديران منافع جامعه، نيازهاي جامعه، اصول اخلاقي در مديريت شركت را نياز كاركنان شركت را مهمتر از افزايش سهم سود سهامداران ميدانند. علاوه براين مديراني كه داراي نظرية اخير هستند تأكيد دارند كه موفقيت شركت در بازار رقابت در گروخدماتي است كه به مشتريان خود عرضه مي‌كند اگر اين خدمات مطلوب مشتريان باشد و مشتريان را به استفاده از خدمات و كالاهاي شركت تشويق كند، حيات شركت ادامه خواهد يافت و منافع مورد انتظار حاصل خواهد شد. به عبارت ديگر تأمين سهم سود سهامداران شركت هم در نتيجة تأمين رضايت مشتريان فراهم خواهد شد براي موفقيت شركت در يك پري
[ جمعه دوازدهم بهمن 1386 ] [ 23:7 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]
انواع بازارها (The types of Markets)

-انواع بازارها (The types of Markets)

از ديدگاه مالي و سرمايه‌گذاري بازارها انواع متفاوتي دارند كه در اينجا به بررسي آنها مي‌پردازيم :

1- بازار مالي (Financial Market)    

از بازار پول قرض كوتاه‌مدت ويا بدهي كوتاه‌مدت بدست ميايد. بازار براي شركتها و مؤسسات پولي تحت عنوان بدهي يا قرض تأمين مي‌نمايد تا آنكه آن قرض يا بدهي را ظرف مدت كمتر از يك سال به دهندة آن بازپس گردانند. بازار پول بازار بسيار وسيعي است . اين بازار شامل تمام بنكاههاؤ مؤسسات و بانكاهيي است كه براي نيازهاي كوتاه‌مدت شركتها و صنايع ، سرماية در حال كار يا سرماية‌جاري (Working capital) فراهم مي‌كنند. بازار پول داراي بازار اوليه (primary ,money market ) و نيز داراي بازار ثانويه يا دست دوم (secondary Market Money) است . در بسياري از كشورها بانكهاي تجاري نقش مهمي در بازار پول ايفا مي‌كنند. اغلب اوقات كشورهاي مختلف دنيا داراي بازار پول وسيع هستند وانواع اوراق بهادار با ريسك پائين در اين بازارها معامله ميشوند. اين اوراق بهادار بسرعت قابل تبديل به پول هستند. در كشورهاي پيشرفته صنعتي ممكن است روزانه ميلوينها و حتي ميلياردها دلار اوراق بهادار در بازارهاي پولي بزرگ و عمده خريد و فروش شوند. در امريكا، بازار اوراق بهادار از نظر حجم جابه‌جايي پول از بازار بورس نيويورك NYSC


 ((New York stock chang  وسيع‌تر است .

در بازار پول افراد يا مؤسساتي كه اوراق بهادار در اختيار دارند ولي موعد پرداخت قيمت آنها از سوي مؤسسات مربوطه نرسيده‌است مي‌توانند اين اوراق را به قيمتي كمتر از قيمت اسمي (principale) يا قيمت ثبت شده بر روي آن (Face value) بفروشند. در اين صورت خريدار اين اوراق مي تواند قيمت اصلي اين اوراق را در سررسيد آنها دريافت كند وبه مقداري كه اوراق بهادار را كمتر از قيمت واقعي ثبت شده بر روي آن‌ها خريداري نموده‌استفاده كند. در بازار پول ممكن است مشكلاتي براي معامله‌كنندگاه يا خريداران اوراق بهادار پيش بيايد مثلاً اگر نرخ بهره افزايش پيدا كند اين بدان معني است كه پول صرف شده براي خريد اوراق بهادار در حاليكه مي‌توانست سود بييشتري ببرد اكنون از طريق خريد اوراق بهادار در بازار پول سود كمتري بدست ميدهد. در اينگونه موارد معمولاً قيمت اوراق ببهادار كاهش ميابد. از اين فرصت پيش آمده افراد فعال در بازار پول مي‌توانند استفاده نموده وسرماية‌خود را در بازار پول بكار اندازند و اوراق بهاداري را كه قبلاً با قيمت بالا بدست مي‌آورند با قيمت پائين‌تر بخرند و به اين ترتيب بازار پول دچار ركود نميشود ولي كسانيكه قبلاً و پيش از كاهش قيمت اوراق بهادار آنها را خريده باشند، متحمل ريسك نرخ بهره (interest-rate risk) خواهند شد . بايد توجه داشت كه در بسياري از بازارهاي پولي اعتبار و جايگاه اوراق بهادار چنان است كه افزايش نرخ بهره در قيمت آنها آنها تقريباً قابل اغماض است .

 

1- بازار سرمايه (capital Market)

از بازار سرمايه براي شركتها و مؤسسات بدهي يا قرض بلندمدت ويا پولي كه بر اساس فروش سهم بدست ميايد، تهيه مي‌گردد پولي كه شركتها و مؤسسات مختلف از بازارها سرمايه تهيه مي‌كنند در مدتي بيش از يك سال مورد استفاده قرار ميگيرد.

2- بازار اوليه (primary Market)

بازاري را از ديدگاه مالي و سرمايه‌گذاري اوليه مي‌ناميم كه در آن شركتها و مؤسسات دولتي از طريق انتشار اوراق بهادار مختلف تنها يك دفعه پول بدست مياورند و از آن پول در جهت اهداف و مقاصد خود استفاده مي‌نمايند. پس از انتشار يك ‌سري از اوراق بهادار گوناگون در بازار اوليهؤ شركتها و مسسات دولتي تنها يك بار پول بدست مياورند به عبارت ديگر يك سهم يا تعدادي اوراق قرضه تنها يك دفعه براي سازمان انتشاردهنده آنها پول تأمين مي‌كنند. اين حادثه هم در بازار اوليه اتفاق مي‌افتد.

5-بازار ثانويه (secondary Market)

بازاري را از ديدگاه مالي و سرمايه‌گذاري ثانويه مي‌ناميم كه در آن اوراق بهاداري كه قبلاً در بازار اوليه منتشر شده‌اند بين افراد ومؤسسات خريد و فروش ميشوند ولي اين خريد و فروش براي شركتها يا مؤسسات انتشاردهندة آنها پولي را حاصل نمي‌كند و باعث تأمين دوباره سرمايه يا پول نمي‌گردد. اگر منفعتي در بازار ثانويه از طريق خريد و فروش اوراق بهادار بدست مي‌آيد آن منفعت نصيب خريد و فروش‌كنندگان مي‌گردد و شركت يا مؤسسة انتشار دهنده آن اوراق بهادار را منتفع نميسازد. لازم به يادآوري است كه اگرچه خريد وفروش اوراق بهادار در بازار ثانويه سبب ورود پول جديد به شركتها و مؤسسات انتشاردهندة‌آنها

 

نيز مورد بررسي و دسته‌بندي قرار ميدهند.

 

[ جمعه دوازدهم بهمن 1386 ] [ 23:4 ] [ کمال باقرزاده هوشمندی ] [ ]